
رضا برکتی، عموی شهید از 2چیز که همیشه برای دانیال مهم بوده، تعریف میکند: «دانیال یک تکیهکلام داشت که همیشه به آن عمل میکرد. میگفت من در زندگی 2 چیز را دوست دارم؛ یکی زیارت عاشورا و دومی پدر و مادرم. هر روز زیارت عاشورا میخواند. ارادتش به آقا امامحسین(ع) به حدی بود که اسم ارباب را که میشنید روی زانوی ادب مینشست. عاقبت هم به اربابش امامحسین(ع) پیوست. یادم میآید یک هیئت وسع مالی برای پذیرایی نداشتند، دانیال از رستوران غذا گرفته و در هیئت توزیع کرده بود. به پدر و مادرش احترام و ادبی ویژه میگذاشت و هیچگاه صدایش را بالاتر از صدای پدر و مادرش نمیبرد ، به طوری که همه فامیل از آن همه ادب و احترام غبطه میخوردند. این دو مورد واقعاً برای دانیال ویژه بود.» برکتی کلام آخر را خطاب به مردم و مسئولان تکمیل میکند: «کشتار بچههای بیگناه کار یک عده تروریست وطنفروش است که سبک داعش را پیش گرفتند. مردم ما هیچوقت اسلحه دست نمیگیرند به نیروی انتظامی و مردم خودشان شلیک کنند. مردم ما به هموطن و برادر خود شلیک نمیکنند. مردم ما خیلی نجیب هستند ممکن است اعتراض برای گرانی داشته باشند درست است من هم اعتراض دارم اما هیچوقت این مردم، بچه بیگناه را نمیکشند. ما این جوان را تقدیم امامحسین(ع) کردیم و فدای رهبر و وطن. خودم هم جان ناقابلی دارم و فدای رهبر میکنم. مسئولان وضعیت موجود باید جوابگو باشند. ما خواستار محاکمه باعث و بانی این اغتشاشات و این کشتارها هستیم. جوانهای دیگری هم که رهگذر بودند کشته شدند یا جوانهایی که گول خوردند و برای هیجان لحظهای، جوانیشان زیر خاک رفت.» مکث کوتاهی میکند و آهی میکشد و رشته کلام را به دست میگیرد: «پدر و مادرش به این افتخار سربلند هستند. اینکه دانیالشان اینطور با آبرو و عزت اسمش ماندگار شده، آرامش جان آنها شده و میگویند: پسرمان را تقدیم اسلام و رهبر و وطن کردیم. پسری که جلوتر از پدر و مادرش قدم برنمیداشت، اینطور هم عاقبت بخیر میشود. مادرش میگوید: دانیال من از قبل آنقدر ذوق شهادت داشت که حتی قبرش را هم نشان کرده بود و وصیتش را در این سن جوانی آماده کرده بود، اما خطاب به دولت خونخوار آمریکا خواهم گفت در ایران جوانان بسیاری مانند دانیال، جانفدای کشور و رهبر هستند هیچگاه نمیتوانی حتی در خواب هم به ذرهای از خاک کشور ما نزدیک شوی.»
در زندگی عاشق 2چیز بود
در همینه زمینه :