جنگ روایتها، دروغ عددها
چرا رسانههای معاند هر روز آمار متفاوتی از کشتهشدگان وقایع اخیر منتشر میکنند
بعد از اینکه پابرهنه میان اعتراضات بحق اقتصادی مردم ایران دویدند و جریان این اعتراضات را به سمت و سوی اهداف و خواستههای نابجایشان کشاندند تا اعتراض مردم ایران به وضع موجود اقتصادی را تبدیل به اغتشاش کنند و حالا عزمشان را جزم کردهاند برای پیادهکردن نقشههای شوم دیگرشان: «بالا بردن آمار کشتههای مردمی» البته شعارشان هم از اول همین کشتهسازی بود و حالا هرچه جلو میرویم بیشتر لایههای پنهان این دسیسههای غربی برای همه نمایان میشود؛ آماری که با 12هزار کشته شروع کردند و حالا این اعداد و ارقام را به 40هزار کشته رساندهاند. سؤال این است: رسانههای غربی با این آمارسازی دنبال چه هستند؟ این بازی آماری یک خطای ساده نیست، بلکه بخشی از جنگ روایتهاست؛ جاییکه واقعیت قربانی میشود تا دستاوردهای دیگری به دست آید. ضدانقلاب با دستکاری آمار و گفتن این دروغ بزرگ بهدنبال چیست؟ سؤالاتی که محمد قادری، فعال رسانه و تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با همشهری به آنها پاسخ داده است.
متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به سرکوب
این اتفاقی که الان بعد از فروکش کردن فاز عملیات تروریستی در تهران و برخی شهرهای کشور در حال انجام است، فاز دوم پروژه دشمن است. درواقع از قبل هم پیشبینی میشد که اینها ابتدا با موجسواری روی اعتراضات و تبدیل آن به یک جریان اغتشاشی و در واقع بالا گرفتن سطح خشونت در حد یک عملیات تمامعیار تروریستی این کار را انجام بدهند. موضوع دیگری که پیشبینی میشد همین بهرهبرداری از روایت این ماجراها بعد از فروکشکردن آن جریانات بود؛ روایتهایی مبتنی بر یکسری گزارشها که البته تلاش خود را میکنند که بهرهای از واقعیت داشته باشد اما بخش قابلتوجهی از آن خلاف واقع است. چرا؟ تا بتوانند اثرگذاری بیشتری بر افکار عمومی داخلی و بینالمللی داشته باشند. بنابراین هدفگذاریای که انجام شده این است: متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به سرکوب مسلحانه معترضان و تثبیت این موضوع در جوامع بینالمللی.
آمار بزرگ را نمیشود تکذیب کرد
در مرحله دوم تلاش میکنند با انتشار و اعلام آمار بزرگ و خلاف واقع، چنان دروغ بزرگی را منتشر کنند که دیگر امکان تکذیبش هم وجود نداشته باشد، یعنی درواقع نه بشود این دروغ را نفی کرد نه تکذیب. چرا؟ چون دنبال این هستند که ذهن مردم را نسبت به رفتار حاکمیت خدشهدار کنند. از طرف دیگر گزارهسازی را که در فضای بینالمللی انجام میدهند دنبال کنند؛ یعنی معرفی ایران بهعنوان یک نظام مستبد و دیکتاتور.
دنیا به حقانیت ایران پی برده است
اتفاقاتی که در ایران افتاد یک پروژه فازبندیشده بود که الان در فاز موج سواری روی اعداد و ارقام دروغین رسانههای غربی هستیم؛ طبیعتا وقتی اجازه نمیدهند صدای داخل کشور به بیرون منعکس شود و جلوی این انعکاس را با ابزارهای مختلف، با سانسور و با بایکوت میگیرند و اجازه نمیدهند تصویر واقعی از ایران نمایش داده شود قطعا این دروغها میتواند اثرات خود را بر افکار عمومی و مقامات سیاسی بینالمللی بگذارد. البته سابقه نشان داده که افکار عمومی به مرور نسبت به حقانیت نظام جمهوری اسلامی پی برده ونسبت به دروغگویی و دروغ پراکنی این رسانهها آگاه شدهاند. مصداقش تجمعات و تظاهراتی است که این چند روز در برخی از شهرها و کشورهایی مانند هند، پاکستان، برزیل و عراق در حمایت از مردم و نظام ایران صورت میگیرد.
فاز دوم جنگ 12روزه
این پروژه را اگر فاز بعدی جنگ ۱۲روزه هم درنظر بگیریم پس یک پروژه مفصلتری خواهد بود؛ یعنی ابتدا اینها تصورشان این بود که ایران در نقطه ضعف قرار دارد و گمان کردند با حمله نظامی میتوانند به اهدافشان در ایران برسند اما بعد از اینکه در این زمینه شکست خوردند تاکتیک خودشان را عوض و با ایجاد یک جنگ نیابتی شهری در داخل ایران تلاش کردند از یک طرف امنیت و ثبات داخلی کشور را برهم بزنند و از طرف دیگر مردم را در مقابل مردم و حاکمیت قرار دهند؛ نقشهای که با رفتار مناسب و مماشات نیروهای انتظامی در روزهای نخست به نتیجه نرسید. البته امروز گروهی انتقاد میکنند از رفتار مقابله گرایانه نیروهای نظامی در روزهای بعد؛ در صورتیکه وقتی دشمن با یک عملیات تروریستی کاملا عریان حمله میکند طبیعتا نباید انتظار داشت که نیروهای اطلاعاتی امنیتی و انتظامی بخواهند مماشات کنند.