• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
دو شنبه 24 فروردین 1405
کد مطلب : 274466
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/L8Yoj
+
-

می‌آید خورشیدی از تبار حسین

خالقان مداحی«باید برخاست» در گفت‌وگو با همشهری از مسیر تولید و انتشار این مداحی محبوب در تجمعات شبانه گفتند

گزارش
می‌آید خورشیدی از تبار حسین

رابعه تیموری | روزنامه‌نگار

در این روز‌ها که هر کس به فراخور وسع و توانش سعی می‌کند قدمی برای ایران بردارد، مداحان و شاعران هم، قلم و صدای‌شان را در طبق اخلاص گذاشته‌اند و با سرودن و اجرای نماهنگ‌های ملی-حماسی احساسات مردم را در قالب کلامی آهنگین فریاد می‌زنند. تولید و خلق هر یک از این نماهنگ‌ها و سرود‌ه‌های شورآفرین که در تجمعات شبانه باعث تجلی یکصدایی و همنوایی مردم می‌شوند، حکایت و داستانی شنیدنی دارد. در این گزارش، شاعر و مداح نماهنگ‌ فاخر و پرمخاطب «باید برخاست» از چگونگی تولید اثر می‌گویند.

ترجیع‌بندی حماسی
اغراق‌آمیز نیست اگر بگوییم سروده محمد مروستی‌زاده تک مصرع «باید برخاست» را به ترجیع‌بند محبوب رجزخوانی‌های مختلف مردم و مداحان شرکت‌کننده در تجمعات مردمی تبدیل کرده است. این ترجیع‌بند که با ظرافتی خاص در این اثر مروستی‌زاده طول و تفصیل داده شده، اقتدای ایرانیان را به فاتح خیبر برای ممکن‌کردن ناممکن‌های بسیار یادآوری می‌کند: «دنیا با آنها/ مولا با ماست.» کربلایی‌محسن محمدی‌پناه از مداحانی است که صدای گرم او شعر «باید برخاست» را شنیدنی‌تر کرده است. او به همشهری می‌گوید: «این نماهنگ قطعات پایانی نوحه‌ای است که در مراسم سینه‌زنی دهه اول محرم1404 در هیئت انصار ولایت یزد همخوانی می‌شد.» قرار بود این نماهنگ در جنگ ۱۲‌روزه اجرا شود، اما انتشار آن به تعویق افتاد: «قسمت نبود که این نماهنگ در جنگ ۱۲‌روزه اجرا شود و ایرادها و وقفه‌ای که در تنظیم صوت و تصاویر آن به‌وجود آمد، باعث شد در آن ایام آماده نشود.»  یک هفته پیش از آغاز جنگ تحمیلی سوم، مداحی «باید برخاست» آماده پخش می‌شود، اما برخلاف اغلب نماهنگ‌های حماسی به موازات پخش نوای تک‌خوان، جمع‌خوانی هم در پس‌زمینه صدای محمدی‌پناه به گوش می‌رسد: «تک‌خوانی این نماهنگ مکمل صدای جمعیتی است که جمع‌خوانی آنها به اجرا ابهت و شکوهی خاص بخشیده است. این جمعیت همان خدام هیئت بودند که دهه اول محرم را به سوگواری برای سیدالشهدا(ع) گذرانده بودند و حال خوب آنها باعث دلنشین شدن این رجزخوانی دسته‌جمعی شد.»

امیدآفرینی؛ نقطه قوت باید برخاست
به قول محمدی‌پناه، اغلب ابیات این نماهنگ، امید و انگیزه را به شنونده منتقل می‌کند و همین ویژگی آن استقبال عمومی از آن را افزایش داده است: «در این ایام مردم بیش از هر چیز به امید و انگیزه نیاز دارند، در سرودن شعر این نماهنگ، افقی روشن و‌امید به آینده و پیروزی به چشم می‌خورد.» محمدی‌پناه، مخاطبان نماهنگ‌های حماسی را به دو گروه «عموم جامعه» و «جامعه نخبگانی» تقسیم می‌کند و می‌گوید: «این نماهنگ و نماهنگ‌هایی مانند «بزن که خوب می‌زنی»، توانسته‌اند به سرعت فراگیر شوند و نه‌تنها عموم جامعه از آنها استقبال کرده‌اند، بلکه مورد توجه جامعه نخبگانی هم قرار گرفته‌اند.»

پیوند با مضامین قرآنی
توجه محمد مروستی‌زاده به آثار گفتمانی امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب سبب شده تا ‌اندیشه و گفتمان این دو در پس‌زمینه اشعارش نمود داشته باشد. مروستی‌زاده (شاعر) می‌گوید: «موقع سرودن این شعر همه دغدغه‌ام این بود که به جای یک کار صرفا احساسی یا حتی حماسی قطره‌ای از دریای معارف انقلاب اسلامی و مکتب امام راحل را که بر زبان رهبرشهیدمان همواره جاری بود بنوشم و به دیگران هم بنوشانم و نمی‌دانم در این هدف موفق بوده‌ام‌ یا نه.» او انطباق محتوای اثر باید برخاست را با فطرت دین‌مدار ایرانیان باعث اقبال آن می‌داند و می‌گوید: «سعی کرده‌ام مضامین قرآنی را که فطری‌ترین محتوای تاریخ بشریت است، در این شعر بگنجانم و فراگیری این اثر را باید از گیرایی مضامین قرآنی و بیدار بودن فطرت مردم عزیزمان بدانیم.»

مکث
رجزخوانی محبوب

متن نماهنگ «بزن که خوب می‌زنی» از معدود آثار حماسی و رجزخوانی‌هایی است که در تجمعات ایرانیان هم مورد استقبال قرار گرفته و بار‌ها همخوانی شده است. اشاره و کنایه‌های متعددی که در سرودن این اثر علی مقدم به‌کار رفته و داستان‌های شاهنامه را برای اثبات جنگاوری و پهلوانی ایرانیان به گواه گرفته شده در این استقبال ویژه بی‌تأثیر نبوده است. علی مقدم (شاعر) در این مورد می‌گوید: «در شب‌های جنگ ۱۲ روزه، وقتی ایران، پایگاه آمریکایی «العدید» را بمباران کرد، شلیک جانانه و به هدف نشستن موشک‌ها را از تلویزیون تماشا می‌کردم و ناخودآگاه خطاب به نیرو‌های مسلح کشورمان با خودم زمزمه می‌کردم «بزن که خوب می‌زنی.» شباهت رزمنده‌های ما با پهلوانان اساطیری ایران‌زمین باعث شد، در آن لحظه آنها را به‌عنوان اسطوره‌های زمان خود تجسم کنم و ابیاتی در وصف پهلوانی آنها بر ذهن و زبانم جاری شود: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی» بعد از سرودن غزل، آن را در یکی از صفحات شخصی‌ام در فضای مجازی منتشر کردم. این شعر به طریقی که از آن بی‌خبر هستم، به‌دست حاج‌مهدی رسولی رسیده بود و با ابیاتی از دو شاعر دیگر ترکیب و آن اثر زیبا تولید شد.»


 

این خبر را به اشتراک بگذارید