• پنج شنبه 7 اسفند 1404
  • ٢ رمضان ١٤٤٧
  • 2026 Feb 26
یکشنبه 3 اسفند 1404
کد مطلب : 272974
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/W78kg
+
-

جانباز جنگ تحمیلی شهید جنگ 12 روزه

روایتی از سبک زندگی جانباز رضا درودیان از مجروحیت شدید در ۱۸‌سالگی تا شهادت در ۵۶سالگی

گزارش
جانباز جنگ تحمیلی شهید جنگ 12 روزه

آرش سلیمی‌فر  | خبرنگار

او یک «تهرانی» تمام‌عیار بود؛ متولد و ساکن پایتخت اما دلش سال‌ها پیش در خاکریزهای عملیات بیت‌المقدس جا مانده بود. رضا درودیان در ۱۸سالگی چنان مجروح شد که او را کنار پیکرشهدا قرار دادند اما تقدیر این  بود که بازگردد تا سال‌ها با درد جانبازی زندگی کند. سرانجام دوم تیر ۱۴۰۴، وقتی رژیم صهیونیستی در جنگ 12روزه ساختمان بسیج مستضعفین را هدف گرفت، به آرزوی دیرینه‌اش رسید. این گزارش، روایت زندگی مردی است که به قول همسرش، «زیبا زیست و زیبا هم رفت.»

وقتی جانباز شد 
همسر شهید، زهرا نجومی، از او به عنوان «همراهی همیشگی» یاد می‌کند که ایمان در کارهای روزمره‌اش موج می‌زد. درودیان سال‌ها پیش به همسرش گفته بود: «من باید شهید می‌شدم، جا مانده‌ام.» در عملیات بیت‌المقدس به نحوی زخم برداشت که او را میان پیکر شهدا قرار دادند ولی صبح روز بعد دیدند کاورحامل پیکرش بخار کرده است و وقتی بررسی کردند، او را زنده یافتند. شکم و پهلویش به شدت آسیب دیده بود و جانباز شد.‌

نماز اول وقت و رعایت حق‌الناس
با وجود آلام ناشی از مجروحیت، هرگز اجازه نداد دردهای جسمانی، سدی برای خدمت باشد. سال‌ها در سپاه خدمت کرد و پس از بازنشستگی، همکاری‌اش را با سپاه قطع نکرد اما بیشتر وقتش را صرف کمک به هیئت، مسجد و محرومان می‌کرد. او برای 2دخترش (نگار و نازنین فاطمه) پدری صمیمی و پناهگاهی امن بود. هر جا با مسئله یا نگرانی‌ای مواجه می‌شدند، با تمام وجود به صحبت آنها گوش می‌داد و با چند جمله کوتاه و پرمغز، گره از کارشان باز می‌کرد. برایشان وقت می‌گذاشت و با نگاه و رفتار تشویق کننده به آنها محبت می‌کرد. اخلاق او یک درس عملی و نمازش، اولویت هر روزش بود؛ هر جا اذان می‌گفتند، برای نماز توقف می‌کرد. حق‌الناس برایش از همه چیز مهم‌تر بود. حتی در جزئی‌ترین حساب‌های مالی دقت می‌کرد تا مبادا حقی ضایع شود. دستش همیشه برای کمک باز بود و بارها به مناطق محروم و میان نیازمندان می‌رفت تا کمک‌های کوچکی مثل غذا و لباس را به آنها برساند.

نسل آینده؛ دغدغه همیشگی شهید 
شهید رضا درودیان معتقد بود  که آینده در دستان نوجوانان است اما به جای سخنرانی، با گوش‌سپردن و دوستی‌کردن، قلب آنان را به دست می‌آورد. روش او برای هدایت، نه نصیحت که «همنشینی» و «گفت‌وگوی صمیمانه» بود. زهرا نجومی می‌گوید: « وقتی نوجوانی دچار مشکل یا دلسردی می‌شد، رضا با چند سؤال ساده و گوش‌دادن صبورانه، مشکل را کشف می‌کرد. سپس به جای نصیحت‌های طولانی، از خاطراتش در جبهه می‌گفت؛ از ایثار رفقایش، از لحظه‌های سخت و پرمعنای جنگ. بچه‌ها شیفته این قصه‌ها می‌شدند و روایت مسئولیت‌پذیری، صبر و وفاداری در جانشان می‌نشست. او حضور جوانان را در مراسم مذهبی، بسیار ارزشمند می‌دانست و برنامه‌ها را طوری تنظیم می‌کرد که ‌ احساس کنند در آنها نقش دارند. می‌گفت: ‌این نسل پاک است، اگر درست هدایت شوند، ستون‌های محکمی برای آینده خواهند شد.‌»

عاشق شهادت  بود
 برگزاری مراسم روضه برای اهل‌بیت(ع)، حتی در ساده‌ترین شکلِ «سه‌نفره» در خانه، از عشق عمیق او حکایت داشت. همسرش می‌گوید: «سال‌ها درد جانبازی را تحمل کرد اما همیشه در دلش احساس می‌کرد ‌جا مانده‌ است، چون برادرش علی درودیان در 16سالگی به شهادت رسیده بود. بارها در روزهایی که دردهای شدید سراغش می‌آمد، می‌گفت: ‌دعا کنید شاید این بار خدا مرا ببرد پیش برادرم و شهدا.» سرانجام، آرزوی دیرینه‌اش روز دوشنبه دوم تیرماه ۱۴۰۴ محقق شد. آن روز، در ساختمان بسیج مستضعفین در  محله افسریه تهران در حال انجام مأموریت بود که پادگان هدف حمله هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید. پیکرش پس از 8روز جست‌وجو میان شهدای گمنام شناسایی و در قطعه ۴۲‌بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید