تا آخر ایستادهایم
در دل ایستادگیهای پایتخت در برابر جنگ تحمیلی سوم، شهرداری تهران بهعنوان نهاد مسئولیتپذیر، از همان لحظههای نخستین اصابت، به یاری مردم شتافته و در کنار شهروندان در تلاش برای کاهش خسارات و بهبود شرایط زندگی آسیبدیدگان بوده است. مدیران شهری به مردم آسیبدیده کمک کرده و همدلی و همکاری آنها در این روزهای دشوار، نمایانگر قدرت اتحاد برای عبور از بحرانهاست؛ زنان و مردانی که در گوشه و کنار تهران در روزهای جنگی، تصاویری متفاوت از همدلی و ایثار به یادگار گذاشتهاند.
نجات بانویی که با تختخواب
از لبه پنجره آویزان بود
مجید میرزایی، آتشنشان ایستگاه ۷۱
ساعت ۳ نیمه شب بود که ساختمانی 5طبقه در محله تهرانپارس مورد اصابت قرار گرفت. در عرض 10دقیقه به محل رسیدیم. ساختمان کاملا آوار شده بود و سقف همکف هم کاملا از بین رفته بود و هیچ راه دسترسی به طبقات نداشتیم. از ساختمان کناری وارد شدیم. راه پلهها خراب شده و پر از آوار بود و تردد در آنها بسیار سخت بود. در طبقه اول، همه اعضای یک خانواده شهید شده و فقط بچهها زنده بودند. در طبقه دوم، صدای فریادهای یک خانم جوان را میشنیدم. او در تاریکی فریاد میزد «من اینجام»، به سختی موقعیتش را پیدا کردم و دیدم خانم روی تختخواب است و دوسوم تخت از لبه پنجره و نمای ساختمان آویزان بود و با هر تکانی که میخورد و فریادی که میزد، به سقوط نزدیکتر میشد. به او گفتم «داد نزن، میافتی. تقلا نکن» و بلافاصله با همکارانم از ساختمان مجاور، روزنهای بهاندازه نیم متر پیدا کردیم. این مسیر بسیار خطرناک بود و از یک طرف هم بخشی از خانه دچار حریق شده بود. خدا کمک کرد که توانستیم او را نجات دهیم. با وجود جراحات شدید، او زنده ماند، الان که فکر میکنم، خدا خیلی دوستش داشت که بیهوش نشده بود. به هوش بودن و فریاد زدنش باعث شد پیدایش کنیم.