گیر کردن سوزن روی مذاکره
ببینید، بیدلیل سوزن بحثها روی «مذاکره» گیر کرده. یه کم این بازار شلوغ خبری رو مرتب کنیم. درباره مذاکره سه نگاه وجود داره. یه عده که تکلیفشون روشنه؛ همون خط «بدیم بره»، در هر شرایطی میگن صلح. یه عده هم از خود کلمه مذاکره حساسن، که با توجه به سابقه، قابل فهمه. اما یه نگاه سومی هم هست که میگه اصل ماجرا مذاکره نیست، «اراده ما»ست. اینکه ما از این جنگ چی میخوایم.
حرف این گروه اینه: باید پیروزی میدان رو روی میز حقوقی تثبیت کنیم. اما سوال اینجاست، الان وقتشه یا نه؟ اینجا دو نظره؛ یه عده میگن وقت مذاکرهست، یه عده میگن زوده، هنوز به بازدارندگی کامل نرسیدیم. واقعیت هم اینه که الان نگاه دوم غالبه. هم مواضع رسمی هم آتش موشکها اینو نشون میده.
پس این خبرهای مذاکره از کجا میاد؟ از اونور جنگ. ترامپ بعد از چند ضربه جدی، نیاز داره فضا رو برگردونه، برای همین داره روایت میسازه. یه سناریوی رسانهایه.
اما آیا پیام رد و بدل میشود؟ ممکن است؛ انتقال پیام چیز عجیبی نیست. اما این را با مذاکره به معنای عقبنشینی یکی نکنیم. بحث، تثبیت اراده است نه کوتاهآمدن. کف مطالبات هم روشن است: اخراج آمریکا از منطقه، رفع کامل تحریمها، و تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز. مسئله این است که حواسمان باشد در زمین طراحیشده دشمن بازی نکنیم و همین اراده را تقویت کنیم.