کانونیترین کانونیها
علیرضا محمودی
60سال از تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میگذرد. محصولات فرهنگی کانون در این 6دهه در هر دوره با فراز و فرود قابل رصدی تأثیرات قابل توجهی بر فرم و مضامین محصولات تولید شده در بخش خصوصی بازار همیشه جذاب محصولات فرهنگی مناسب برای کودکان و نوجوانان داشتهاند.
تعداد چشمگیری از کارگردانان سینمای ایران طی بیش از ۲۰سال از ابتدای دهه۱۳۵۰ تا میانه دهه۱۳۷۰ به شکل مستقیم و غیرمستقیم یا فیلم کانونی ساختهاند یا تحتتأثیر فیلمهای کانونی فیلم ساختهاند. برچسب فیلمکانونی فقط به فیلمهایی که نشان کانون دارند اطلاق نمیشود. مدیریت کانون در 2دهه اول بعد از تأسیس سنگ بنای ساخت فیلمهایی را گذاشتند که در شکل و محتوا یک ویژگی بسیار مهم داشتند: میانهروی.
برخلاف فیلمهای تجاری که در هر چرخهای یک سوی داستان را به نفع قهرمانان روایت میکردند، در فیلمهای کانونی سازندگان با صبر و حوصله هر دوسوی مناقشه داستان فیلم را به اندازه و یکسان نمایش میدادند. در فیلمهای کانونی همیشه زاویه دید کارگردان مانند والدینی دلسوز،جهاندیده و صبور دست مخاطبان خود را میگرفته و سفره روایت را پخش و پلا کرده و دست آخر سفره را جمع میکرده. مخاطبان نیز لقمه بهدست از کنار سفره فیلم برمیخاستند و راضی بودند که آن سوی روایت را که از چشم قهرمانان دور بوده به لطف راوی فرهیخته فیلم سیاحت کردهاند. در جهان فیلمهای کانونی همه محق هستند و آنکه بزرگوارتر و بخشندهتر است، قهرمانتر است.
کارگردان فقید سینمای ایران، کیومرث پوراحمد در همه فیلمهای کانونی و غیرکانونی خود یک کانونی اصیل بود. در موفقترین فیلمهایشمانند «شرم» و «خواهرانغریب» بهترین وجه میانهوری در سینمای خاص و عامپسند فارسیرا از خود به میراث گذاشت. قرائت کارنامه پوراحمد با محورمیانهروی در فرم و محتوا ما را به این نقطه میرساند که حتی به سرانجام نرسیدن 2پروژه مهم دوران کاریاش- «شاه» و«گل یخ»- دلیلی به جز میانهروی ندارد. کیومرث پوراحمد کانونیترین کارگردان برخاسته از کانون بود.