• یکشنبه 10 خرداد 1405
  • ١٤ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 31
یکشنبه 10 خرداد 1405
کد مطلب : 276841
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/86XPj
+
-

رنگ علیه جنگ

درباره میرزاحمید، بنکسی ایران و گرافیتی‌های تازه‌اش که بر دیوار مدارس جنگ‌زده نقش بسته‌اند

گزارش
رنگ علیه جنگ

سحر جعفریان عصر | روزنامه‌نگار

سال‌هاست که نقش‌شان به دیوار خرابه‌ها و ویرانه‌های تاریخی و فرسوده تهران نقاشی شده؛ نقش آدمک‌های لاغر، پیکره‌های کشیده، گاهی تک و گاهی جمع، همگی تو پُر از رنگ سنتی اُخرایی خاک‌رُس؛ نقش‌مایه‌های انسانی ساده اما رازآلود که نقاش‌شان با نام مستعار «میرزاحمید» و شهرت «بنکسی ایران» شناخته شده و از او جز همین اسم و رسم غیرشناسنامه‌ای هیچ رد‌و‌نشانی نیست. باقی، هر چه هست نقش‌های منحصربه‌فرد اوست؛ از کوچه برازجان اودلاجان و گذر تنگ باغ معیر سنگلج، کارخانه متروک یخچال‌سازی نزدیکی اکباتان، فرورفتگی‌های دوداندود حاشیه بزرگراه نواب صفوی و درِ کهنه عکاسخانه قدیمی هما خیابان ولیعصر(عج) تهران تا پیاده‌روهای قدیمی خرمشهر و دمشق و گالری‌ای هنری در نیویورک. حالا مدتی است این دیوارنگار به هنر گرافیتی بر دیوار مدارس آسیب‌دیده از جنگ تحمیلی سوم با عنوان «تا آخرین قطره شمع، تا آخرین قطره خون...ایران» مشغول است. میرزاحمید، وطن و نقشه مرزهای آن را میان نقش‌های خیال‌انگیز پیشین خود گنجانده تا گرافیتی متفاوت از نقاشی‌دیواری‌‌های اعتراض‌آمیز اجتماعی، سیاسی و حتی تاریخی دیوار برلین، شکل بگیرد.  او تاکنون بر دیوار بیش از 5 مدرسه از مجموع 323 مدرسه آسیب‌دیده از جنگ در تهران،‌ نقاشی‌های سرخ کشیده‌است.

گرافیتی، سخن از زبان ما می‌گوید 
کمی بعد از آنکه بمب‌های جنگی، تن وطن را چاک چاک کرد، میرزاحمید دوباره پای دیوارها ایستاد؛ دیوارهایی فروریخته؛ ولی نه از گذر زمان که این بار از وقوع جنگ و سقوط موشک. با همان رنگ اخرایی همیشگی و به همان نقوش گرافیتی آشنا که نقشه ایران را میان‌شان نمایان ساخته‌است. دیوارنگاری‌های تازه میرزاحمید که تصاویرش در شبکه‌های مجازی بسیار طرفدار یافته، بر دیوارهای تا نیمه ریخته مدارس جنگ‌زده تهران ترسیم شده؛‌ مدارسی که یا گودالی وسط حیاطشان دهان باز کرده و یا سقف کلاس‌هایشان آوار و نیمکت‌هایشان درهم شکسته شده‌است. او بالای تخته‌سیاه مدرسه شهید محلاتی خیابان ایران، پیکره یک زن با دامن را کشیده که انگار مادرانگی می‌کند برای اطلس ایرانی که در آغوش دارد. کسی چه می‌داند؛ شاید صدای کلاس به گوش آقای دیوارنگار مشهور و ناشناس، آن لحظه که نقاشی می‌کرد پیچیده‌بود... صدای هیاهو یا پچ‌پچ دانش‌آموزان:‌ «آقا اجازه، سهرابی کتابمون رو برداشته، آقا از امتحان ریاضی چه خبر؟، هی امین خوراکی موراکی چی داری و آریان بابات اومده دفتر.»  میان 2پنجره در کلاسی دیگر از همان مدرسه، نقش مردی را کشیده که شکل پرواز و بالا رفتن دارد...بالا و بالاتر از سقفی که گچ آن ریخته و تیرک‌های چوبی‌اش پیداست.

کوچ پرستوها از مدرسه شهید محلاتی
پیکره‌های اخرایی در مدرسه شهید همدانی میدان نیلوفر نیز به قرار و روال مدرسه شهید محلاتی‌اند؛ زنان و مردانی که شمع به‌دست گرفته و نقشه ایران را می‌پایند و یا به کودکی نوپا آن را نشان می‌دهند. در راهروی طبقه دوم مدرسه، پنجره‌ای بزرگ و مشبک، بین آجرهایی مرتب و شوره‌زده، دیده می‌شود که تصویر سرخ پرستوهای مهاجر بر چند شیشه نشکسته آن‌ رسم شده‌است. هر یک از پرستوها به‌سویی متفاوت از هم پرواز می‌کنند؛‌ یکی راست و یکی چپ، یکی بالا و یکی پایین. درنظر میرزاحمید اما همگی نماد پَر پَر‌شدگان از جنگند...به دیوار کلاس 1/6نقش آدمک‌هایی که گِرد یک شمع جمع شده‌اند، تماشایی است. آدمک‌ها، کوتاه و بلند سعی دارند، شمع میان جمع را از گزند باد یا حتی نسیمی که به خوشی می‌وزد، حفظ کنند.

چند قطره اخرایی بر آوار جنگ 
میرزاحمید، قلم‌موی نازکی را در ظرف رنگ چرخانده و بعد تا سر گرد قلم‌مو را به دیوار پاگرد راهروی طبقه اول مدرسه علامه حلی 5 در خیابان افخمی برساند، چند قطره رنگ از آن به زمین چکیده؛ این از قطره‌های اخرایی خشک شده و پراکنده روی آوار کنار دیوار پاگرد راهرو هویداست. عکس این زمان و مکان را که میرزاحمید در آن سرگرم شکل و شمایل‌سازی نمادین از احوال روزهای پس از جنگ تحمیلی سوم با هنر گرافیتی است، کسی از همراهانش از او برداشته و در شبکه‌های مجازی انتشار داده‌است. حالا روی همان دیوار پاگرد راهرو که تلنبار آوار تا کمرکش آن بالا آمده، نقش چند مرد و زن دیده می‌شود؛ مردان و زنانی که جای قلب‌هایشان به قاعده دایره‌ای کوچک، خالی است و قلب‌هایشان روی سقف چشم‌نوازی می‌کنند.

مکث
اشک شوق میکل‌آنژ  پای تخته‌سیاه 

یکی از دنبال‌کنندگان صفحه مجازی میرزاحمید برای پست آخر او‌ نظر گذاشته:«فُرم ساده و محتوای سخت...مطمئنم اینجا کنار همین نقاشی، روح میکل‌آنژ و داوینچی و پیکاسو ظاهر شدن و تشویق می‌کنن.» و تصویر پست آخر، چنین است: تخته‌سیاهی شکسته و افتاده که هنوز کمی از نوشته‌های گچی روی آن پاک نشده...نوشته‌هایی درهم از زبان انگلیسی و ادبیات فارسی که واضح است بعضی دانش‌آموزان لابه‌لایش با نوشتن کلماتی، شیطنت کرده‌اند...روی دیوار، نقش خانواده، یک مرد، یک زن و یک کودک جلب توجه می‌کند...قلب کودک کنده شده و به پرواز درآمده. میرزاحمید بر تکه‌های درشت و کمی صاف آوار روی پشت‌بام مدارس نیز نقاشی کرده؛ نقش پرستوهای مهاجری که لبه بام نشسته و در فکر کوچی دوباره‌اند.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید