خداحافظی با مترجم استوانه کوروش
سیدحسین نصر در کتاب «جوان مسلمان و دنیای متجدد» خود، جایی به عراق اشاراتی میکند. میگوید که باستانشناس انگلیسی، چند دهه از عمرش را صرف میکند و در بدترین شرایط کار میکند تا زبانهای باستانی بینالنهرین و الواح و کتیبههای کشفشده را پیدا کند و به انگلیس ببرد و ترجمه کند تا بتواند کمی به قدرت کشورش اضافه کند. بعد، البته نقبی میزند به بیحوصلگی جوانان ما که چنین حوصلههایی نداشته و ندارند که سالها بروند و ته چیزی را دربیاورند.
البته خب همیشه هم این طوری نبوده و نیست. دیروز، آسمان فرهنگ ایران کسی را از دست داد که شاید نقض آن مثالهای سیدحسین نصر باشد. پروفسور عبدالمجید ارفعی، درحالی ساحت فرهنگ و تاریخ ایران را تنها گذاشت که انبوهی از دستاوردها و اولینها را تقدیم کرده بود.
شاید از خودتان بپرسید که او که بوده است؟ پروفسور ارفعی، از پژوهشگران برجسته زبانهای باستانی بوده که در دانشگاه شریف فعالیت میکرده و حوزه تخصصیاش هم خط میخی عیلامی و اکدی بوده است. این متخصص شهیر ایرانی که البته بین عامه مردم و رسانهها شاید کمتر شناخته شده باشد، از چهرههای برجسته جهانی در حوزه زبانهای باستانی و عیلامی و اکدی محسوب میشد و ترجمه و تحلیل کتیبههای تاریخی مختلفی را به سرانجام رسانده است. او را میشد از آخرین بازماندگان اصحاب ترجمه خط میخی ایلامی در جهان دانست.
شاید اگر امثال ارفعی وجود نداشتند، دانش ما نسبت به دوره باستان در ایران، کم و شاید صفر میبود اما امثال او بودند که توانستند برای نخستینبار، استوانه منشور کوروش را ترجمه و تحلیل کنند. به واقع امروز، ما محصول کار او را بسیار بسیار بیشتر از خود او به یاد داریم و بهکار میبریم؛ محصولی که اگر همت ارفعی نبود، هنوز در هالهای از ابهام باقی مانده بود. همچنین به فعالیتهای او، ترجمه و تحلیل بخشهای مهمی از لوحهای گلی
تختجمشید و دیگر متون باستانی را هم اضافه کنید.
بد نیست بدانید که ارفعی، تحصیلات آکادمیک خودش را در مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو گذرانده بود و با همکاری فرهنگستان ادب و هنر ایران و موزه ملی کشور، مشارکت چشمگیری در معرفی و نگهداری آثار تاریخی ایران داشت و سرانجام در زمستان 86سالگی بود که روی از جهان برکشید و به آخرین آرزوهایش که بازگشت و خوانش الواح هخامنشی از آمریکا بود، نرسید.