چوب شیاردار متمدن
تمدن، یعنی رعایت قوانین شهرنشینی، آداب زندگی اجتماعی و مقررات گروهی؛ جامعهای متمدن است که قوانینش بهگونهای باشد که مردمانش در کنار هم با آرامش زندگی کنند و با هم چالشهای کمتری داشته باشند.
البته که وجود ارزشهای انسانی در نهاد انسانهایی که در یک اجتماع زندگی میکنند، بسیار ارزشمند است اما بسیاری از جامعهشناسان بر این باورند که معیار یک جامعه متمدن، انسانهای اخلاقگرای آن جامعه نیست و این وجود قوانین است که آدمیان را موظف میکند بهگونهای در جامعه رفتار کنند که آسیبی به هم نزنند. در واقع معیار یک جامعه متمدن، نه انسانهای متمدن آن، بلکه قوانین متمدنانه آن است. حالا همه این حرفها را زدم تا بگویم مازندرانیها بسیار متمدنند. نمونهاش در تعطیلات روز پدر برایم رخ داد. وقتی برای خرید نان بربری به یکی از روستاهای نزدیک ساری رفتم، نانوایی را شلوغ دیدم اما اهالی بهجای ایستادن در صف نان، به شکل پراکنده ایستاده بودند گل میگفتند و گل میشنیدند. شاطر هم همانطور که خمیرها را به صف، داخل تنور میگذاشت، گاهی سرش را به چپ میچرخاند و با مشرحیم حرف میزد و گاهی به راست میچرخاند و به کربلایی احمد لبخند میزد. کمی جاخوردم چون مقابل نانوایی خبری از صف نبود، اما آرامش موج میزد. مطمئن شدم که کاسهای زیر نیمکاسه است که یکهو چشمم به خلاقیتی متمدنانه افتاد. چوبی مستطیلیشکل جلوی دخل نانوایی قرار داشت و هر تازهواردی، پس از ورود، کارت عابربانکش را لای یکی از شیارهای روی چوب میگذاشت و میرفت پی کارش و با اهالی خوش و بش میکرد. جناب نانوا هم وقتی نانهای تنورش میپخت، کارتهای بانکی را از روی چوب شیاردار برمیداشت و بهترتیب، نام مشتریها را از روی کارتها میخواند و مشتریها هم با لبخند و آرامش، تعداد نان و شماره رمز را میگفتند و صحنهای از یک زندگی متمدنانه و پر از آرامش را به تصویر میکشیدند.