• چهار شنبه 8 بهمن 1404
  • الأرْبِعَاء 9 شعبان 1447
  • 2026 Jan 28
جمعه 19 دی 1404
کد مطلب : 270549
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nrO3E
+
-

طرح دشمن چیست؟



تصمیم ارزی دولت؛ نکات مثبت و منفی

   دولت قصد دارد قیمت ارز را به‌تدریج تک‌نرخی کند و از منابع آزادشده، یارانه پرداخت کند. این تصمیم را باید منصفانه و از چند زاویه دید.
   نخست اینکه میان سران نظام تقریبا اجماع وجود دارد که ارز ترجیحی دیگر پاسخگو نیست. چرا؟
 اول، ارز ترجیحی عملا نقشی در تعیین قیمت نهایی ندارد؛ قیمت ارز در جای دیگری شکل می‌گیرد.
 دوم، این ارز به کنترل قیمت منجر نمی‌شود، چون تولیدکننده، نه لزوما از سر سوداگری، به‌دلیل اینکه سایر هزینه‌هایش با ارز آزاد محاسبه می‌شود، کالا را با همان منطق قیمت‌گذاری می‌کند.
 سوم، ارز ترجیحی رانت بزرگی ایجاد می‌کند که از جیب دولت خارج می‌شود، اما الزاما به جیب مردم نمی‌رسد.
 نکته مهم‌تر این است که در شرایط سخت تحریمی، فروش نفت و تأمین این حجم از ارز، دیگر شبیه گذشته نیست و تداوم این سیاست عملا امکان‌پذیر نیست.
   بر همین اساس، تصمیم دولت، انتقال یارانه از ابتدای زنجیره تولید به انتهای زنجیره مصرف است؛ یعنی به‌جای پرداخت ارز ارزان به تولیدکننده، یارانه مستقیم به مصرف‌کننده برسد که مهم‌ترین نمود آن، کالابرگ است. از نظر منطق اقتصادی، اصل این تصمیم قابل دفاع است.
   اما دولت در اجرای آن دچار چند خطای جدی شده است.
 اول، زمان اجرای طرح؛ بدون تردید زمان مناسبی برای آغاز آن انتخاب نشد.
 دوم، قرار بود حمایت به‌صورت کالابرگ و کالا با قیمت ثابت باشد، نه پرداخت نقدی؛ امیدواریم این خطا اصلاح شود.
 سوم و مهم‌تر، ضعف جدی در اقناع افکار عمومی است. چنین تصمیم مهمی نیاز داشت رئیس‌جمهور به‌صورت مستقیم، شفاف و امیدوارکننده با مردم سخن بگوید، نه اینکه خبر آن به‌صورت پراکنده و در میان ده‌ها موضوع دیگر اعلام شود.
   با این‌همه، باید واقع‌بین بود. کشور در شرایط حساسی قرار دارد. نقد این تصمیم لازم و حتی واجب است، اما تخریب و خالی‌کردن دل مردم و تولیدکننده خطاست. بهترین تصمیم‌ها هم بدون اعتماد و همراهی مردم به نتیجه نمی‌رسد. باید شرایط کشور و کمین دشمنان را دید و متناسب با آن، هم نقد‌ و هم مسئولانه رفتار کرد.

4 خطا در تحلیل اوضاع
    اول، این دولت هم نبود، همین بود
خطاهای این دولت سر جای خود، اما حواله‌دادن تحرکات دشمن به کم‌وکسر این دولت، خطاست. هر دولتی  اگر بود، کم‌وبیش همین شرایط رقم می‌خورد. جریان تحریف در جنگ نرم تخصصش وارونه‌نمایی است؛ شب را روز می‌کند و روز را شب. نمونه‌اش همین حرف‌ها و شعارهایی است که درباره عزیز‌ جان این ملت و رهبری انقلاب می‌زنند. اتفاقا این سطح از دشمنی، محصول قدرت ایران است نه ضعفش. این چهل‌وچند سال را باید با هم دید، نه مقطعی و بریده.
   دوم، همه یکی نیستند
مردم که اساسا محل نگذاشتند، اما حتی همان جماعت حاضر در صحنه هم یکدست نیستند. برخی نوجوانند و دنبال هیجان. بعضی در شلوغی‌ها گرفتار «جمع‌زدگی» می‌شوند و غالبا بعدش پشیمان. عده‌ای هنوز خودشان را معترض می‌دانند و خیال می‌کنند راه اصلاح، شلوغی است. بعضی هم صرفا تماشاگر و سیاهی جمعیت‌اند. خلاصه اینکه همه اوباش و مزدور و اغتشاشگر نیستند.
   سوم، به گنده‌گویی‌ها بخندید
ربع‌پهلوی ملعون می‌گوید «به‌زودی به ایران می‌آیم»، بی‌آنکه خنده‌اش بگیرد. ترامپ می‌گوید «نیروی کمکی می‌فرستم». رسانه‌هایشان می‌نویسند «رهبری در حال سفر به روسیه است». آن یکی مدعی می‌شود «بخش بزرگی از ارتش با پهلوی بیعت کرده». در خیال خام‌شان، کارکرد این حرف‌ها برای تماشاگرهاست؛ برای القای اینکه «دیگر کار تمام است» و چرا معطلید؛ اوج بلاهت.
   چهارم، کار فقط در اینستاگرام تمام شده!
در اینستاگرام، جمهوری اسلامی یا از دست رفته یا یک قدم مانده به فروپاشی؛ همین‌قدر بامزه. اساسا جریان مزدوری اغتشاش پروژه را با «نماد» جلو می‌برد: یک مجسمه را آتش بزنند، راهی را ببندند، چند شعار پراکنده بدهند و تمام. واقعیت میدان اما چیز دیگری است.

اینکه گذشت...
 اما امان از مظلومیت جمهوری اسلامی

  این ماجرا هم تمام می‌شود و ته‌مانده‌اش هم جمع خواهد شد و غبارش می‌خوابد؛ اما مظلومیت جمهوری اسلامی می‌ماند. و چه‌بسا این تصاویر هم فراموش می‌شود...
   تصویر جوانکی که در حال پرتاب نارنجک به سمت پلیس است؛ نارنجک در دست خودش منفجر می‌شود و همان پلیسی که هدف حمله بوده، نخستین کسی است که به دادش می‌رسد.
  علی دایی در یک فقره که تازه افشا شده، ۱۵‌میلیارد تومان رانت خرید عینک از پتروشیمی می‌گیرد، سال‌ها با انواع تسهیلات و مجوزها کار می‌کند، بعد از «خاصه‌تراشی جمهوری اسلامی» می‌گوید و طلبکار هم می‌شود.
  شریفی‌زارچی درخواستش را محرمانه به نام آیت‌الله خامنه‌ای ثبت می‌کند، امتیازش را می‌گیرد، بعد علنی می‌نویسد «رهبر من نیست».
  بازاری بی‌نوا می‌خواهد از گرانی و فشار معیشت اعتراض کند؛ هنوز دهانش را باز نکرده، یکی کنار گوشش می‌ایستد و شعار «نه غزه، نه لبنان» می‌دهد تا اعتراضش مصادره شود.می‌خواهد دکانش را باز کند وکاسبی کند، با قمه تهدیدش می‌کنند.
  جوان بسیجی در جنگ 12‌روزه، صبح تا شب ایست بازرسی می‌دهد تا خانه‌های خالی مردم غارت نشود؛ امروز همان جوان زیر دست‌وپای اوباش ایلام کتک می‌خورد.
  همایون شجریان، از بالا تا پایین نظام‌ احترام می‌بیند، مجوز می‌گیرد، کنسرت برگزار می‌کند، پول به جیب می‌زند؛ بعد می‌رود و می‌گوید «در اعتراض به کشتار مردم کنسرت را لغو می‌کنم».
  هرکس بخواهد در فضای مجازی از جمهوری اسلامی دفاع کند، با یک سازوکار نانوشته روبه‌رو می‌شود؛ اینستاگرام محدودش می‌کند، دسترسی‌اش را می‌بندد، دیده‌شدنش را کم می‌کند و همزمان ترول‌ها می‌ریزند سرش؛ فحش، حمله، تهدید، ریپورت، فشار روانی.
  پلیس بی‌نوا وسط خیابان جمهوری، مقابل چشم مردم، در محاصره اوباش کتک می‌خورد، فحش می‌شنود، ناسزا می‌شنود، زمین می‌خورد، دوره‌اش می‌کنند، اما صبوری می‌کند و همه از او انتظار دارند در هر شرایطی خون بدهد، مجروح شود، حتی کشته شود؛ اما از سلاحش استفاده نکند.
   آن رسانه‌ای که در جنگ 12‌روزه عضو ثابت اتاق جنگ صهیونیست‌ها بوده است، حالا ژست دلسوزی برای ملت ایران می‌گیرد.
  آنکه با تحریم اجازه نمی‌دهد نفت ایران فروخته شود، آنکه راه بازگشت ارز را می‌بندد، آنکه با فشار سیاسی و دستکاری روانی بازار قیمت دلار را بالا می‌برد، حالا دم از حمایت از معترضان می‌زند و نام مردم را خرج خود می‌کند.
  خانمی چادری، نخبه و استاد دانشگاه، تنها میان جماعت اوباش می‌ایستد و در دفاع از انقلاب شعار می‌دهد؛ نه سلاحی دارد، نه حفاظی، نه پشتوانه‌ای.
در همان لحظه، عده‌ای که مدعی «زن، زندگی، آزادی» هستند، با مشت و لگد به او حمله می‌کنند، هتک حرمتش می‌کنند.
  پیرمرد کف سبزه میدان؛ همان که سال‌ها پیشرو در دفاع از این خاک و مردم بوده است فریاد می‌زند حیا کنید و بازار را ترک کنید و چند لحظه بعد تصویر زمین‌‌زدن پیرمرد وسط بازار مخابره می‌شود.
  و حالا آن مردک پست، آنکه اجدادش خاک ایران را فروختند، آنکه به اعتراف خودشان دختران این سرزمین را پیشکش پادشاهان عرب می‌کردند، آنکه سال‌هاست با پول دزدی از ملت ایران فرار کرده و در ناز و نعمت خوشگذرانی می‌کند، امروز شده منجی ایران و مدعی بازگشت... و جهاد تبیین، سطحش آنقدر نازل شده که باید بگوید این همان ملعون است؛ باور نکنید.
  جمهوری اسلامی همان اندازه که مقتدر است؛ بلکه عمیق‌تر و بیشتر مظلوم است و مظلوم.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید