هدیهای برای یک مادر
٣١٣ نفر از مردم شهر یک اثر هنری تعاملی متفاوت به مادر و مادربزرگ خانواده شهدا کیالها و رستمی اهدا کردند
رابعه تیموری | روزنامهنگار
٣١٣ نفر از مردم گوشهوکنار تهران دور هم جمع شدند تا برای تسکین دل مادر و مادربزرگ شهیدان رستمی و کیالها کاری انجام دهند؛ مادری که در جنگ تحمیلی سوم ٨عضو خانوادهاش را در راه وطن فدا کرده است. آنها برای غافلگیری و خوشحال کردن او یک هدیه ویژه تدارک دیدند؛ یک تابلوی نقاشی خیلی بزرگ که از ٣١٣قطعه تشکیل شده و از کنار هم قرار گرفتن این قطعات تصویری به یاد شهدای این خانواده خلق شد. این ٣١٣نفر به دعوت تعدادی از فعالان فرهنگی دور هم جمع شدند و اثری که به وجود آوردند یکی از بزرگترین و خاصترین آثار هنری تعاملی کشور است.
مشارکت بدون محدودیت
وقتی تعدادی از فعالان فرهنگی در فضای مجازی اعلام کردند که قرار است با مشارکت مردم هدیهای متفاوت برای طاهره سربازمیزوجی، مادر و مادربزرگ شهیدان رستمی و کیالها تدارک ببینند، خیلی زود شمار داوطلبان به ٣١٣نفر رسید. در میان داوطلبان از بانوی ٧٠ساله تا کودک 4-3ساله یافت میشد. یکی کاسب بود و دیگری دانشآموز، یکی خانهدار و دیگری نظامی. هرکس بانی یک یا چند قطعه از تابلو شد و از هزینه ساخت تا رنگآمیزی آن را بر عهده گرفت. اگر هم کسی بضاعت مالی برای تقبل هزینه ساخت نداشت، همان مشارکت در رنگآمیزی کافی بود. مریم عصارهنژاد که یکی از فعالان فرهنگی و بانیان این فراخوان مردمی است، میگوید: «طول تابلو ٧متر و ٣٠سانتیمتر و عرض آن ۵متر و ٢٠سانتیمتر است که به ٣١٣ قطعه تقسیم شده. هر قطعه هم ٣٠در٤٠سانتیمتر است. »
یک اثر عاشقانه
بسیاری از داوطلبان تابهحال قلممو به دست نگرفته بودند و هیچوقت نقاش نبودهاند، اما دوست داشتند در شاد کردن دل این مادر شهید سهیم باشند. «از آنجا که قرار بود کار مردمی باشد و مهارت و توانایی شرکتکنندگان متنوع بود، ٢هفته طول کشید تا طراحان توانستند برای تابلو طرحی انتخاب کنند که با وجود محدودیت در رنگ و جزئیات، ویژگیهای هنری و مفهومی قابل توجهی داشته باشد. تعدادی از نقاشان هم در روز رنگآمیزی بهعنوان راهنما در کنار شرکتکنندگان بودند تا اصول کار را به آنها آموزش دهند.» گستردگی کار باعث شد رنگآمیزی قطعات ٣روز به درازا بکشد: «با آنکه هر یک از شرکتکنندگان ساکن نقاط مختلف تهران بودند و هرکدام مشغلههای متفاوتی داشتند وقتی شروع رنگآمیزی قطعات طراحیشده را اعلام کردیم، همه آنها ٣روز در ساختمان حوزه هنری و یکی از سالنهای ساختمان شهرداری منطقه٤ دور هم جمع شدند و شروع به رنگآمیزی پازلی کردند که قرار بود دل یک مادر شهید را کمی تسکین دهد.»
تکریم درخت با شرف
وقتی رنگآمیزی قطعات به پایان رسید، کنار هم قرار گرفتند تا طرح آن رخ نشان دهد: «فرشتههای آسمانی و ٧شهید خانواده قدردان و سپاسگزار دور درختی حلقه زدهاند که پیکر طفل ٢٢روزه آنها را پس از انفجار در آغوش گرفته بود و مادر شهید در صحبتهایش از آن بهعنوان درخت باشرافت یاد کرده بود...» این تابلو در میدان هفتحوض به مادر این خانواده شهید اهدا شد؛ همان میدانی که مادر در روزهای جنگ به همراه عزیزان شهیدش در گوشه و کنار آن پرچمگردانی کرده بود و هر گوشهاش خاطرات آخرین لحظات زندگی عزیزانش را زنده میکرد: «ما نصب تابلو را در حضور مادر شهید انجام دادیم و با آنکه ساعتها نصب تابلو طول کشید و مادر شهید همان روز مسافر بود تا پایان کار کنار ما ماند و بعد برای دیدار عزیزانش به گلزار شهدای قزوین رفت.»
برای شادی دل مادر
مادر قدر این همدلی مردم با دل داغدار خودش را خوب میدانست؛ «ما اصلا فکر نمیکردیم مردم در این طرح به این اندازه مشارکت کنند. تعدادی از آنها حتی ١٠ساعت سرپا ایستادند تا رنگآمیزی تابلو را انجام دهند. در جریان کار هیچکس در قید آسودگی خودش نبود و بسیاری از شرکتکنندگان حتی روی زمین، روی جدول حاشیه خیابان و حتی کف خیابان مشرف به سالن اجرای طرح مینشستند و کارشان را انجام میدادند. تا لحظه آخر هم پای کار بودند و از رنگآمیزی تا جابهجا کردن بومها و نصب تابلو مشارکت داشتند.»
مکث
نقش ما
در ایام انتخابات ریاستجمهوری1403 عدهای از فعالان فرهنگی که در عرصههای هنری هم دستی بر آتش داشتند، تصمیم گرفتند با تشکیل کانالی مجازی مردم را به حضور در انتخابات و ایفای نقش شهروندی خود تشویق کنند. تأثیرگذاری این حرکت در ایام انتخابات باعث شد کانال مجازی «نقش ما» بعد از فرونشستن تبوتاب و هیجانات آن دوره هم پابرجا بماند و بانیان آن در برهههای زمانی مختلف به تناسب و فراخور شرایط مردم را به حضور در میدانهای سیاسی و اجتماعی دعوت کنند. عصارهنژاد درباره رویکرد و ادامه مسیر این کانال مجازی میگوید: «تجربه نشان داده هر وقت برای مردم نقش تعریف شود و از آنها بخواهیم در عرصهای حضور داشته باشند، حتما نقشآفرینی و مشارکتی فعال خواهند داشت. با توجه به اینکه یکی از مهمترین نیازهای کنونی جامعه روشنگری و شرح واقعیتهاست، ما بنای کار کانال را بر مشارکت مردم در روشنگری جامعه قرار دادیم و سعی کردیم به روشهای مختلف فضای بحث و گفتوگوهای عمومی در مورد مسائل چالشی روز را به وجود بیاوریم.»
به شرط شگفتانه بودن
شیوههای فراخوان و مشارکتافزایی عصارهنژاد و همراهانش در برهههای زمانی مختلف متفاوت بود و گاهی مخاطبان خود را به تحریم محصولات رژیم صهیونیستی دعوت میکردند و گاهی آنها را به تأمل و واکاوی اخبار پرشبهه و غبارآلود فرامیخواندند. با شروع جنگ تحمیلی سوم این حضور و مشارکتافزایی مجازی فعالان فرهنگی جای خود را به حضوری میدانی داد و خلق یکی از بزرگترین تابلوهای هنری تعاملی کشور یکی از آثار این حضور همگرایانه بود؛ حضوری که به قول عصارهنژاد قرار است تداوم پیدا کند: «ما حتما طرحهای دیگری هم خواهیم داشت که بر پایه حضور و همراهی مردم طراحی و اجرا میشود، اما تلاش میکنیم جنبه شگفتانه بودن کار حفظ شود و رویکرد و اهداف گروه در قالبهای خلاقانه و نو دیگری دنبال شود.»