• دو شنبه 20 بهمن 1404
  • الإثْنَيْن 21 شعبان 1447
  • 2026 Feb 09
دو شنبه 20 بهمن 1404
کد مطلب : 272321
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/KZ6x8
+
-

انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین کنش جمعی ایرانیان در تاریخ ایران

دیدگاه
انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین کنش جمعی ایرانیان در تاریخ ایران

علی خضریان‌؛ کارشناس مسائل سیاسی

انقلاب اسلامی ایران در حالی چهل و هفتمین سالگرد پیروزی خود را پشت سر می‌گذارد که در یک سالی که گذشت دشمنان مستکبرش با تمام امکانات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و پروپاگاندای تبلیغاتی، آنچه را که در طول 46سال گذشته با گمان‌های باطلی که در سر داشتند عملیاتی کرده بودند، به‌صورت فشرده و خبیثانه علیه ملت ایران به میدان آوردند. اما همگان دیدند که انقلاب اسلامی ایران با گذر از همه این چالش‌ها، امیدوارانه به‌سوی قله‌ها در حرکت است.
با مرور ویژگی‌های برجسته انقلاب‌اسلامی از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، می‌توان به چیستی و چرایی این رویداد بزرگ که دشمنان آن را در طول همه این سال‌ها دچار بهت و سردرگمی کرده است، پاسخ داد.
انقلاب اسلامی ایران از منظر چیستی 3ویژگی مهم دارد:
۱ـ انقلاب اسلامی در نسبت جهانی و برخلاف انقلاب‌های فرانسه و روسیه که انقلاب اقلیت مصر در وضعیت بی‌تفاوتی اکثریت بوده است، انقلاب اکثریت ملت ایران بوده و نه انقلاب اقلیتی که در این مسیر اصرار ورزیده است.
درحالی‌که هم در انقلاب روسیه، جمعیت لنینی اقلیت بود و هم ژاکوبن‌ها در انقلاب فرانسه یک اقلیت مصر بودند. اما انقلاب اسلامی ایران، انقلاب اکثریت فعال بود. 
انقلابی بود که اکثریت سازماندهی شده در آن حاضر بودند و «جمعیت» مؤلفه اصلی آن بوده است و در هیچ انقلابی مانند انقلاب اسلامی، جمعیت در آن حضور نداشته است. اما از سویی دیگر یک انقلاب توده‌ای نیز نبوده است. فلذا به جرأت می‌توان گفت که انقلاب اسلامی یک انقلاب اکثریت بوده و بزرگ‌ترین انقلاب اکثریت در تاریخ بشر است.
این همان راز ماندگاری انقلاب اسلامی ایران است که دشمنانش با فعال کردن خرده‌ جریان‌های اقلیت‌ها نمی‌توانند در برابر انقلاب اکثریت مردم ایران بایستند.
۲ـ انقلاب اسلامی در نسبت خود ایران، بزرگ‌ترین کنش جمعی ایرانیان در تاریخ ایران است. ایران از روزی که ایران شد و از پس هزاران سال تا امروز، بزرگ‌ترین کنش جمعی خود را در انقلاب اسلامی تجربه کرده است. لذا عینی‌ترین مصداق اراده عمومی ایرانیان در تاریخ ایران، انقلاب اسلامی است.
۳ـ انقلاب اسلامی صرفا یک رویداد در یک موقعیت جغرافیایی و در یک موقعیت زمانی نیست که بخواهیم به‌صورت موزه‌ای درباره آن حرف بزنیم و آن را دیرینه‌شناسی کنیم. انقلاب اسلامی یک جریان است که در ۲۲بهمن‌ماه۱۳۵۷ نقطه عطف آن اتفاق افتاد. لذا یک امر موزه‌ای نیست و یک موجودیت زنده تاریخی است که جریان دارد و به پیش می‌رود و در طول این ۴۷سال نمونه‌های بارز آن در جای جای ایران قابل مشاهده است که چند نمونه متأخر آن را می‌توان در سالی که گذشت در مقاومت و وحدت مثال زدنی ملت ایران در جنگ ۱۲روزه، رویداد تاریخی۲۲ دی‌ماه که در خیابان جریان پیدا کرد و زنده بودن خود را به رخ جهانیان کشید. و یا حتی این زنده بودن را می‌توان در سلام نظامی ورزشکاران در مقابل تهدیدات دشمنان و جنب و جوش هنرمندان سینما و تئاتر در برگزاری جشنواره فجر به‌صورت عینی مشاهده کرد.
انقلاب اسلامی امروز مهم‌ترین صحنه‌گردان سیاست ایران و منطقه است و تأثیرات جهانی دارد. لذا نباید در موزه‌ها و یا در طاقچه‌ها به‌دنبال آن گشت. بلکه یک واقعیت زنده در میان مردم ایران، منطقه و حتی در میان آزادی‌خواهان جهان است.
انقلاب اسلامی شروع یک راه است و این بدین معناست که ما یک راه بهبود خواهی را با انقلاب اسلامی شروع کردیم و ان‌شاءالله به یاری خداوند متعال به پیش می‌رویم.
اما از باب چرایی انقلاب اسلامی، همه ما باید به یکدیگر یادآوری کنیم که انقلاب اسلامی ضمن اینکه حاصل عمل نیروهای انقلابی به رهبری امام خمینی(ره) بود، یک ضرورت تاریخی هم بوده است.
این ضرورت تاریخی بدان معنا که فقدان استقلال، فقدان آزادی و فقدان یک نظام سیاسی که اصالت و معاصرت داشته باشد، موجب شد تا انقلاب اسلامی به‌عنوان یک ضرورت تاریخی در تاریخ ایران اتفاق بیفتد و مهم‌ترین خواست مردم ایران براساس این ضرورت تاریخی «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بوده است.
مردم استقلال را در برابر استعمارگران می‌خواستند؛ آزادی را در برابر رژیم استبدادی پهلوی طلب می‌کردند و جمهوری اسلامی پاسخی به نیاز اصالت و معاصرت مردم ایران برای ایجاد یک نظام سیاسی برآمده از مردم بوده است.
باید از همه ابزارهای آگاهی بخش برای نسل جدید بهره ببریم و واقعیت انقلاب اسلامی و همین شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را که به استناد پژوهش‌های مختلف از باب جامعه‌شناسی شعارهای انقلاب اسلامی، پرتکرارترین و با بیشترین فراوانی در میان مردم گفته می‌شد برای نسلی که درکی از دوران سیاه پهلوی ندارد، بازگو کنیم.
باید این واقعیت بی‌اصالتی پهلوی را که هیچ نسبتی با تاریخ ایران ندارد و تماما استعمار ساخته بوده است تبیین کرد؛ رژیمی که بر پایه فرد سالاری و اقلیت سالاری شکل گرفت و به‌دلیل اینکه خواست عمومی برای مردم‌سالاری را برنمی‌تافت، از دوران عصر خود عقب مانده بود و معاصرت نداشت.
در زمانه‌ای که در دنیا نظام‌های سیاسی به سمت مردم‌سالاری رفتند، ما در ایران همچنان تجربه یک رژیم اقلیت‌ سالار را داشتیم که در دهه پایانی عمر خود یعنی از ۱۵خرداد ۱۳۴۲ تا ۲۲بهمن ۱۳۵۷ به سمت فرد سالاری رفت و حتی اقلیت سالار هم نبود که از مصادیق اصلی آن در کنار دیکتاتوری محمدرضا پهلوی می‌توان به تغییر قانون اساسی، تشکیل ساواک و انحلال همان نیمچه احزاب تزیینی و تشکیل حزب رستاخیز و لاغیر از سوی پهلوی اشاره کرد.
فقدان استقلال به‌دلیل ۲۰۰سال تجربه استعمار در ایران، فقدان آزادی به‌دلیل حضور یک رژیم استعمار ساخته به نام پهلوی در ایران که هیچ امکان آزادی سیاسی به ایرانیان نمی‌داد و فقدان نظمی که نه بنیادهای تاریخی مردم ایران را داشت و نه با الگوهای معاصر نظام‌های سیاسی در جهان مطابقت داشت موجب شد تا انقلاب اسلامی ملت ایران به‌عنوان یک ضرورت تاریخی صورت پذیرد.
یکی دیگر از دلایل ضرورت انقلاب اسلامی را می‌بایست در ترجیح نیروهای بهایی بر مردم مسلمان ایران در دوران پهلوی دانست. به شهادت تاریخ، بهایی‌ها مهم‌ترین شریک سیاسی پهلوی بودند. نیروهای بهایی در جایگاه نخست‌وزیر، بیشتر وزرا، رئیس ستاد کل ارتش، رئیس ساواک و ادارات مهم ساواک، اکثریت دادستان‌ها و دادگستری‌های کل کشور، رئیس هواپیمایی هما و بیشتر مناصب را در دست داشتند.
یک اقلیت محض غیرایرانی به اسم بهایی‌ها که در تأسیس‌شان در خدمت استعمار روس بودند. در ادامه در خدمت استعمار انگلیس و امروز نیز به عامل خدمتگزاری به رژیم صهیونی و آمریکا تبدیل شده‌اند، بر همه مناصب رژیم پهلوی چنبره زده بودند.
موضوعی که در پروژه استعماری نوپهلوی نیز نقش پررنگ بهایی‌ها را به وضوح می‌توان مشاهده کرد. پروژه‌‌ای که به خیال خام خود به‌دنبال تکرار پادشاهی اسپانیا در ایران هستند. پروژه‌ای که می‌خواستند همچون ماجرای آندلس که همه مساجد را تخریب کردند و مسلمانان را یا کشتند و یا موجب کوچ اجباری آنها شدند، با خشن‌ترین اقدامات در ایران دنبال کنند.
در شورش دی‌ماه دیدیم که چطور یک اقلیت بهایی با آتش زدن مساجد، توهین به حضرت رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) قصد غلبه بر اکثریت مسلمانان را داشتند. این اقلیت شورشی نشان دادند که در پروژه آندلسی کردن ایران به هیچ مسلمانی حق حیات هم نمی‌دهند چه برسد به حق سرنوشت! اما اینها فکر نمی‌کردند که اکثریت مردم ایران در ۲۲دی‌ماه همانطور که امام راحل در بهمن ۵۷ توی دهان دولت بختیار زد، توی دهان آنها و دولت‌های پشتیبانشان بزنند. این مردم اجازه غلبه اقلیت ذی‌نفع دوران سیاه پهلوی بر اکثریت فعال جامعه انقلابی و مسلمان را نخواهند داد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید