استقلال سپاهان را برد اما نتايج سينوسي، رفتارهاي ساپينتو، ستارههاي شاکي و پنجره بسته، آينده اين تيم را با ترديدهايي روبهرو کرده است
مُسکن کافی نیست!
امیرمحمد یعقوبپور
فوتبال گاهی بیرحمانهترین فریبها را در قالب شیرینترین پیروزیها به خورد هواداران میدهد. برد ۲ بر یک استقلال مقابل سپاهان در اصفهان، آن هم دربرابر تیمی که با ۸برد متوالی روی ابرها سیر میکرد، در نگاه اول یک شاهکار تاکتیکی و یک بازگشت باشکوه بهنظر میرسد، اما اگر کمی از غبار شادی این ۳امتیاز فاصله بگیریم و به لایههای زیرین باشگاه نگاه کنیم، به یک واقعیت تلخ میرسیم؛ این پیروزی تنها یک دوز بالای مسکن بود برای تیمی که از درون با بحرانهای ساختاری، اخلاقی و مدیریتی دست و پنجه نرم میکند. مسکنها درد را موقتاً خاموش میکنند، اما عفونت را درمان نمیکنند.
بزرگترین علامت سؤال این روزهای استقلال، نه در خط دفاعی، بلکه روی نیمکت و در ذهن ریکاردو ساپینتو قرار دارد. در دنیای حرفهای، مربی بعد از بردن رقیب مستقیم و شکستن رکورد حریف، از آرامش و برنامههای آتی صحبت میکند. اما ساپینتو درست در لحظهای که باید تیمش را به سمت ثبات هدایت کند، بنزین روی آتش جنجالهای شخصی میریزد. درگیری لفظی او با سیدحسین حسینی و ورود به جزئیات پیامکها و واسطهها، نشان داد که تمرکز مرد پرتغالی بیش از آنکه روی آنالیز فنی باشد، روی تسویهحسابهای فردی است. مربیای که در اوج پیروزی، کنفرانس خبری را به دادگاه تفتیش عقاید تبدیل میکند، آگاهانه یا ناآگاهانه، تمرکز را از تیمش میگیرد. این رفتار ساپینتو ثابت کرد که استقلال تحت هدایت او، همواره یک قدم با یک جنجال جدید فاصله دارد. او به جای مدیریت پیروزی، حاشیه را مدیریت میکند.
پیروزی در اصفهان زمانی ارزش واقعی پیدا میکرد که اتحاد را به رختکن بازمیگرداند، اما آنچه بلافاصله بعد از بازی رخ داد، نگرانکننده بود. حذف نام استقلال از بیوگرافی اینستاگرام توسط ابوالفضل جلالی و زمزمههای جدی جدایی رامین رضاییان، نشاندهنده یک شکاف عمیق در قلب تیم است. چطور ممکن است تیمی بزرگترین بازی فصل را ببرد، اما مهرههای کلیدیاش بهدنبال راه فرار باشند؟ این یعنی پیروزی در زمین، نتوانسته است رضایت و آرامش ذهنی بازیکنان را تامین کند. وقتی رامین رضاییان با آن همه تجربه، خسته از حواشی بهدنبال جدایی است، یعنی ساختار پاداش و تنبیه در استقلال ساپینتو دچار ایراد است. رختکنی که در آن بازیکنان احساس امنیت و احترام نکنند، با ۱۰برد متوالی هم به ساحل آرامش نخواهد رسید.
فوتبالیها اعتقاد دارند تیم غیرقابل پیشبینی قهرمان نمیشود و این نکته بدجور در استقلال به چشم میآید. استقلال این فصل، تماشاگرانش را روی یک ترن هوایی سوار کرده است. آنها به آسیا میروند و در خانه المحرق، بردی پرگل و مقتدرانه بهدست میآورند که همه را امیدوار میکند. اما بلافاصله در لیگ داخلی، مقابل گلگهر تن به شکست میدهند و به یک بحران خودساخته میروند. سپس به اصفهان میروند و سپاهان غولپیکر را شکست میدهند. این نوسان شدید، نشانه قدرت نیست، نشانه فقدان هویت فنی ثابت است. تیمی که یک روز عالی است و یک روز فاجعه، تیمی است که بر پایه اتفاقات، درخششهای فردی یا انگیزههای لحظهای نتیجه میگیرد، نه براساس یک استراتژی مشخص. استقلال برای موفقیت به ثبات نیاز دارد، نه به سورپرایزهای گاهوبیگاه. برد مقابل سپاهان شاید فشار را از روی دوش ساپینتو برداشت، اما این سؤال را باقی گذاشت؛ هفته بعد، کدام نسخه از استقلال را خواهیم دید؟ نسخه پرقدرت که سپاهان و تراکتور را میبرد یا نسخه شکستخورده مقابل تیمهای میانه جدول؟
از تمام این حواشی فنی و اخلاقی که بگذریم، به دیوارههای سخت واقعیت مدیریتی میخوریم. استقلال برده است، اما پنجره نقلوانتقالاتیاش همچنان بسته است. مدیریت باشگاه در حالی در باد پیروزی اصفهان خوابیده که تیم برای تقویت در نیمفصل و ادامه مسیر سخت لیگ و آسیا، بهشدت نیاز به خون تازه دارد. معلوم نیست این پنجره چه زمانی و با چه هزینهای باز خواهد شد. پیروزی مقابل سپاهان، بدهیهای ارزی را صاف نمیکند و پروندههای فیفا را نمیبندد. اگر این برد باعث شود مدیران باشگاه تصور کنند همهچیز رو به راه است، بزرگترین ضربه به استقلال زده شده است. این پیروزی نباید سرپوشی بر ناکارآمدیهای مدیریتی باشد که هنوز در ابتداییترین وظایف خود (مانند باز کردن پنجره و حفظ ستارهها) عاجز ماندهاند.
برد مقابل سپاهان قدرتمند، برای آبیها لذتبخش بود، اما فریبنده است. استقلال فعلی، تیمی است که روی گسلهای فعال حرکت میکند. گسل اختلافات مربی و بازیکن، گسل نارضایتی ستارهها، گسل ناتوانی مدیریتی و گسل بیثباتی فنی. این تیم با ساپینتو و این کادر مدیریتی، هنوز با فرمول موفقیت فاصله زیادی دارد. آنها فقط یک مسکن قوی تزریق کردهاند تا درد را تا چند هفته احساس نکنند. اما برای تیمی که سودای قهرمانی دارد، مسکن کافی نیست؛ استقلال به یک جراحی عمیق در ساختار رفتاری و مدیریتی خود نیاز دارد. در غیراین صورت، بعد از پریدن اثر این مسکن، دردها با شدتی مضاعف بازخواهند گشت.
استقلال در حالی به تعطیلات میرود که برد مقابل سپاهان، مثل یک پرده زیبا روی یک دیوار ترکخورده کشیده شده است. اما این پرده تا کی میتواند خرابیها را بپوشاند؟ ساپینتو باید بداند که هواداران استقلال، باهوشتر از آن هستند که با یک برد، تمام اشتباهات رفتاری او را فراموش کنند. مدیریت باید بداند که با استوریهای تبریک، مشکلات مالی و نارضایتی بازیکنان حل نمیشود.
اگر در این تعطیلات، تکلیف رامین رضاییان و جلالی مشخص نشود، اگر پنجره باز نشود و اگر ساپینتو یاد نگیرد که انرژیاش را به جای جنگ با مربیان و بازیکنان حریف، صرف انسجام تیم خودش کند، برد سپاهان در تاریخ باشگاه فقط بهعنوان یک جرقه در تاریکی ثبت خواهد شد؛ جرقهای که زود خاموش شد و تاریکی را غلیظتر کرد.