اشرف نجفی
شهید اکبر دانشی، فرزند روستای «هور پاسفید» از توابع استان کرمان، در عملیات بیتالمقدس با ایمان و شجاعت در کنار همرزمان خود حضور یافت و پس از مجروحیت و اسارت، در شمار مفقودالاثرها باقی ماند. او در اسارت بهعلت شدت جراحت به شهادت رسید و بعد از 14سال پیکر او به وطن بازگشت.
احمد یوسفزاده، همرزم و دوست دیرینهاش از او چنین روایت میکند: «اکبر دانشی انسانی مؤمن بود. همیشه نام امام زمان(عج) را بر زبان داشت و در سختترین لحظات با یاد خدا آرام میگرفت. هیچگاه از خطر عقبنشینی نمیکرد. شجاع و فروتن بود؛ خود را برتر از دیگران نمیدانست و سادهزیست بود. با همه با محبت رفتار میکرد. صبور بود؛ در برابر درد و تشنگی بیتابی نشان نمیداد. ایثارگر بود؛ جان خود را برای همراهانش میگذاشت. وفادار بود؛ حتی در لحظه مجروحیت نگران دوستانش میشد. خوشاخلاق بود؛ با لبخند دلگرمی میداد. مهربان بود؛ دلهای اطرافیان را آرام میکرد.»
یوسفزاده از لحظه وداع با همرزم خود این چنین روایت میکند: «اکبر در عملیات بیتالمقدس همراه ما بود. در میانه نبرد، گلولهای به ران پایش اصابت کرد و خون زیادی از او رفت. در همان لحظهها مدام نام امام زمان(عج) را صدا میزد و میگفت چرا وقتی انسان میخواهد شهید شود امام زمان(عج) را نمیبیند. ما تلاش کردیم او را جابهجا کنیم، اما توان نداشت و فقط چند قدم آمد. تشنه بود، برایش آب آوردیم و زخم پایش را بستیم. در همان حال، سربازان عراقی رسیدند و ما را اسیر کردند. یکی از سربازان قصد داشت اکبر را همانجا بکشد، اما با التماس ما منصرف شد. بعد از انتقال، او را از ما جدا کردند و دیگر هیچ خبری از او بهدست نیامد. از آن روز تا امروز، اکبر در شمار مفقودالاثرهاست. برای ما، لحظه جداییاش همان لحظه شهادت بود؛ زیرا با آن زخم سنگین و خونریزی شدید، دیگر توان ادامه نداشت و به دل ما یقین شد که او به آرزویش یعنی شهادت رسیده است. سالها بیخبری، او را در شمار مفقودالاثرها قرار داد و مادرش با دلی پر از انتظار چشم از جهان فروبست.»
شهید غریب در اسارت
در همینه زمینه :