یک رقیب «وحشی»
نگاه مسعود فراستی و سعید قطبیزاده به فصل دوم سریال «وحشی» در برنامه «کات» همشهری
گروه 24|
تاکنون چند قسمت از فصل دوم سریال «وحشی» هومن سیدی پخش شده است، سریالی که در فصل اول توانست در میان دیگر سریالها موفقتر باشد و مخاطبان خودش را داشته باشد. حالا که چند قسمت از فصل دوم آن پخش شده، مسعود فراستی و سعید قطبیزاده در برنامه این هفته «کات» درباره آن صحبت کردهاند. سری اول سریال وحشی مورد استقبال نسبی مخاطبان قرار گرفت.باید دید فصل دوم این سریال تا چه اندازه می تواند مورد توجه قرار گیرد.
فراستی: با کی همذاتپنداری کنیم؟
راستش در فصل دوم این سریال و با توجه به این چند قسمتی که از آن پخش شده، بهعنوان مخاطب نمیدانم با چهکسی باید همذاتپنداری کنم. با قهرمانی که از زندان بیرون آمده و با توجه به چند سالی که زندان بوده باز هم سر هر چیزی گریه میکند؟ با خودم میگویم مخاطب با آن چطور کنار بیاید. وقتی فیلمسازی قهرمانی در داستانش میسازد، باید مخاطب با آن همذاتپنداری کند.
در سکانسهایی از فصل اول این سریال هم شخصیت ابتدا در سکانسی که بچهها بودند و با حرفهایی که زد باعث شد بچهها از ماشین پایین بپرند داستان پیش رفت، اما در سکانسهای بعد، مانند نقشی که در دادگاه بازی کرد و یا آن عشقی که با وکیل در جریان پرونده شکل گرفت به نظرم یکی از بزرگترین باگهای سریال بود. این عشق بسیاری بد و سطحی درآمده. با قتل دومی که صورت گرفته به نظرم دیگر شخصیت اصلی بیگناه نیست. این آدمی که خودش را بیگناه میداند دیگر در سکانس قتل پیرمرد رفتارش از روی اشتباه نیست.
موضع فیلمساز به قهرمانش در برخی سکانسهای سریال بسیار تحقیرآمیز است و او را رها میکند. باید دید کارگردان روند تبدیل این فرد به یک وحشی را چگونه به تماشاگر نشان میدهد و چطور پیش میرود. جواد عزتی در نقش داوود اشرف بیشتر از 5سال در زندان است و انواع آدمها را میبیند، اما باز در برخی واکنشها جا میزند. انگار هومن سیدی نمیتواند رفتار درستی برای برخی سکانسها داشته باشد.
حتی در برخی نماها نیز تحقیرآمیز بودن دیده میشود. کارگردان میخواهد فضای رقتانگیزی ایجاد کند، اما موفق نیست، مانند سکانس در پارک خوابیدن
جواد عزتی.
قطبیزاده: آدم بدبختی که هیولا میشود
اگر بخواهم از ابتدا شروع کنم، در جریان مرگ 2بچه در فصل اول تماشاگر درگیر این شخصیت بیگناه میشود، حتی جایی که همه آدمهای اطرافش به او بدگمان هستند تماشاگر از بیگناهی او خبر دارد و قهرمان را دنبال میکند. به نظرم این ایده هیچکاکی است.
در مورد رابطه عاشقانه ایجادشده با وکیل(نگار جواهریان) هم به نظرم این یک کشمکش عاطفی است. با این انتخاب میخواهد جهش طبقاتی داشته باشد و از روی جاهطلبی طبقاتی است.
موافقم که سریال در جاهایی افت میکند و در بخش زیادی این فضای عاشقانه و ارتباط 2نفر عجیب است و بهخوبی شکل نمیگیرد. با همه اینها داوود اشرف از یک سو گرفتار پروندهاش است و از سوی دیگر درگیر مرگ مادر. فشار اقتصادی و حضور باند تبهکاری نیز باعث یک نوع سردرگمی و ترس شده است.
در برخیسکانسهای «وحشی» قهرمان ویژگیهای ضدقهرمان دارد. در موقعیتهایی که قهرمان سپری میکند کارگردان میخواهد نشان دهد که یک موجود و یک آدم بدبخت دارد تبدیل به هیولا میشود.
در سریال «وحشی» 2محرک وجود دارد: یکی وکیل و یکی هم شخصیت هولناکی که رامین راستاد نقشش را بازی میکند. آدم خلافکار خصوصیات خودش را دارد، از جمله داشتن تتو و جای زخم و هیکل بزرگ. اما این آدم ترسناک اتفاقا شبیه مابقی آدمهاست. درست است که عزتی در زندان آدم خلافکار زیاد دیده، اما در بیرون از زندان مواجههاش با آدمی
ترسناک است.
در این سریال بازی جواد عزتی قابل توجه است. او در نقش جدی بازی کرده، مانند سریال «زخم کاری» که گاهی شخصیت کمدیاش دیده میشود، اما در وحشی هم جواد عزتی و هم هومن سیدی بهعنوان کارگردان جلوی این اتفاق را گرفتهاند. عزتی خودش را کنترل کرده و مشخص است برای بازی تلاش زیادی کرده.