پاتوق فرشتهها بازسازی میشود
روایت کافه داونتیسم که در آتشسوزی بازار جنت خاکستر شد و قرار است به زودی بازسازی شود
رابعه تیموری | روزنامهنگار
«آنقدر جنگیدیم تا کافه، کافه بماند.» این جمله که تکیه کلام آیلین آگاهی است به خوبی تلاشهای او و همراهانش برای روشن نگهداشتن چراغ کافه داونتیسم را نشان میدهد. این کافه که توسط آیلین آگاهی برای اشتغال افراد سندروم داون و اتیسم راه افتاده و حدود ٧ سال پاتوق و محل کار و کسب ٤٠ نفر از این افراد بوده، در آتشسوزی بازارچه جنت به کلی سوخت و از آثار هنری گردانندگانش و ابزار کاسبی آنها فقط خاکستری بر جا مانده است. همین خاص بودن شرایط کسبه کافه داونتیسم باعث شد این مکان از نخستین غرفههایی باشد که مدیریت شهری برای بازسازی و سرپا کردن آن آستین بالا بزند. بهگفته آگاهی، مدیریت شهری مصمم است این کافه را که فعالیت آن مورد استقبال شهردار پاریس هم قرارگرفته دوباره احیا کند.
آرامش قبل از توفان
شب قبل از آتشسوزی که آبتین و بچهها کرکره کافه را پایین کشیدند و به خانه رفتند، همهچیز آرام بود. آن روز مشتریانشان از خوردن کیک خوشمزهای که علیرضا برایشان پخته بود، حسابی لذت بردند و لحظات خوشی را کنار هم گذراندند. پیامکهای تلفنی سادهای هم که آبتین برای خانم آگاهی فرستاد و حکم گزارش کارش را داشت، نشان میداد مثل همیشه خوب از پس کارش برآمده اما صبح روز سهشنبه 14بهمن که آیلین آگاهی و همکارانش برای شروع یک روز کاری دیگر به بازارچه جنت رفتند با دیدن دود و شعلههای آتش که از یکی از غرفهها بیرون میزد متوجه حریق در بازار شدند. آیلین آگاهی آن روز را اینگونه توصیف میکند: «صبح که من به همراه یکی از مدیران کافه به آنجا رسیدیم با دیدن دودی که از یکی از غرفهها بیرون میزد از حریق بازار باخبر شدیم.در آن لحظات سخت که میدیدم همهچیز جلوی چشمهایم در حال سوختن و خاکستر شدن است به بچهها اطلاع دادم تا به کافه نیایند و با این صحنه روبهرو نشوند. افراد طیف سندروم داون و اتيسم روحیه بسیار حساسی دارند و با دیدن این صحنهها آرامشی را که بهزحمت بهدست آوردهاند دوباره از دست میدهند.»
کاسبان متفاوت کافه
خانواده تعدادی از بچهها آنها را به مسافرت بردهاند تا بهانهگیریشان برای سرزدن به کافه کم شود، اما تعدادی از آنها که از ماجرا باخبر شدهاند، با زبان کودکانهشان سعی میکنند با بزرگترها همراهی کنند. آگاهی میگوید: «آبتین از بچههای طیف اتيسم است. او از ویدئوهایی که در فضای مجازی منتشر شده فهمیده چه اتفاقی افتاده و سعی میکند با ساز زدن دلشورههایش را کم کند. وقتی هم که به من زنگ میزند، سعی میکند به من روحیه بدهد و امیدوار است بهزودی به سر کارش برگردد.» ٢٠٠ شمعی هم که آیلار درست کرده بود تا در کافه به فروش برساند و دم عید دست و بالش پر شود به کلی در آتش سوخته، اما دل کوچکش گواهی میدهد که بزرگترها بهزودی مشکل را حل میکنند: «این بچهها حالوهوای خاصی دارند و بدون آنکه متوجه بزرگی حادثه باشند، تصور میکنند بهزودی همهچیز به شرایط قبل برمیگردد.»
پاتوقی برای فرشتهها
ماجرای پاگرفتن کافه داونتیسم به ٧ سال پیش برمیگردد که آیلین آگاهی تصمیم گرفت، کاری فراتر از آموزش برای هنرجویان خاصش انجام دهد. او ٢۵ سال از عمرش را بهکار با بچههای اتیسم و سندروم داون گذرانده و آموزش موسیقی بهانه او برای شروع این مسیر دشوار بوده است: «کار کردن با این فرشتهها در کنار شیرینیهایش، سختیهای زیادی دارد. من این مسیر را با آموزش موسیقی به بچهها شروع کردم.» ایده تأسیس کافه داونتیسم از همینجا به ذهن آیلین رسیده است: «از اینکه میدیدم این فرشتهها با وجود تواناییهایشان زندگی خود را خموده و دور از اجتماع میگذرانند ناراحت بودم و تصمیم گرفتم با راهاندازی این کافه به آنها کمک کنم که مانند همه آدمهای این جامعه، شغل و جایگاهی برای خود داشته باشند.»با راهاندازی کافه داونتیسم، 40 نفر از طیف اتیسم و سندروم داون دور هم جمع شده بودند.