• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
پنج شنبه 24 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 276058
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/zKq8m
+
-

تحقق‌ رؤیای عرفان

مادر و برادر شهید خزایی از آرزوهای خاص عزیزشان می‌گویند

گزارش
تحقق‌ رؤیای عرفان

سیده کلثوم موسوی | خبرنگار 

دلسوز همه اطرافیان و خانواده، مهمان‌دوست و خوش‌برخورد بود. در فروش مصالح ساختمانی با برادرش مقداد فعالیت می‌کرد.  شعر «همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی  / چه زیان تو‌ را که من هم برسم به آرزویی» را بیشتر اوقات با خود زمزمه می‌کرد. هیئت هفتگی محل (هیئت محبان‌الزهرا سلام‌الله‌علیها) پاتوق خلوت‌های خالصانه‌اش شده بود.
 در خانواده مذهبی و قشر متوسط جامعه به دنیا آمد.  فردی آرام با تمایلات مذهبی که از نوجوانی به فعالیت در بسیج، هیئت‌های مذهبی و خدمت به دیگران علاقه داشت. عرفان خزایی32‌ساله و مجرد 22 اسفند 1404، در ایست و بازرسی میدان شوش، خیابان فدائیان اسلام، بر اثر اصابت موشک به شهادت رسید. سراغ مقداد خزایی برادر و شکوه خزایی مادر شهید رفتیم تا عرفان را از زبان خانواده بیشتر بشناسیم.

دا بوعه نذر چملت نوش(مادر نذر چشات بشه، نگو)
شکوه خزایی، مادر شهید عرفان خزایی با زبان شیرین لکی از ما استقبال می‌‌کند و می‌گوید: «شما مهمان عرفان هستید قدمتان روی چشم. عرفان من هر زمان مهمان می‌آمد کارهای خانه را انجام می‌داد. من 5 پسر دارم عرفان 32 سالش بود و شد پسر ته‌تغاری من که تنهایم گذاشت. او به من گفته بود که شریک لحظه‌هایم تا همیشه هست. هرچه به او گفتم ازدواج کند زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت: چطور مادرم را تنها بگذارم و ازدواج کنم؟ خادم آقا‌امام‌رضا(ع) بود و هر دفعه برایم تبرکی می‌آورد. از در که می‌آمد دست‌هایم را می‌بوسید و خم می‌شد و بوسه بر پایم می‌زد. این کار همیشه‌اش بود. تنها خواسته‌اش این بود که مادر برایم دعا کن شهید بشوم. اشک در چشمانم حلقه می‌زد‌ و می‌گفتم: عرفان من گریه‌ام می‌گیرد نگو. سریع جواب می‌‎داد که دا ( به زبان لکی یعنی مادر) بعد از اینکه از دنیا بروم وصیتم این است که یک قطره اشک نریزی. می‌گفتم: دا بوعه نذر چملت، نوش(مادر بشه نذر چشات نگو). او حتی کارت اهدای عضو هم گرفته بود.»

برایم گریه نکنید
اشک، درد آدم را تسلی می‌دهد اما امان از زمانی که عزیزی را از دست می‌دهی و قبل از رفتنش وصیت کرده باشد بازماندگان برایش اشک نریزند و چه دردناک است اگر آن بازمانده مادر باشد و مجبور شود که اشک را در چشمانش بخشکاند: «عرفان قبل از شهادتش به من گفت: شهید شدم برایم گریه نکنید و بین مردم در تشییع پیکرم شیرینی پخش کنید. بر حضور مداوم و در راهپیمایی‌های شبانه تا پیروزی جبهه حق تاکید داشت و شب‌های منتهی به شهادتش دعای فرج را گوش می‌کرد. به آرزوی زیبایش رسید و ما هم تمام خواسته‌های بعد از شهادتش را انجام دادیم؛ هر چند برای من که مادر هستم سخت بود گریه نکنم اما انگار اشک در چشمانم خشکیده است و گریه‌ام نمی‌گیرد. حتی زمانی که مرا  به بیمارستان سر پیکر عرفانم بردند یک قطره هم اشک نریختم. بعد از شهادت یکی از دوستان ایست و بازرسی به نام صادق رضایی‌فر گفت: شهید 2شب قبل از شهادتش با من صحبت کرد و گفت: یک بمب اینجا اصابت می‌کند و فقط من شهید می‌شوم و همان هم شد.» 

قرار بود اعضای بدنش را اهدا کنیم
مقداد خزایی لحظه‌های رفتن برادر را چنین توصیف می‌کند: «21 رمضان در ایست و بازرسی بودیم. عرفان به همراه چند نفر از دوستان در حال انجام وظیفه بود که یک دفعه صدای انفجار از خیابان آمد. 
به سرعت همراه افرادی که در نمازخانه پاساژ محل استراحت نیروهای ایست و بازرسی حضور داشتند به محل انفجار آمدیم. تعدادی از موتورها و مغازه‌ها طعمه حریق شده بود. شهید عرفان از ناحیه جمجمه، 2نفر دیگر از بسیجیان از ناحیه شکم و نگهبان پاساژ مجروح شدند. همه مجروحان را به بیمارستان مهدیه بردیم، عرفان را به بیمارستان بقیه‌الله انتقال دادند و تحت مداوا قرار گرفت. اما بعد از چند روز پزشک‌ها گفتند: عرفان مرگ مغزی شده و برای انجام مراحل اهدای عضو به بیمارستان رفتیم. فرم‌ها را تکمیل کردیم و یک ساعت بعد از خروج خانواده از بیمارستان، پزشکش تماس گرفت که عرفان ایست قلبی کرده است. مجدد تماس گرفتند اقدامات پزشکی نتیجه داده و احیا شده است. بعد از آزمایش‌های لازم برادرم را به بیمارستان مسیح دانشوری جهت اهدای عضو انتقال دادند. حدود 5ساعت بعد اطلاع دادند که هنگام انتقال برادرم، عرفان شهید شد و هر کاری کردیم برنگشت.» 

شهادت؛ لباسی که 
قواره هر کس نیست
برادر شهید می‌گوید:«شهادت لباسی است که اندازه و قواره هر کس نیست و مدال افتخاری است که نصیب هر کس نمی‌شود، باید همچون شهید زندگی کرد که شهادت نصیبت شود. خانواده ما یک شهید تقدیم کشور عزیزمان کرده، من و 3برادر دیگرم هم حاضریم جهت سربلندی و اعتلای کشورجان خود را فدا کنیم.»


 

این خبر را به اشتراک بگذارید