محمدعلی حسننیا | روزنامهنگار |
مذاکرات هستهای جاری میان ایران و آمریکا در ژنو، در چارچوبی تعریف شده که بیش از هر چیز بر «توافق عادلانه و متوازن» تأکید دارد. برخلاف روایت برخی محافل غربی، هدف تهران از ورود به این گفتوگوها نه رفع تهدید از طریق امتیازدهی، بلکه رفع تحریمها در برابر ارائه تضمینهای فنی درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای است. از نگاه ایران، رفع تهدید اساسا از مسیر بازدارندگی دفاعی محقق میشود؛ ظرفیتی که بارها بر آمادگی آن تأکید شده است. خطوط قرمز ایران در این مذاکرات شفاف و غیرقابل تفسیر دوگانهاند: حفظ اصل غنیسازی، تداوم غنیسازی در خاک ایران، عدمتعلیق برنامه و عدمخروج مواد غنیسازیشده موجود از کشور. این چارچوب نشان میدهد که تهران بهدنبال معامله بر سر زیرساختهای راهبردی خود نیست، بلکه میخواهد در قالب حقوق شناختهشده بینالمللی، پرونده تحریمها را حلوفصل کند. در عین حال، رویکرد رسمی مبتنی بر واقعگرایی است. در سوی مقابل، شخصیت و شیوه سیاسی دونالد ترامپ و تیم او، تمایل به توافقهای سریع و چارچوبی دارد؛ توافقی که ابتدا کلیات مدنظر واشنگتن را تثبیت کند و سپس جزئیات به مذاکرات کارشناسی واگذار شود. این شتابزدگی با منطق مذاکرات فنی و حقوقی زمانبر همخوان نیست. همزمان، تهدید در کنار مذاکره بخشی از «دیپلماسی از موضع قدرت» آمریکا تلقی میشود؛ رویکردی که ایران نیز اعلام کرده بیپاسخ نخواهد ماند. در حوزه فنی، حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تفاوتهای این دور مذاکرات است. تهران با وجود انتقادهای گذشته، این حضور را فرصتی برای بهرهگیری از ظرفیت نظارتی آژانس و تقویت موضع شفافیت خود میداند. ایران حفظ بازدارندگی و خطوط قرمز، پیام روشنی ارسال میکند: توافق ممکن است، اما تنها اگر عادلانه، متوازن و مبتنی بر احترام متقابل باشد.
فقط توافق عادلانه
در همینه زمینه :