آرامش بازار پس از ناآرامی
گزارش میدانی از وضعیت بازاریان و کسب وکارهای آنلاین، کمی پس از ناآرامیهای اخیر
گروه گزارش
از بداقبالی بازاریان بود که اعتراضهایشان با ناآرامیها گره خورد. بدتر اینکه اغلب آن ناآرامیها، بیخ گوششان، حوالی مغازههایشان اتفاق افتاد. از گذرهای اصلی و فرعی بازار بزرگ، صرافیهای خیابان فردوسی، پاساژهای خیابان سعدی و میدان هفتحوض تا راسته بازار دوم نازیآباد و واحدهای تجاری سهراهآذری، کرکره همه صنوف حتی کسبوکارهای آنلاین پایین آمد؛ نه فقط در تهران که در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ کشور؛ از مالها تا بقالیهای ته بنبست. آن هم در شرایطی که زور تورم با نرخ ارز، حسابی به بازاریان و مردم چربیده بود و هیچ دخلی با هیچ خرجی نمیخواند. حالا چندروزی از آن ناآرامیها گذشته و اینترنت هم هنوز قطع است و بازاریان ماندهاند و با روانی آسیبدیده و میلیاردها تومان خسارتی که شاید فقط خدا میداند، چطور جبران میشود.
چشم کور و ابروی بیقرینه بازار
چند روز پس از ناآرامیهاست و کسبه صنوف مختلف سعی دارند به روال پیش از روزهای گذشته بازگردند. هر چند هنوز کمی ترس و تردید جایی را در سر و دلشان، تنگ کرده اما به قول حاجنعیم، از حجرهداران قدیمی بازار بزرگ پایتخت، دیگر چارهای نیست: «صاحبخانه، اجارهاش را میخواهد و بانک، معطل اقساط وام نمیماند. زن و بچه هم که بیشتر از چند روز نمیتوانند گرسنه بمانند... پس، گور پدر ترس...». یکی دو روز نخست، او نیز همراه بازاریان معترض، شعار سر میداد: «مُردیم از تورم، دولت بیا کاری کن». گرم و سرد چشیدهاست: «آمدیم ابروی بازار را درست کنیم که نگذاشتند... چشم بازار هم کور شد.» دوباره میگوید: «نه در اخلاق بازاریجماعت و نه در دین و قانون ماست که بزنیم سر و شیشه مغازه کسی را که همراهیمان نمیکند، بشکنیم!» اشاره حاجنعیم در جمله آخرش به یکی از ویدئوهای پربازدید از روزهای اعتراض بازار است که با هشتگ «بازاری، معترض است نه نامرد» منتشر شدهبود. علی، کارگر تولیدی پوشاک در محدوده بازار حضرتی است: «توی هر مغازه بیشتر از 10میلیاردتومان جنس دپو شده و توی هر تولیدی هم دستکم چنددهمیلیاردتومان پارچه، نخ، چرخهای خیاطی، دستگاههای اتو و بستهبندی هست.» شبهای ناآرام، جان و تن بسیاری از بازاریان لرزید؛ یکی برای تعطیلی کسبوکارشان و یکی هم از سر فکر و خیال آتشگرفتن اجناس میلیاردیشان.
دخل چند صد هزاری و خرج نجومی
سالهاست که چراغ بیش از 100باب مغازه در راسته بازاردوم نازیآباد روشن است و روبهروی آن مغازهها، بیش از 200دستفروش بساط پهن کردهاند. در روزهای ناآرام اما هیچیک از آنها نتوانستند دشتی به دخل خود بیندازند. شایان، فروشنده یکی از مغازههای این راسته میگوید: «یکی دو روز اول با آنکه کرکره را تا نیمه بالا میدادیم، خبری از مشتری نبود. روزهای بعدش هم که کسی جرأت نداشت مغازهاش را باز کند...» به پرسش «چرا جرأت نداشتند؟» اینطور پاسخ میدهد: «خب، یکهو از یک وری، یک عده با سنگ بهمان حمله میکردند.» با حساب و کتابی سرانگشتی میگوید: «دخل 17روز گذشته خیلی از کسبه به یک میلیون تومان هم نرسید.» این در حالی است که خرج روزشان شامل اجاره، دستمزد کارگران، ضرر سرمایه راکد و هزینههای جاری زندگی، هم سر به فلک کشیدهاست. پویا در همان راسته مغازه دارد و موبایل میفروشد: «وزیر اقتصاد گفته خسارت کسبه را برآورد میکنیم؛ خب این به چه کار ما میآید؟ ما خودمان میدانیم چقدر ضرر کردهایم...» پویا این را نیز گفت که در روز و شبهای ناآرام، بسیاری از طلافروشان از ترس تخریب و آتشزدن محل کسبشان یا در مغازه خود خوابیده یا طلاهایشان را به جایی دیگر انتقال دادهبودند.
بازاریان، ورشکسته و دلواپس
نگرانی و دغدغههای کسبه میدان هفتحوض نیز بیشباهت به باقی کسبه در دیگر بازارها نیست. ناهید در حاشیه پیادهروی میدان، بساط پوشاک زمستانی گسترانده: «روزهای قبل از شلوغیها کارم را از ساعت دهونیم صبح شروع میکردم چون میدانستم که تا 10،9شب، فرصت فروش دارم، ولی حالا از 9صبح میآیم چون احتمال دارد پیش از غروب دوباره شلوغ شود. هر چند صبح زود آمدنمان هم بیفایده است؛ مشتری نیست...» از شلوغیهای دوباره، میگوید: «مثل آن روزها دوباره شلوغ نشده ولی تقریبا همه کسبه میترسند و تعداد قابلتوجهیشان هم غروب نشده، تعطیل میکنند.» بسیاری از کسبه از نهادهای صنفی و دولتی، پیامی با چنین مضمونی دریافت کردهاند: «طبق روال سابق، اصناف میتوانند تا پیش از نیمهشب دایر باشند...». این را مولود از مغازهداران بلوار وکیلآباد مشهد میگوید: «بدمان نمیآید تا دیروقت کار کنیم؛ به شرطی که همه سر کار خود باشند...» منظورش از همه، ناوگان حملونقل عمومی به قرار قبل (از 5:30تا 23) است؛ مشتریان با اتوبوس، تاکسی و مترو به بازار میآیند.

سفارشهای اینترنتی میان زمین و آسمان

روزگار کسبوکارهای دیجیتال، بیرونقتر بهنظر میآید. با قطع سراسری اینترنت هم فعالان آنلاینشاپها و هم مشتریان آنها سرگردان و متضرر شدهاند. مریم چندسالی است که فروشگاه اینترنتی پوشاک راه انداخته: «یک روز از سرعت اینترنت ضرر میکنیم و یک روز هم از ناآرامی. ما از خیر تسهیلات ویژه مشاغل آنلاین گذشتهایم. شما را به خدا، اینترنت را وصل کنید.»
پانیذ بلاگر است و او نیز با قطع اینترنت، دچار چالش شده: «پیشپرداخت همه سفارشهای تبلیغ در پیجم را با کلی خسارت برگرداندم. قسمت بد ماجرا اینجاست که نمیدانیم تا کی این وضع ادامه دارد.» روز گذشته، خبر آمد وزیر ارتباطات ابراز امیدواری کردهاست بهزودی اینترنت برقرار خواهدشد. این در حالی است که آقای وزیر، پیشتر گفته بود با توجه به شرایط امنیتی بهوجود آمده، مجوز دسترسی مجدد به اینترنت از حوزه اختیار آن وزارتخانه خارج است. سوی دیگر کسبوکارهای آنلاین، مشتریانی هستند که پول خریدهای مجازیشان را پرداختهاند ولی کالایی دستشان را نگرفتهاست؛ مانند رضا که اوایلماه جاری، کالایی به ارزش 12میلیونتومان خرید کرد: «قرار بود اواسط ماه به دستم برسد که نرسید. حالا هم فقط یک شماره موبایل دارم که آن هم یک خط درمیان قطع است...»