• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
پنج شنبه 20 فروردین 1405
کد مطلب : 274261
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/D9YnY
+
-

غیررسمی از رهبر شهید

نزدیکان رهبر شهید و چهره‌های مختلف از خاطرات کمتر شنیده‌شده در مورد آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای گفتند

گزارش
غیررسمی از رهبر شهید

گروه گزارش 

 چهل روز از شهادت رهبر امت گذشته است و اغلب، در محافل و مجالس گوناگون خاطراتی از زندگی و دیدارهای رسمی و غیررسمی ایشان بازگو می‌شود؛ خاطراتی ناگفته و کمتر شنیده شده که تعدادی از آنها را از زبان نزدیکان و افراد مشهور مرور می‌کنیم.

پرسش و پاسخ مهم با یک نوجوان
فریدالدین حداد عادل
برادر همسر آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب
رهبر شهید انقلاب معمولا برای آغاز هر سال و عید نوروز به مشهد می‌رفتند. ما یک سال خانوادگی به مشهد مشرف شده و یک روز ناهار مهمان رهبر بودیم. آن روز در جمع ما هم علما و مقامات مشهدی حضور داشتند که بحث‌های جدی کاری خود را می‌گفتند. بعد از جلسه، یک نوجوان به حضورشان آمد و گفت من یک حرف خصوصی با شما دارم. ‌ایشان به محافظی که در نزدیکی‌شان بودند، گفتند آنها را تنها بگذارند. یک ربع صحبت خصوصی رهبر با این نوجوان طول کشید. در همان حال یک مقام دولتی به آنجا آمد که کار مهمی داشت. آقا گفتند برایش صندلی بگذارند و منتظر بماند. وقتی صحبت‌هایشان با آن نوجوان تمام شد و نزد مهمان رسمی خود رفتند، از نوجوان درباره صحبتش با رهبر پرسیدیم. او گفت سؤالی داشتم در مورد نگاه به نامحرم و مشکلاتی که برای نوجوان‌ها پیش می‌آید و من فکر کردم هیچ‌کس بهتر از ‌ایشان نمی‌تواند به سؤال‌هایم پاسخ دهد.

غذا پختن روی چراغ 
علیرضا مرندی
 پزشک رهبر شهید انقلاب
شهید خامنه‌ای تازه رهبر شده بودند و چون هنوز محل اقامت‌شان حاضر نشده بود، 2اتاق در حوزه ریاست‌جمهوری برایشان در نظر گرفته بودند. همسرشان هر روز گوشت و سبزی و مواد غذایی تهیه می‌کردند و روی چراغ والور غذای خودشان و رهبر را تهیه می‌کردند.... وقتی هم به دیدن ‌ایشان می‌رفتم رهبر خودشان از سماور برایم چایی می‌ریختند.
ما این اواخر خیلی توصیه می‌کردیم که باید میوه مصرف کنند و ‌ایشان قانع شدند. بعد که از اطرافیان‌شان سؤال کردم‌ که ایشان میوه مصرف می‌کنند یا خیر؟ گفتند رهبر در مورد قیمت میوه پرس و جو کرده‌اند و ارزان‌ترینش را هم گفتند، شاید مردم نتوانند مصرف کنند و حاضر نشدند برای‌شان تهیه کنیم... کل خانواده‌ ایشان همینطور بودند. ‌ایشان در یک درمانگاه معاینه می‌شدند و آزمایش‌ها هم در یک بیمارستان انجام می‌شد. رهبر وقتی به عمل جراحی پروستات نیاز داشتند گفتند فقط باید بیمارستان دولتی باشد تا خللی در کار افراد دیگر 
پیش نیاید.

قابی از یک خانه ساده
کمیل خجسته
برادرزاده همسر رهبر انقلاب
عکس‌هایی از منزل آقا منتشر شد که یک روفرشی ساده در اتاق نشیمن و محل جمع شدن خانواده بود. این اتاق برای ما همیشه جای خوبی بود. در این اتاق نشیمن، یک میز پلاستیکی غذاخوری با صندلی‌های پلاستیکی قرار داشت. قبلا هم که میز نبود، روی زمین می‌نشستیم. بعد از اینکه عارضه کمر برای آقا پیش آمد، از این میز استفاده شد. این خانه 3اتاق داشت. ایشان به خانواده و زندگی مردم بسیار توجه داشتند. برای نمونه، هنگامی که قیمت برخی کالاها در ایران بالا می‌رفت و خرید آنها برای مردم دشوار می‌شد، اجازه نمی‌دادند آن کالاها وارد خانه‌اش شود.

انگشتر طلبیده، مراد نبود
شهرام شکیبا
 مجری و طنزپرداز
شهرام شکیبا، مجری و طنزپرداز از جلسه دیدار رهبر شهید با جمعی از شاعران که او نیز حضور داشت خاطره‌ای جالب بازگو می‌کند. میانه جلسه بود که چشمم یکی از انگشترهای حضرت آقا را گرفت. عرض کردم:« آقا، تا قبل از تمام شدن جلسه و بذل و بخشش‌ها اون انگشتر کوچیک‌تون رو به کسی ندید تا ان‌شاءلله قسمت بنده بشه...». حضرت آقا فرمودند:« این انگشتر اشکال فنی داره...» خجالت کشیدم چون آن انگشتر دقیقا به‌دست راست‌شان بود که از ترور سال60 آسیب‌دیده بود. با خودم گفتم:« نکنه آقا از این نظر گفته باشن که درآوردن اون انگشتر از دست‌شان سخته!» درهرحال، جلسه تمام شد و همگی دور حضرت آقا جمع شدیم. ایشان خطاب به من فرمودند:«آقای شکیبا از سال 1343تا به الان چقدر می‌گذره؟» گفتم:«55سال» حضرت آقا دوباره فرمودند:« این انگشتر 55ساله که با منه...برای روز عقد من و حاج خانم است.» 

حبه قندهای سفره ایرانی
رضا میرکریمی
 کارگردان سینما
سر صحنه فیلمبرداری بودم که مرحوم مسعود مصباح باقری‌کنی (داماد حضرت آقا) با تلفن همراه من تماس گرفتن و گفتن من حامل پیامی از حضرت آقا برای شما هستم... ایشان فیلم «یک حبه قند» شما را دیدن و اصرار داشتن که سریع به شما زنگ بزنم و بگویم این فیلم را بسیار پسندیدم. نام شخصیت اصلی فیلم، «پسندیده» است که او را «پسند» صدا می‌زدند و حضرت آقا با هوشمندی از عبارت «این فیلم را پسندیدم» استفاده کردند. پیش‌تر، بعضی به حضرت آقا گفته بودند این فیلم، فیلم مناسبی نیست و حریم محرم و نامحرم، کمتر در آن رعایت شده اما ایشان همراه خانواده یک حبه قند را تماشا کرده بودند و تأکید داشتند «ما سر همین سفره‌ها بزرگ شدیم».

پایتختِ ایرانی تماشایی
سیروس مقدم
 کارگردان تلویزیون
برای پایتخت3 خدمت حضرت آقا رسیدیم؛ با جمعی از دوستان، خیلی صمیمی و خودمانی. مثل همیشه بسیار نکته‌بین و درست و باحوصله صحبت‌ها را شنیدن و با تک‌تک مهمانان آن جلسه گفت‌وگو کردن. در مورد پایتخت هم حدود 10دقیقه صحبت شد. ایشون فرمودند هر وقت سریال شما پخش می‌شه نوه‌ها میان و من رو می‌نشونن تا اونو ببینم. فرمودند از طرف من به گروه خسته نباشید بگید که تصویری درست از یه خانواده ایرانی را به نمایش گذاشتن.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید