آخرین دیوار استبداد فروریخت
سروش جنابی | روزنامهنگار
پس از یورش شب 20 بهمن57 نیروهای گارد جاویدان به پادگان دوشانتپه یعنی محل استقرار همافران و تجمع مردم پیرامون پادگان، تهران در روز 21بهمن بهشدت ملتهب شده بود و بهتدریج درگیریهای مسلحانه بین مردم و ارتش مردمی با نیروهای وفادار به شاه گسترش مییافت.
روز 22بهمن درحالیکه نافرمانی و تمرد بدنه ارتش امکان هرگونه واکنشی را از فرماندار نظامی سلب میکرد، تهران به یک شهر جنگی تبدیل شده بود، اما مردم مصمم بودند کار را تا پایان آن روز یکسره کنند و چنین شد. مطلب زیر با توجه به مندرجات پرتال امام خمینی(ره)، بنیاد تاریخپژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی و سایر منابع
تنظیم شده است.
به گزارش روزنامه کیهان، در حدود ساعت ۸صبح ۲۱بهمن، درگیری میان نیروی هوایی و گارد شاهنشاهی به اوج خود رسید. کارکنان نیروی هوایی با حمایت مردم موفق به تصرف اسلحهخانه و توزیع حدود 2هزار تفنگ و مقادیر زیادی مهمات میان مردم شدند. درگیری میان طرفین تا ساعت ۴بعدازظهر ادامه یافت تا آنکه در این ساعت برای انجام مذاکره، آرامش نسبی برقرار شد.
این در حالی بود که فرماندار نظامی تهران و حومه در اعلامیه شماره40 خود مقررات منع عبورومرور در شهر برقرار کرد. در پی انتشار این اعلامیه، امام خمینی بلافاصله در پیامی از مردم خواستند تا مقررات منع رفتوآمد را نادیده بگیرند و به خیابانها بیایند.
پیام امام خمینی بلافاصله توسط اتومبیلهای مجهز به بلندگو در سطح شهر تهران پخش شد. با شکستن مقررات منع عبورومرور، تظاهرات در تمام نقاط تهران به اوج رسید. مردم سربازان گارد را خلع سلاح میکردند و اسلحه آنها را به همافران میرساندند. صدها قبضه تفنگ تا نزدیکی عصر بهدست مردم افتاد. مردم به ساختن موانع و سنگر مشغول بودند. پشت کیسههای شنی مملو از کوکتلمولوتف برای درگیری بود. ساعت 3بعدازظهر مردم با کوکتلمولوتف و تیراندازی به کلانتری تهراننو حمله کردند و پس از زدوخورد شدید آن را به تصرف خود درآوردند. در ساعات بعد کلانتریهای مجیدیه، سلیمانیه، بهارستان، میدان مجسمه، میدان خراسان، نازیآباد، خیابانگرگان و ایرانمهر با کوکتلمولوتف و سلاح گرم مورد حمله قرار گرفتند و به تصرف مردم درآمدند.
براساس گزارش روزنامه اطلاعات، با تصرف کلانتریها هر لحظه مردم بیشتر مسلح میشدند و جنگوگریز شدت مییافت و فرماندهان نظامی آخرین تمهیدات را بهکار میبستند. هنوز ثقل درگیریها در دوشانتپه بود. حدود ساعت 3بامداد 30دستگاه تانک آماده شد و به فرماندهی سرلشکر ریاحی، فرمانده لشکر یکم گارد عازم نبرد دوشانتپه شدند. تانکها در خیابانها با موانع و کوکتلمولوتفهای دستساز روبهرو میشدند. تانک فرمانده، سرلشکر ریاحی در ساعت3:20 بامداد زیر پل فوزیه به آتش کشیده شد و ریاحی مجروح شد. وی درحالیکه به شاه ناسزا میگفت، خود را تسلیم مردم کرد و مردم او را به اقامتگاه امام منتقل کردند.
اعزام نیرو برای محافظت از کارخانه اسلحهسازی نیز بهدلیل تمرد ارتشیان از دستورات ناکام ماند. سرانجام اداره تسلیحات ارتش ساعت 8صبح سقوط کرد و بهدست مردم افتاد. به گزارش کیهان در روز بعد، «پیر و جوان و بچه هر اسلحهای که به دستشان میآمد برمیداشتند و به خارج میآمدند. در خیابان فرحآباد تا چشم کار میکرد، مردم بودند که سلاح بهدست به سمت محلههای خود میرفتند.»
تشدید درگیریها از صبح 22بهمن
سحرگاهان 22بهمن غالب خیابانهای تهران سنگربندی شده و در تصرف افراد مسلح مردمی قرار گرفته بود. درحالیکه درگیری ارتش با مردم مسلح در خیابانها به اوج خود رسیده بود، اخبار یکی پس از دیگری موجب خوشحالی انقلابیون و یأس طرفداران شاه میشد: کلانتریها یکی پس از دیگری در حال سقوطند، سربازان به مردم میپیوندند، همافران گاردیها را شکست دادهاند، مردم اداره تسلیحات ارتش را به محاصره خود درآوردهاند و در سراسر تهران با نیروهای حکومت نظامی درگیرند. ستاد ژاندارمری واقع در خیابان 24اسفند (انقلاب) و شهربانی کل کشور سقوط کرد و بهدست مردم افتاد.
ساعت 10:30 شورایعالی ارتش با شرکت رئیس ستاد، وزیر جنگ و غالب فرماندهان، تشکیل جلسه داد و پس از مذاکره، بیطرفی خود را در مناقشات اعلام کرد و به یگانهای نظامی دستور داد به پادگانهای خود مراجعه کنند.
حدود ساعت۴ بعدازظهر، مردم مسلح محل نخستوزیری حکومت شاهنشاهی را به محاصره خود درآوردند. در این مکان اعلام شد که شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر حکومت پهلوی، محل نخستوزیری را ترک کرده است، به همین دلیل مردم بدون درگیری کاخ نخستوزیری را به تصرف خود درآوردند.
پیش از ظهر آن روز، مردم مسلح در اطراف ساختمان رادیو و تلویزیون سنگر گرفتند. با عقبنشینی صلحآمیز نیروهای فرمانداری نظامی، ساختمان رادیو و تلویزیون بدون درگیری به تصرف مردم درآمد. حدود ساعت6 ابتدا مرکز رادیو و سپس جامجم بهدست نیروهای انقلابی افتاد. صدای گوینده رادیو اینچنین نغمه پیروزی را اعلام کرد: «توجه، توجه!... این صدای انقلاب ملت ایران است...» پس از صدور اعلامیه آیتالله طالقانی خطاب به کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون مبنی بر لزوم برقراری ارتباط با مردم، کارکنان اعتصابی ساعت۵:۴۵ بعدازظهر به مرکز رادیو و تلویزیون آمدند. در این ساعت رادیو ایران با قطع برنامه موسیقی، ابتدا سرود «ای ایران، ای مرز پرگهر» را پخش کرد. پس از آن نیز نخستین جملات رادیو انقلاب پخش شد: «اینجا تهران است، صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب. امروز به همت مردانه ملت، آخرین دژهای استبداد فروریخت.»