النگویی برای ساخت موشک
در میان آثار ادبی و دلنوشتههای تولیدی در روزهای جنگ، گاهی دستنوشتههای بچههایی که جنگ تحمیلی سوم را با گوشت و پوست و خونشان تجربه کردهاند هم درخور توجه است؛ بچههایی که در نخستین روز جنگ، در مدرسه بودند و وسط کلاس درس، وقتی موشکهای ظالمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به سرزمینمان خورد، دلشان لرزید و برخی از آنها با گریه کلاس درس را ترک کردند.
در میان این دلنوشتهها، نامه فاطیما 10ساله به سردار سیدمجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران قابل توجه بود؛ نامهای که ساسان زارع، سخنگوی پویش ملی جانفدا آن را جلوی دوربین شبکه 3سیما خواند:
بسمالله القاصم الجبارین
سلام ای رزمندگان شجاع اسلام.
سلام به شما که مثل ما عزادارید و در غم پدر امت و کودکان و مردم مظلوم میسوزید؛ ولی دشمنان خبیث و پلید کشور عزیزمان را هم میسوزانید. ما مردم ایران قدردان زحمات شبانهروزی شما هستیم و هر شب به میدان میآییم و از شما تشکر میکنیم؛ خدا پشت و پناهتان باشد. ما برای شما و خانوادههای صبورتان دعا میکنیم؛ برای عزت و پیروزی وطن و اسلام و سلامتی رهبر عزیزمان دعا میکنیم. خیلی دوست داشتم حداقل یکبار رهبر شهیدم را از نزدیک میدیدم. (استیکر گریه)
من دختری 10سالهام که امسال نخستین سالی بود که روزه گرفتم. روزها روزه داشتم و شبها بعد از یک افطاری سبک به همراه خانوادهام به میان مردم میرفتیم تا شاید کمی آرام بگیریم. پدرم تمام پساندازی را که داشت، گذاشت تا برایم جایزه نخستین سال روزهداری را بگیرد. متأسفانه یک النگو بیشتر نشد و من قصد کردم که این النگوی ناقابل را هدیه کنم برای ساخت موشک پرقدرتی که به دستان پرتوان شما رزمندگان اسلام به قلب اسرائیل بخورد و اسرائیل و آمریکای جنایتکار را برای همیشه نابود کند. از همه سرداران و سربازان و خادمان وطن تشکر میکنم. فقط لطفا و لطفا و لطفا لبنان و غزه و عراق و یمن را تنها نگذارید.
سیده فاطیما / 10ساله