
میراث شیخ هنوز نفس میکشد
در سالروز درگذشت شیخ بهایی، برخی آثار منتسب به او را از نظر میگذرانیم

سید سروش طباطبایی پور | روزنامهنگار
شیخ بهایی یک حکیم است، یکمنجم، شاعر، فیلسوف و حتی ریاضیدان؛ اما بیش از اینها نام او ما را به یاد عهد صفوی و اصفهان و میدان نقشجهان میاندازد؛ به یاد حمامی که تنها با یک شمع گرم میشد و منارجنبانی که اگر در یک منارهاش میجنبیدی، آن یکی هم تکان میخورد و بسیاری بناهای حیرتانگیز دیگری که ساخت آنها را مستقیم یا غیرمستقیم به او منتسب میدانند. حتی بسیاری او را شیخ جامعالاطراف میدانند؛ یعنی شیخ همهچیزدان، مردی همهفنحریف! شیخ ما البته در تاریخ، مخالفان بیشماری هم دارد و به این دلیل که هیچ امضایی از او بر دیوارههای این بناهای حیرتانگیز نمانده، نقش او را در معماری بینظیر عهد صفوی به هیچ میانگارند. اما اگر منصف باشیم و میانهرو باید اعتراف کنیم که تفکر اخلاقی و مردمی شیخ بهایی ما در همه آثار معماری منتسب به او مشهود است. او مردمدار بود و اصفهان را سرزمینی جهانی میدید و البته اخلاقمحور بود. او برخلاف بسیاری از علمای آن روز که تنها به وجه معنوی جهان توجه داشتند، تلاش میکرد معنویت را در خدمت دنیای مادی مردمان آن روزگار هم قرار دهد. اگر به ساخت کاخ و مسجد در میدان نقش جهان معتقد بود، از ساخت بازار هم در کنار این میدان تاریخی غفلت نمیکرد. اگر به آب و آبادانی پایتخت شاهان صفوی اهمیت میداد، آن را برای توده مردم هم فراهم میکرد و با طراحی و ساخت جویهای آب و مادیهای تودرتو در دل شهر، آب زایندهرود را به کوی و برزن مردم شهر هم آورد تا همه از آن بهرهمند شوند. در اینجا و به بهانه سالروز وفات او، به برخی آثار معماری عهد او نگاهی میاندازیم و ردی از تفکر بلند شیخ را در این بناهای منتسب به او در اقصینقاط ایران جویا میشویم.