• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
یکشنبه 30 فروردین 1405
کد مطلب : 274695
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/pQRNQ
+
-

خیابان دلتنگی

گزارش میدانی از خیابان شهید کشوردوست که این روزها راوی دلتنگی‌ و حسرت دوستداران رهبر شهید است

گزارش
خیابان دلتنگی

رابعه تیموری | روزنامه‌نگار 

 در ابتدای خیابان شهید کشوردوست، همان جایی که پیش از روز نهم اسفند مقصد مشتاقان دیدار رهبرشهید انقلاب بود، دیوار بتنی بلندبالایی گذاشته‌اند و دیگر ساختمان ساده حسینیه امام(ره) پیدا نیست، اما این دیوار به محلی برای نشان‌دادن دلتنگی کسانی تبدیل شده که ناگفته‌های خود با رهبر شهید را روی آن حک می‌کنند؛ ناگفته‌هایی که در گلویشان گره خورده و حسرت و بغض بعد از رفتن رهبر را برایشان دوچندان می‌کند. این دیوارنگاره و حال کسانی که برای نوشتن درددل‌هایشان ‌سراغش آمده‌اند، در روز تولد رهبر شهید(29فروردین) رنگ و بویی دیگر داشت.

دلنوشته‌های رنگارنگ
خیابان شهید کشوردوست در آرامشی نیمروزی فرورفته و رفت‌وآمد بی‌توقف خودرو‌ها در طول و عرض آن جریان دارد. تصاویر رهبر شهید انقلاب و پرچم‌های کوچک و بزرگی که در ابتدای خیابان نصب شده از دور پیداست. روی دیوار بتنی بلندی که در قاب پرچم‌ها و طبق‌های گل قرار گرفته، به‌زحمت می‌توان جای خالی پیدا کرد و پیام‌هایی که بوی دلتنگی می‌دهند با دستخط‌های مختلف نوشته شده‌اند: «آقا ۲‌روز قبل شهادتت پسرم گفت دوست داره بیاد بیت دیدار شما، ولی حیف... آقا جاتون خیلی خالیه پیشمون... دلتنگتم آقا جان، دعایمان کن... شهادتت مبارک رهبر عزیزم... همیشه آرزویم بود برای یک‌بار هم شده ببینمت و یادگاری از شما بگیرم...»
حلالمان کن
شمار کسانی هم که با شهادتش او را شناخته‌اند و ناگفته‌هایشان را به سینه دیوار بتنی سنجاق کرده‌اند، کم نیست: «سلام بر آقایی که نه در پناهگاه که تشنه و گرسنه با اهل خانه‌اش در قلب تهران، انتهای خیابان کشوردوست شهید شد... آقا‌جان حلالم‌کن، تا بودی نشناختمت... یک عمامه مشکی و یک چفیه و یک صندلی چوبی، تمام دار و ندار رهبری بود که آمریکا را به زانو درآورد و به آرزوی دیرینه‌اش که شهادت بود، رسید... شهید تشنه‌لب، امام روزه‌دار من...» در پیام‌هایی که با دستخط‌های کودکانه نوشته شده، معصومیت و صمیمیتی دوچندان پنهان شده است: «بابا دوستت دارم... آقا جون تولدت مبارک... بابا جون حسرت بغل‌کردنت به دلم موند. دعام کن. دوستت دارم...» متن‌هایی هم که به زبان عربی نوشته شده، نشان می‌دهد که نه این دیوار بتنی و نه هیچ حجاب و حائلی نمی‌تواند به مرزی برای عاشقان رهبر تبدیل شود: «لبیک یا قائدنا... السلام علیک یا معزالمؤمنین...»

آقاجان،تولدت مبارک
روز تولد رهبر شهید است و کسانی که گذرشان به این گوشه شهر افتاده، حال غریبی دارند. عارفه‌سادات با دسته‌گلی کوچک و بغضی در گلو به اینجا آمده است. دسته‌گل رنگارنگش را با چسب به دیوار بتنی می‌چسباند و نگاهش با حسرت روی دیوار بتنی می‌چرخد: «من در شهر ری زندگی می‌کنم و بیشتر از یک ساعت توی راه بودم تا خودم را به اینجا برسانم، ولی حالا دلم کمی آرام شده. از دیشب که یادم آمده شب تولد رهبر است، آرام و قرار ندارم و نمی‌دانم با دلتنگی‌ام چه کنم.» عارفه‌سادات چند سال پیش در روز تولد رهبر به بیت آمده و چفیه‌ای که او و همسرش از آن روز یادگار دارند از عزیزترین هدایایی است که در آغاز زندگی مشترکشان گرفته‌اند. محمدعلی که یکی از دوستانش هم در جنگ تحمیلی سوم شهید شده، به یاد او یکی از فانوس‌های کنار دیوار بتنی را روشن می‌کند و با بغض در سوی دیگر خیابان می‌گوید: «قرار بود با دوستم به دیدن رهبر برویم، اما او تنها رفت و من را جا گذاشت.‌»

جای خالی همسایه‌ای عزیز
همسایه‌های بیت که آنجا محل سکونت یا کار و کسب‌شان است، حال کسانی را که با این دیوار بتنی سر و سری دارند خوب می‌فهمند. محمدحسین یکی از این همسایه‌های جوان است که امروز پیش از آنکه کرکره فروشگاهش را بالا ببرد، با نوشتن پیامی روی دیوار بتنی تولد رهبر شهید را تبریک گفته است. او می‌گوید: «تا وقتی رهبر ‌بین ما بود، این خیابان حال و هوای خاصی داشت و کسانی که برای دیدارشان می‌آمدند، شور و شوقی دیدنی داشتند، اما حالا همه کسانی که به اینجا می‌آیند، حسرت و بغض دارند.» این همسایگی چندین‌ساله برای محمدحسین حرمت دارد: «هیچ وقت این همسایگی برای ما آزار و محدودیتی نداشت. هنوز هم باور نمی‌کنم‌ که ایشان را از دست داده‌ایم...»


محبوب‌ترین خیابان شهر به نام او‌ست‌
روی تابلوی خیابانی که بیت رهبری را در خود جای داده و از سال‌ها پیش رفت‌وآمد شیفتگان رهبر شهید به این مکان را تماشا می‌کند، نام شهید «فریبرز کشوردوست» نقش بسته است؛ شهیدی ۲۰‌ساله و همسن‌و‌سال بسیاری از جوانانی که هر روز به این گوشه شهر سر می‌زنند تا حرف‌ها و درد‌دل‌هایشان را با رهبرشهیدشان در میان بگذارند. او شاهد خاموش و محرم اسرار کسانی بوده که هیچ‌کس نمی‌داند چه حرف‌هایی را با رهبرشان در میان گذاشته‌اند و چه قول و قرار‌هایی با او داشته‌اند. شهید کشوردوست که نامش تابلوی ورودی محبوب‌ترین خیابان پایتخت را زینت داده، در قطعه ۲۴ بهشت زهرا آرمیده است. او پاسدار بود و آبان‌ماه سال ۱۳۵۸ به شهادت رسید.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید