8 انگاره اشتباه در موضوع «ملت مبعوثشده»
محمدرضا حدادپور جهرمی | پژوهشگر
عبارت «مردم مبعوث شده» که رهبر معظم شهیدمان بهکار بردند، یکی از عمیقترین مفاهیم قرن اخیر در ادبیات انقلاب اسلامی است. اما متأسفانه برداشتهای سطحی و خودسرانه از این مفهوم، آن را به ابزاری برای هرجومرج، خودمحوری و حتی تضعیف نهادهای قانونی تبدیل کرده است. در این نوشتار، چهره واقعی «ملت مبعوث شده» را بازمیخوانیم.
1.«مبعوثشده» یعنی مسئولیت یافته، نه «پیامبر خودساخته»
تصور غلط: من هر چه به ذهنم رسید، میتوانم پلاکارد و پست بنویسم و فریاد بزنم و مطالبه کنم، چون مبعوث شدهام.
تصحیح: مبعوث شدن در لغت بهمعنای «برانگیخته شدن برای انجام مأموریتی مشخص» است. پیامبران مأموریت الهی داشتند، با چهارچوب، وحی و عقلانیت. مردم مبعوث شده نیز مأموریت مشخصی دارند: حضور آگاهانه، مطالبهگری عاقلانه و پشتیبانی از نظام در چارچوب قانون. نه هرجومرج، نه دخالت غیرمسئولانه در مقولات تخصصی، نه خودرأیی مطلق.
2.«نظارت مردمی»، نه «تصمیمگیری تخصصی»
تصور غلط: مردم باید تصمیم بگیرند که چه وقت جنگ شود، چه وقت مذاکره، چهکسی در صدر هیأت دیپلماسی و... باشد.
تصحیح: در نظام جمهوری اسلامی، تصمیمگیری در حوزههای تخصصی (نظامی، دیپلماسی، اقتصاد کلان) بر عهده خبرگان و نهادهای ذیصلاح است. مردم حق نظارت، اظهارنظر کلی و مطالبه شفافیت (البته در جایی که محرمانه نباشد) دارند. تشخیص موقعیت شلیک موشک و یا موضوعات مذاکرات از عهده «کف خیابان» خارج است.
3.«همراه با نظام»، نه «عبور از مسئولان»
تصور غلط: مردم مبعوث شدهاند تا از مسئولان عبور کنند و حرف اول و آخر را بزنند و اصلا مسئولان متهم به کودتا هستند و مردم نباید بگذارند.
تصحیح: مردم مبعوث شده به این معناست که مسئولان را رها نمیکنند و پشت آنها میایستند، نه اینکه از آنها عبور کنند. وحدت ملت و مسئولان رمز پیروزی است. خودسری در برابر نهادهای قانونی، نه انقلابیگری، بلکه آنارشیسم است.
4.حضور سالم و مؤثر در میدان، نه بالا بردن هر پلاکاردی
تصور غلط: با یک ماژیک و یک تکه مقوا، هر چه خواستم مینویسم و به نام «خواست مردم» تمام میکنم. اسمش را هم میگذارم مطالبهگری تا به قول فلان حاج آقا تجمعاتمان تبدیل به فستیوال و هیأت نشود.
تصحیح: مطالبه واقعی باید مستند، منطقی، امکانپذیر و مبتنی بر اولویتهای ملی باشد. پلاکاردهایی با محتوای نامفهوم، نشدنی یا تحقیرآمیز، نهتنها سودی ندارند، بلکه آبروی تجمع و نظام را میبرند و دستاویز دشمن میشوند.
5.«شهروند مسئول»، نه «پلیس خودسر»
تصور غلط: من میتوانم در تجمعات به بدحجابها هرگونه صلاح دانستم تذکر بدهم و حتی آنها را از جمع اخراج کنم.
تصحیح: امر به معروف مراتبی دارد. مرتبه عملی فقط در اختیار حاکمیت و مأموران رسمی است. برخورد خودسر با افراد، علاوه بر گناه شرعی، وحدت ملی را خدشهدار میکند و بهانه بهدست دشمن میدهد. وظیفه مردم، «ترویج فرهنگ عفاف با رفتار جذاب» است، نه «فرو کردن پلاکاردها و یا ادبیات تند توی
چشم مردم».
6.«صدای واحد»، نه «ادعای نمایندگی کل مردم»
تصور غلط: هر کسی پلاکارد دست گرفت یا پستی زد و یا هر شب در خیابان حاضر است، «صدای یکپارچه ملت» است و همه باید
تابع باشند.
تصحیح: ملت ایران از سلایق و گروههای مختلف تشکیل شده است. هیچ فرد یا گروهی نمیتواند ادعا کند «نماینده همه مردم» است. مردم مبعوث شده، یک «بلوک همگن» نیستند؛ آنچه آنها را متحد میکند، «دوستی مشترک با نظام و دشمنی مشترک با استکبار» است، نه یکساناندیشی.
7.مطالبهگری عاقلانه، نه توقعات محال
تصور غلط: باید مسئولان «اینقدر موشک بزنند تا اسرائیل نابود شود»، «در مذاکرات فقط باید امتیاز بگیریم و هیچ امتیازی ندهیم»، «علمای اسلام باید جلوی ترور رهبر جدیدمان را بگیرند» و...
تصحیح: مطالعه «شدنی» و «ناشدنی» شرط عقلانیت است. مطالبه محالات یا از سر نادانی است یا عمدا برای ایجاد ناامیدی بعدی مطرح میشود. مبعوثشدگان واقعی «خواستنیهای شدنی» را میطلبند و برای نیل به آنها برنامه و صبر دارند.
8.«حفظ حرمتها»، نه «توهین به هر کس که نظر دیگری دارد»
تصور غلط: هر کس با من موافق نباشد، خائن، منافق، ترسو یا نادان است. من حق دارم به او توهین کنم.
تصحیح: در فرهنگ انقلابی، نقد با تخریب و توهین فرق دارد. مبعوثشدگان باید با «قول لین و قول سدید» سخن بگویند. ادبیات رکیک، القاب زشت (مانند قتیل المذاکرات) و برچسبزنی نه از روی غیرت، بلکه از روی ضعف منطق است. حرمت مؤمن، حتی اگر خطا کند، واجب است.