در یک سخنرانی در باشگاه اقتصادی نیویورک، اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا با لحنی آرام اما تکاندهنده اعتراف کرد: «کاری که ما انجام دادیم، ایجاد کمبود دلار در ایران بود.» او توضیح داد که این تصمیم بخشی از راهبرد فشار حداکثری رئیسجمهور ترامپ بود، سیاستی طراحیشده تا اقتصاد ایران را از درون تضعیف کند.
نتیجه چه شد؟ بانک مرکزی ایران مجبور شد پول چاپ کند، پول ملی سقوط کرد و تورم بهشدت افزایش یافت. کمبود دلار، محدودیت واردات و سقوط یکی از بانکهای بزرگ، زندگی مردم را تحت فشار شدید قرار داد. وزیر خزانهداری با سردی تحلیلگرانه گفت: «این سیاست اقتصادی است، بدون شلیک گلوله. و واقعاکار کرده؛ در دسامبر اقتصادشان سقوط کرد، مردم به خیابانها ریختند.»
در روایت او، این فشارها نه تصادفی، بلکه دقیقا محاسبهشده بودند؛ ابزارهایی برای تبدیل ایران به بازاری پرالتهاب، جایی که واکنشهای داخلی محدود و تصمیمهای خارجی تقویت شوند.
هر تحریم، هر کمبود، هر افزایش تورم، بخشی از همان بازی بزرگ قدرت بود که سرنوشت میلیونها ایرانی را تحتتأثیر قرار دادو به وضوح نشان میدهد که در سیاست خارجی آمریکا، زندگی مردم کوچهو بازار، ذرهای اهمیت ندارد و اگر اینچنین بود، به جای دلسوزی و کشتن جوانان در آشوبها به امید اقتصادی شکوفا، تحریمهای سنگین و بیسابقه ایران را رفع میکردند.
ترور اقتصاد ایران
در همینه زمینه :