محسن مهدیان|مدیرمسئول
این جنگ برای ترامپ تا اینجا یکی از تحقیرآمیزترین مقاطع سیاسی او بوده است؛ و به فضل الهی این روند ادامه دارد.
یکی از مهمترین جاهایی که ترامپ تحقیر شد، هدف قرار گرفتن حداقل ۱۰ پایگاه آمریکا در منطقه بود. او اساساً تصور نمیکرد ایران چنین ضربهای به این پایگاهها وارد کند. بعد از آن تلاش کرد ماجرا را به تقابل میان ایران و کشورهای منطقه تبدیل کند تا یک جبهه متحد علیه ایران بسازد؛ اما این سناریو هم شکل نگرفت. یکی از تحقیرهای مهم ترامپ زمانی بود که حداقل ۱۰ پایگاه آمریکا در منطقه هدف قرار گرفت؛ ضربهای که ابدا انتظار نداشت. پس از آن تلاش کرد ماجرا را به تقابل ایران با کشورهای منطقه تبدیل کند و جبههای علیه ایران بسازد، اما این سناریو نیز شکل نگرفت.
تنگه هرمز برای ترامپ به دره مرگ تبدیل شد. کسی که روزی از فروپاشی ایران حرف میزد، حالا همه دغدغهاش بیرون آمدن از گندابی است که خودش ساخته است. ابتدا تلاش کرد با آزاد کردن ذخایر نفتی، قیمت انرژی را کنترل کند اما بازار قیمت بالا رفت. بعد ناچار شد برای افزایش عرضه، عملاً از شدت فشار بر نفت روسیه عقبنشینی کند که خود نوعی عقبگرد و تحقیر بود. سپس وعده داد که کشتیها را اسکورت میکند تا عبور از منطقه امن بماند؛ وعدهای که در عمل محقق نشد. در مرحله بعد با خفت از کشورهای دیگر خواست نفتکش بفرستند، اما فرانسه، انگلیس، چین، کره و چند کشور دیگر عملاً زیر بار نرفتند. جالب اینکه در همین شرایطی که ترامپ تصور میکرد ایران تحت فشار است، صادرات نفت ایران از همین نقطه حساس افزایش پیدا کرد. حالا او مانده و یک دنیا مطالبه از او برای گرانی قیمت انرژی.
یکی دیگر از نقاط تحقیر ترامپ، تلفات و هزینههایی است که در میدان نبرد متحمل شد. گزارشها از هدف قرار گرفتن ۷ نفتکش، سرنگونی حدود ۱۲۰ پهپاد و چندین جنگنده از جمله اف-۱۵ حکایت دارد. تلاش اولیه این بود که در رسانهها این خسارتها کتمان شود، اما انتشار تصاویر و شواهد، دوباره این موضوع را به افکار عمومی برگرداند. تحقیر بزرگتر اما در معادله هزینه جنگ رخ داده است. آمریکا برای مقابله با پهپادهای نسبتاً ارزان ایران ناچار است از موشکهای پدافندی استفاده کند که گاهی دهها تا صد برابر گرانتر هستند. این یعنی هر بار که یک پهپاد ارزان به آسمان میرود و برای مقابله با آن یک موشک گران شلیک میشود، تراز اقتصادی جنگ به زیان طرف مقابل سنگینتر میشود.یعنی اگر فقط پهپاد بفرستیم بالا که او موشک بزند، ضربه را زدهایم و بردهایم.
ترامپ واقعاً تصور میکرد جبهه مقاومت فروپاشیده است. گمان میکرد فشارهای یکساله، تحریمها و حملات پیدرپی، این جبهه را از کار انداخته است. اما حالا با واقعیتی متفاوت روبهرو شده است؛ عراق ناامن شده و پایگاههای آمریکا زیر فشار قرار گرفتهاند. از سوی دیگر حزبالله لبنان که یک سال زیر سختترین فشارها بوده، دوباره وارد میدان شده و با حملات مؤثر و نقطهزن آتش را بر سر دشمن میریزد.
ترامپ حالا با ایرانی روبهروست که سیاستش روشن است: چشم در برابر چشم. اگر یک بانک هدف قرار گیرد، پاسخ متقابل داده میشود. اگر تأسیساتی زده شود، تأسیسات طرف مقابل هم در تیررس قرار میگیرد. در این چارچوب، هر نهاد یا بخشی که مستقیم یا غیرمستقیم به آمریکا وابسته باشد و منافع یا سهام آمریکایی در آن تعریف شده باشد، در معادله پاسخ قرار میگیرد. همین تغییر سطح پاسخ باعث شده سیاست تهدید و ارعاب دیگر کارایی سابق را نداشته باشد. نمادش همان ماجرای خارگ است؛ حمله شد، اما فردای آن روز از همان خارگ بارگیری نفت ادامه یافت. 2 بندر فجیره و جبلعلی هم رفت زیر آتش.
ترامپ این چند روز به شدت در رسانهها خفیف شده است. اولاً به شدت دروغگو شناخته شده است. واشنگتن پست مینویسد هر روز ۱۹ دروغ میگوید. بر اساس گزارش یک رسانه آمریکایی که فکتچک انجام میدهد تنها ۳ درصد حرفهای ترامپ کاملاً درست است. باقی یا دروغ یا نیمهدرست. از طرفی متهم شده است به آدمی که آلت دست نتانیاهو است و اینکه احتمالاً از ترامپ درباره فجایع اپستین اطلاعات دارد. از همه بیشتر به آدمی ناشی و بیتدبیر که بیحساب و کتاب وارد جنگ شده است از سوی دولتها و رسانهها متهم است.
ترامپ فکر میکرد در 2-3 روز اول کار ایران تمام است. اما ماجرا خیلی با توهم او فرق میکرد. ایران ساختاری مستحکم برای همین روزها دارد که ترامپ بیخبر بود. از طرفی فکر میکرد در انتخاب رهبر سوم میتواند نقش داشته باشد که اینجا نهایت خفت را کشید. دست آخر هم دشمنی با آقا سید مجتبی که این آخری کلاً کمک کرد دلها به سوی فردی که مورد توجه امام زمان است با این دشمنی بیشتر جلب شود. آخر دست مجبور شد بگوید رهبر سوم را حذف کرده است که با پیام امام امت باز هم ذلیل شد.
پروژه آشوب ترامپ هم شکست خورد. از دو سمت هم سیلی خفتآور خورد. هم مردمی که هر شب غیورانه در میدان هستند و هم آنها که رویشان حساب میکرد و حالا احتمالاً فهمیدند کمکهای ترامپ یعنی چه و به خواستههایش توجه نمیکنند. ترامپی که روز اول با اسم حمایت از مردم ایران آمد، بعداً از سر استیصال و عصبانیت اول اعتراف کرد دنبال فروپاشی ایران است و بعد گفت باید نقشه ایران عوض شود و بعد حذف نام ایران و در نهایت توهین به مردم ایران که تروریست هستند و دارای ژن خراب.
ترامپ حالا در معرض صدها کشته آمریکایی و هزاران سقطشده صهیونیست است. ذلتی بیش از این؟
ترامپ تنها مقابل ایران ذلیل نشد. امروز کشورهای منطقه هم فهمیدهاند که حضور او هیچ در هیچ است. اروپاییها هم جرئت کردند مقابلش اعلام موضع کنند و از خود دفاع داشته باشند. از همه اینها بالاتر دیگر با ایران جدیدی مواجه است که بعد از این جنگ دیگر نه میتواند علیه آن هراس ایجاد کند و نه سایه جنگ بسازد و نه هیچ. ماجرای خفتهای دنبالهدار ترامپ حتماً بیش از این حرفهاست که بعد از جنگ باید ساعتها نوشت.
10 جایی که ترامپ را تحقیر کردیم
در همینه زمینه :