• چهار شنبه 8 بهمن 1404
  • الأرْبِعَاء 9 شعبان 1447
  • 2026 Jan 28
پنج شنبه 25 دی 1404
کد مطلب : 270891
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/l57zl
+
-

روایت 3شاهد عینی از اغتشاشات در گفت‌وگو با همشهری

1
بسیجی‌ها را سلاخی کردند!
یکی از آسیب‌دیدگان اتفاقات تهران:
     اغتشاشگران بانک‌ها را آتش می‌زدند و هر وسیله عمومی را که سر راهشان بود تخریب می‌کردند.
    آشوبگران به سمت نیروهای بسیجی و حافظ امنیت حمله‌ور شدند و در مقابل چشم من 2 تن از آنان را با چاقو سلاخی کردند!
     اغتشاشگران با خرد کردن جدول‌ها و بلوک‌های کنار خیابان، تکه‌های کوچک را به سمت نیروهای حافظ امنیت پرت و سر و صورت نیروهای بسیجی را مجروح می‌کردند.
    آنان هرچه دم دستشان می‌آمد را سلاح می‌کردند تا با آن با نیروهای امنیتی درگیر شوند.
     چندین ماشین آتش‌نشانی توسط آشوبگران آتش‌گرفت و از بین رفت.
     به خوبی مشخص بود که این نفرات با این سرعت در تخریب و نابودسازی اموال و وسایل آموزش‌دیده هستند.
     یک آدم عادی نمی‌تواند به این سرعت دست به اقدامات جنایتکارانه بزند.
     حتی می‌توان در ایرانی بودن آنان هم شک کرد، چطور می‌شود یک ایرانی تا این حد دست به خشونت بزند؟ 


2
اجیر کردن نوجوانان و جوانان برای گرفتن فیلم و عکس اغتشاشات
آقای واحدی از قم:
   اغتشاشگران با حمله به پایگاه‌های بسیج سازه‌های آن را به وسیله کوکتل مولوتوف تخریب کردند و خودروی شخصی نیروهای بسیجی را به آتش کشیدند.
   برخی از بانک‌های شهر قم اسیر حریق اغتشاشگران شدند و از این طریق آسیب جدی دیدند.
   برخی از اغتشاشگران نوجوان و جوان که دستگیر شدند اعتراف کردند که عده‌ای از آنان خواسته بودند تا به ازای دریافت مبلغی، تصاویر و فیلم‌های مربوط به درگیری‌ها را برای آنان ارسال کنند.
  دشمن در پی سوءاستفاده از شرایط اقتصادی است تا بتواند از این طریق آشوب و درگیری‌ را به شهرها بکشاند و اعمال داعش‌گونه خود را عملی سازد.

3
مردم را برای داشتن ریش کتک می‌زدند!
آقای محمدی، شاهد عینی و مجروح اتفاقات اخیر از تهران:
     در شب جمعه به سمت نمازگزاران و مردمی که برای نماز و مراسم دعا به مسجد آمده بودند حمله‌ور شدند و با لگد به در مسجد می‌کوبیدند.
     قصد داشتند که مسجد را به آتش بکشانند.
     مردم محلی کمک کردند تا نمازگزاران بتوانند از مسجد خارج شوند.
     اغتشاشگران وقتی من به همراه فرزند خردسالم در حال فرار از دست آنان بودیم به ما حمله و ما را دنبال می‌کردند. اگر مردم محلی نبودند شاید اتفاق بدتری برایم رخ می‌داد.
    این نفرات اصلا اهل آن محل نبودند و اعتراضی به موضوعات اقتصادی نداشتند چرا که وقتی دیدند محاسن دارم به سمتم حمله کردند و مردم من را نجات دادند.
    پسرخاله من پنجشنبه شب وقتی صدای تیراندازی می‌شنود جلوی در می‌رود که از فاصله نزدیک هدف قرار می‌گیرد.
    وقتی برادر دوقلوی او قصد داشت با موتور او را به درمانگاهی برساند مورد هجوم آشوبگران قرار گرفت و به صرف داشتن ریش و محاسن با چوب و چماق مورد ضرب و شتم قرار گرفتند! گویی داشتن ریش جرم است.




 

این خبر را به اشتراک بگذارید