طلاهای سرقتی در باغچه خانه زوج سارق پیدا شد
پشتپرده سرقت میلیاردی پس از بمباران
الهه فراهانی | روزنامهنگار
وقتی زن میانسال در باشگاه ورزشی تعریف کرد که خانه دختر و عروسش در جریان حمله موشکی دشمن آسیب دیده و آنها طلاهایشان را به وی سپردهاند که مراقبشان باشد، باورش نمیشد که همین حرفهای او زمینهساز یک سرقت میلیاردی باشد؛ سرقتی که اسرار آن در جریان تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران فاش شد.
به گزارش همشهری، ماجرا به هفتم اردیبهشتماه امسال برمیگردد؛ زمانی که زن میانسالی با مراجعه به پلیس از سرقت مقدار زیادی طلا از خانهاش خبر داد. او گفت: وقتی محله دختر و عروسم بمباران شد، آنها طلاهایشان را برای اطمینان بیشتر به من سپردند تا در گاوصندوق خانهام نگهداری کنم. چون خانه آنها آسیب دیده بود و امن نبود، طلاهایشان را که بیش از 2کیلو میشد به من سپردند و راهی سفر شدند اما چند روز بعد وقتی از باشگاه ورزشی به خانه برگشتم، متوجه شدم همه طلاها سرقت شده است.
شروع تحقیقات
با این شکایت، تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران برای حل معمای این سرقت شروع شد. بررسیهای اولیه نشان داد که سرقت به راحتی و بدون هیچ تخریبی رخ داده است. یعنی سارق یا سارقان کلید خانه را در اختیار داشته و از محل گاوصندوق نیز باخبر بودهاند.
کارآگاهان برای یافتن سرنخ به سراغ دوربینهای مداربسته مجتمع مسکونی محل سرقت رفتند. تصاویر نشان میداد مردی حدودا ۴۸ساله با موتورسیکلت سفیدرنگ، درحالیکه کلاه ایمنی و ماسک مشکی بهصورت داشت وارد مجتمع شده و کمتر از ۱۵دقیقه بعد آنجا را ترک کرده است. زمان حضور این مرد دقیقاً با زمان وقوع سرقت مطابقت داشت. در ادامه مشخص شد صاحبخانه در همان ساعت برای ورزش به باشگاه رفته و در خانه کسی حضور نداشته است.
ملاقاتهای مشکوک مقابل باشگاه
ماموران در ادامه به بازبینی تصاویر دوربینهای باشگاه ورزشی پرداختند. در تصاویر دیده میشد همان مرد موتورسوار در روز حادثه 2 بار مقابل باشگاه حاضر شده است. او با زنی حدودا ۴۰ساله که از باشگاه خارج میشد ملاقات کرده و چیزی شبیه دستهکلید را از او گرفته و بعد از مدتی دوباره تحویل وی داده است. وقتی تصویر زن 40ساله مقابل شاکی قرار گرفت، وی این زن را شناخت و گفت: «او یکی از دوستانم در باشگاه به نام شقایق است. چند سالی میشود که با هم آشنا شدهایم.»
خیانت در دوستی 4ساله
شقایق بازداشت شد و وقتی با تصاویر دوربینهای مداربسته روبهرو شد، لب به اعتراف گشود. او گفت سرقت را با همدستی همسرش میلاد انجام داده است. در ادامه همسر او نیز دستگیر و معلوم شد که وی در سالهای گذشته 2 بار به اتهام کلاهبرداری دستگیر و بهتازگی از زندان آزاد شده است. متهمان در اعترافات خود گفتند پس از سرقت، طلاهای سرقتی را در باغچه خانهشان دفن کردهاند تا پس از جنگ آنها را بفروشند. با راهنمایی متهمان، کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی محل دفن طلاها را شناسایی کردند و بیش از 2کیلوگرم طلای سرقتی کشف شد. به این ترتیب زوج سارق برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند.
بزرگترین اشتباه

شقایق میگوید که از زندانرفتن وحشت دارد و حالا متوجه شده که بزرگترین اشتباه زندگیاش را مرتکب شده است. گفتوگو با او را بخوانید.
چند سال است که مالباخته را میشناسی؟
حدود 4سال. در باشگاه ورزشی با او آشنا شدم. او هفتهای چند روز برای ورزش به باشگاه میآمد و در همانجا با هم دوست شدیم.
چطور از وجود طلاها در خانه او باخبر شدی؟
زمانی که جنگ شروع شد، دوستم یک روز خیلی هراسان وارد باشگاه شد. او گفت که خانه روبهرویی دخترش در حمله موشکی آسیب دیده و میخواهد طلاهای دختر و عروسش را برای نگهداری به خانه خودش بیاورد. بعد هم با عجله باشگاه را ترک کرد.
بعد از آن چه شد؟
از دفعههای بعد کمکم سر صحبت را باز کردم تا بفهمم طلاها را آوردهاند یا نه و کجا آنها را نگهداری میکنند. فهمیدم آنها را داخل گاوصندوق خانهاش گذاشته است. وقتی موضوع را به همسرم گفتم، او پیشنهاد سرقت داد. گفت اول باید بفهمیم گاوصندوق رمز دارد یا با کلید باز میشود. من هم در صحبتهایم با مالباخته متوجه شدم که گاوصندوق با کلید باز میشود. او من را وسوسه کرد تا نقشه سرقت بکشیم.
کلید را چطور بهدست آوردی؟
روز حادثه وقتی مالباخته برای ورزش به باشگاه آمده بود، از داخل کیفش که در کمد باشگاه بود دسته کلید را برداشتم. همسرم با موتور جلوی باشگاه آمد، کلید را به او دادم. او رفت سرقت را انجام داد و کمتر از ۱۵دقیقه بعد برگشت و کلید را دوباره به من داد. من هم کلید را سر جایش گذاشتم.