• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
سه شنبه 26 اسفند 1404
کد مطلب : 273843
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/0V2yK
+
-

زندگی پس از آن بعدازظهر جنگی

زندگی پس از آن بعدازظهر جنگی

حال و روز دیگر ساختمان‌ها در مجاورت ستاد ژاندارمری، بهتر از ساختمان تجاری و مغازه‌های پایینش نیست. جای پنجره‌های اغلب آن ساختمان‌ها، حفره‌های خالی و بدون قاب و شیشه دیده می‌شود که میان تعدادی‌   از آنها چراغی روشن است. مردی میان‌سال، دستمال عرق‌چین به سرش بسته و آرام آرام، خرده شیشه‌های اطراف یکی از حفره پنجره محل کسبش را جمع می‌کند. در 
حفره های ‌ پنجره‌ای دیگر، کسانی مشغول جابه‌جایی کمدهای اداری‌اند. آنجا، دارالترجمه است و نگار، منشی آن دارالترجمه می گوید:«شب همان بعدازظهر که ژاندارمری را موشک زدند، رئیس‌مان خودش را رسانده بود به محل. می‌گفت، ماشین‌هایی که این حوالی توقف داشتند یا در حال عبور بودند انگار از دستگاه اوراق فرار کرده و بعضی‌هایشان که نزدیک‌تر به ستاد بودند مثل یک تکه پلاستیک می‌سوختند.» فهرست ترجمه‌های آماده تحویل قبل از نوروز ١۴٠۵ را نگاه می‌اندازد؛ ٢ مورد بیشتر نیست. شانه‌هایش آویخته می‌شود؛ مثل امدادگران وآتشنشانانی که غروب دوازدهم اسفند از زیر آوار سنگ و سیمان ساختمان ستاد فرماندهی، اجسادی را بیرون کشیدند. کسبه و شهروندان سعی دارند به روال عادی زندگی در همسایگی با تاریخی آوار شده بازگردند؛ شاید سخت و شاید کُند اما آنها در تلاشند.

این خبر را به اشتراک بگذارید