• یکشنبه 19 بهمن 1404
  • الأحَد 20 شعبان 1447
  • 2026 Feb 08
یکشنبه 19 بهمن 1404
کد مطلب : 272255
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/wmkzz
+
-

فیلم - پروژه

رسانه کارگردانان
فیلم - پروژه

علیرضا محمودی 

سرنوشت حرفه‌ای وارژو کریم‌مسیحی، نماد توضیح شرایط پروژه‌ای در سینمای ایران است. با کم‌کاری استعداد غیرقابل انکاری چون کارگردان «پرده آخر» می‌توان فهمید که هنر اصلی اغلب کارگردانان در سینمای ایران فیلمسازی‌ نیست، بلکه به راه انداختن پروژه‌های فیلمسازی‌ است. هیچ عنوان و شغلی در سینمای ایران به اندازه کارگردانی خود را صرف پروژه‌سازی‌ به جای فیلمسازی‌ نکرده، حتی بیشتر ازصنف تهیه‌کنندگان.
این تصور که در سینمای ایران هیچ حرفه‌ای به جز کارگردانی شغل محسوب نمی‌شود، محصول سازوکار نیمه‌صنعتی و نیمه‌کارمندی سینمای پس از انقلاب است. با تشکیل بنیاد سینمایی فارابی در نیمه دهه ۱۳۶۰ ساختار تولید نیمه‌صنعتی سینمای ایران که شامل مجموعه‌ درهم فرورفته‌ای از دفاتر تولید و پخش بود، دستخوش تغییر شد. معماران سینمای پس از انقلاب با ترفندهای کنترلی دفاتر تولید و پخش را به مجریان برنامه‌های هدایتی و نظارتی تنزل دادند. در این دوران عامل اصلی اجرای فرامین مدیران سینمایی در صحنه تولید کارگردانان بودند. نتیجه این دوران به سایه رفتن همه عوامل تولید و افزایش نقش اداری، مالی و نظارتی کارگردانان در پروژه‌های اغلب دولتی شد.
در دهه ۱۳۷۰ نقش بازیگران و تهیه‌کنندگان در پروژه‌ها با کاهش اهرم‌های نظارتی دولتی کاسته شد و برخی دفاتر فیلمسازی دوباره اسم و رسم و قدرتی به‌دست آوردند؛ اما این شرایط تداوم نداشت. در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ با سرازیر شدن سرمایه‌هایی که خارج از جریان سینما به تولید تزریق می‌شدند و راه افتادن سینمای ارگانی و نهادی، دوباره شغل و اهمیت کارگردانی مانند دهه ۱۳۶۰ اهمیت پیدا کرد.
انبوه فیلمسازان اولی که شرایط پروژه گرفتن را فراهم می‌کنند و فیلم‌هایشان فقط به‌کار آمار‌سازی‌ جشنواره‌ها و حاشیه‌سازی‌ اکران‌های خالی می‌خورد، برون‌ریز دوران پروژه‌محوری هنر سینما در ایران است.
وارژو کریم‌مسیحی همچنان با 2 فیلم، در سینمای ایران روزگار می‌گذراند، چون پروژه‌های سینمایی مسیری به جز نشانی خانه او را تا تبدیل شدن به فیلم می‌گذرانند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید