
انتظار، مقاومت، پیشرفت

انتظار فرج در کلام امام خمینی
نامه اعمال ما میرود پیش امام زمان (سلامالله علیه) هفتهای 2دفعه، به حسب روایت؛ من میترسم ما که ادعای این را داریم که تبع این بزرگوار هستیم، شیعه این بزرگوار هستیم، اگر نامه اعمال را ببیند و میبیند تحت مراقبت خداست نعوذ بالله شرمنده بشود.
من نمیتوانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است. نمیتوانم بگویم که شخص اول است برای اینکه دومی درکار نیست. ایشان را نمیتوانیم ما با هیچ تعبیری تعبیرکنیم الا همینکه مهدی موعود است؛ آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر.
ما اگر قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمیتوانیم، حضرت عالم را پر میکند از عدالت، اما نه اینکه شما دست بردارید از این تکلیفتان.
در زمان حضرت صاحب(سلامالله علیه) حکومت واحد میشود. عدالت یک عدالت اجتماعی در همه عالم میآید اما نه اینکه انسانها بشوند یک انسان دیگر، انسانها همانها هستند که یک دستهشان خوبند، یک دستهشان بد، منتها آنهایی که بد هستند دیگر نمیتوانند کارهای خلاف بکنند.
خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه انبیا آرزو داشتند، لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، بهدست این بزرگوار اجرا بشود.
یکی از چیزهای مستحب این است که مومنین در حال انتظار اسلحه هم داشته باشند؛ اسلحه مهیا، نه اینکه اسلحه را بگذارند کنار و بنشینند منتظر. اسلحه داشته باشند برای اینکه با ظلم و جور مقابله کنند. تکلیف است، نهی از منکر است، به همه ما تکلیف است که باید مقابله کنیم با این دستگاههای ظالم خصوصا دستگاههایی که با اساس مخالفند.
از منظر رهبر معظم انقلاب که در برخی سخنرانیهای ایشان به آن اشاره شده است مانند سخنان ایشان در تاریخهای30/ 7/ 1381- 10/ 12/ 1368- 21/ 8/ 1380و... مقاومت در برابر ظلم، ایستادگی در برابر استکبار جهانی و حرکت در مسیر عدالتخواهی، همگی زمینهساز ظهور هستند.
بنابراین برآیند تأسی انقلاب اسلامی از اندیشه مهدویت و انتظار این استکه در طول چهلوچندسال گذشته همواره در مقابل جهان استکبار مقاومت کرده و در ادامه نیز با این رویکرد به مقاومت خویش ادامه خواهد داد و حوزه مقاومتی خود را از مرزهای خاکی و آبی کشور به آنسوی مرزها و در دل آزادگان و منتظران گسترانده است.
براساس این اندیشه
کمک به جبهه مقاومت یک تکلیف دینی و مهدوی است. این حمایت، نشانه صداقت در انتظار است، زیرا منتظر واقعی باید امروز هم در یاری مظلومان و مقابله با مستکبران فعال باشد.
مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم به جوانان میفرماید: «دهههای آینده دهههای شماست و شمایید که باید کارآزموده و پرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آنرا هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید.»
کمک به پیشرفت ایران یعنی کمک به برپایی تمدن نوین اسلامی و زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر(عج).
پیشرفت علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ایران، بخشی از فرآیند آمادهسازی برای ظهور است.
جامعهای که بتواند روی پای خود بایستد، عدالتخواهی و استقلال را سرلوحه قرار دهد و در برابر هجمههای بیگانه مقاومت کند، همان جامعهای است که زمینهساز حکومت جهانی عدل مهدوی خواهد بود.
نسبت انتظار حقیقی و کمک به جبهه مقاومت و پیشرفت ایران چیست؟
یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه اسلامی شیعی، انتظار فرج است.
انتظار صرفا یک حالت روحی یا چشمبهراهی منفعلانه نیست، حرکتی فعال و زمینهساز برای ظهور است.
مقام معظم رهبری 29/ 1/ 1402
انتظار فرج یعنی همه سختیها قابل برداشتهشدن و برطرفشدن است؛ نه اینکه بنشینید انتظار بکشید.
بنیاسرائیل در مصر فرعونی، سالهای متمادی، مقاومت کردند... همین مقاومت بود که موسی را آورد و حرکتش را آغاز کرد و دنبال او راه افتادند و به نابودی فرعون و فرعونیان منتهی شد؛ این، انتظار فرج است.
باید یک حرکتی انجام بگیرد تا اینکه انتظار فرج انجام بگیرد.
بنابراین انتظار 3ویژگی مهم دارد
نپذیرفتن وضع موجود و قانعنبودن به شرایط ناکارآمد
امید به آیندهای روشن براساس وعده الهی
اقدام و حرکت در جهت اصلاح فردی و اجتماعی.
انتظار فرج در کلام رهبر انقلاب
حجت خدا بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگی میکند؛ مردم را میبیند؛ با آنهاست؛ دردهای آنها، آلام آنها را حس میکند.
از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعهای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود.
ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی با ظهور امام زمان میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود.
انتظاری که از آن سخن گفتهاند، فقط نشستن و اشکریختن نیست. امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تکیه بر تواناییای که ایمان والای خود او و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را میگیرد و کاخهای ستم را ویران میکند.
بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجهدرافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند.
امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد.
زندگی حقیقی انسان در این عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است که خدا میداند بشر در آنجا به چه عظمتهایی نائل خواهد شد.
ظالمان و تاریکیآفرینان هستند در دنیا و قرنهای متمادی بودهاند، اما پایان این شب سیاه و ظلمانی، قطعا طلوع خورشید است؛ این آن چیزی است که اعتقاد به امام زمان به ما میآموزد.
بشریت دارد همینطور این راه را طی میکند تا به اتوبان برسد؛ این اتوبان، دوران ظهور حضرت مهدی (سلامالله علیه) است. اینجور نیست که وقتی به آنجا رسیدیم، یک حرکت دفعی انجام بگیرد و بعد هم تمام بشود؛ نه، آنجا یک مسیر است. در واقع باید گفت زندگی اصلی بشر و حیات مطلوب بشر از آنجا آغاز میشود و بشریت تازه میافتد در راهی که این راه یک صراط مستقیم است و او را به مقصد آفرینش میرساند؛ «بشریت» را میرساند، نه آحادی از بشریت را، نه افراد را، مجموعهها را میرساند.
اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیکشدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود (ارواحنافداه و عجلاللهفرجه)، بهوسیله ملت ایران برداشته شده و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است.
برای انسانی که دارای معرفت باشد، موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولی خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزیده در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین، با او و در کنار او است؛ او را میبیند و با او مرتبط است.
بنده سندی را دیدم که فرماندهان استعماری، در منطقه شمال آفریقا که از قضا محب اهلبیت هستند، توصیه میکنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده به «مهدویت» بهتدریج از بین مردم زایل بشود! تا وقتی عقیده به «مهدویت» بین این مردم رایج است، ما نمیتوانیم اینها را درست در اختیار بگیریم!
از روایات مربوط به ظهور امام زمان چگونه استفاده کنیم؟
الف: انواع استفاده
برخی روایات، نشانههای ظهور را بر وقایع اطرافشان تطبیق میدهند.
برخی روایات، نشانههای ظهور را کلا کنار میگذارند و کاری با آنها ندارند.
برخی معتقدند شکل درست ارتباط با این روایات همان نوع رابطهای است که با همه آموزههای دینی مربوط به آینده میکنیم؛ آموزههایی مثل توصیفات بهشت، جهنم، قیامت، شفاعت و... یعنی چه؟
ب: ظهور چشمانداز حرکت ماست
علامه طباطبایی متوجه این نکته است که روایات رجعت و روایات ظهور، ذیل آیات قیامت آمده است.
علامه طباطبایی معتقد است که ظهور و رجعت و قیامت درباره آیندهای است که گام به گام محقق میشود، مثل نوری که به مرور شدید میشود.
او میگوید همان اثری که آیات قیامت در تربیت ما دارد، روایات ظهور و رجعت نیز دارد.
از جملات ایشان میتوان استفاده کرد که در کار ایشان این روایات و آیات نه برای تطبیق و مصداقیابیهای متداول است نه برای رهاکردنشان.
ثمره این روایات بیان چشمانداز و افق حرکت است.
ج: ثمره تعامل با روایات ظهور به نحو چشمانداز چیست؟
سوی حرکت جبهه حق را تعیین میکند.
آنچه در آینده بناست به نحو پررنگ و نهایی محقق شود، امروز نیز گام به گام تحقق مییابد.
تصویر آینده الهامبخش و توصیهآفرین برای امروز ماست.
شهید مطهری میگوید آینده مثل میوه رسیده شده است و امروز مثل میوه در حال رسیدهشدن.
تصویر آینده شورانگیز و امیدآفرین است؛ مثل هر چشماندازی.
تصویر آینده بهدلیل واقعیبودن و نه فانتزی و تخیلیبودن، به جبهه حق آرامش و ایمان میدهد.
د: نوع تعامل با روایات متنوع درباره ظهور
برخی ناظر به فلسفه غیبتند و براساس آنها میتوان وظایف منتظران را تشخیص داد.
برخی ناظر به سنن الهیاند که باز وظایف منتظران را تبیین میکنند.
برخی ویژگیهای جزئی وقایع را میگویند که تصویری از آینده ارائه میکنند و براساس آن میتوان تصویری توصیهخیز از امروز ارائه کرد.
برخی ناظر به بیان منتظران و ویژگیهای آنهاست.
ه:نتیجه 3نوع تعامل با روایات آخرالزمان
تطبیقهای ظنی و گمانی امید تخیلی و زودگذر میدهد و درنهایت بیاعتمادی ایجاد میکند.
رهاکردن روایات و آیات، دست ما را از بخش وسیعی از آموزههای مؤثر برای رشد و ساختن حیات طیبه خالی میکند.
تعامل به نحو افق ما و چشمانداز جبهه حق، هم مسئولیتساز است و هم موجد ایمانی امیدآفرین و شوقافزا.
سنت خالصسازی در سالهای اخیر
توضیح سنت خالصسازی و تمحیص
طبق این سنت الهی، جبهه حق و باطل به مرور به سمت خلوص پیش میروند و خالص میشوند و مرزهای حق و باطل که در هم آمیخته شده است، روشن میشود و افراد و جریانات در هر دو جبهه در عقیده خود عمیق میشوند.
سنت تمحیص(خالصسازی) در قرآن و روایت
آیه ۱۴۱ سوره آل عمران: «...وَ لِیمَحِّصَالله الَّذِینَ آمَنُوا وَ یمْحَقَ الْکافِرِینَ»؛ تا خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند، خالص و پاک گرداند و کافران را نابود سازد.
آیه ۱۷۹ سوره آل عمران: «مَا کانَالله لِیذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی مَا أَنْتُمْ عَلَیهِ حَتَّی یمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ»؛ خداوند مؤمنان را به این حال که شما بر آن هستید، رها نمیکند تا ناپاک را از پاک جدا سازد.
غربال و تمییز، زمینهساز نابودی کافران و خالصشدن مؤمنان است.
امام صادق(ع) میفرمایند: «...فَعِنْدَ ذَلِک تُمَیزُونَ وَ تُمَحَّصُونَ وَ تُغَرْبَلُون»؛ در آن زمان(دوران غیبت امام زمان)، شما از هم جدا و خالص و غربال میشوید. این روایت به دوران غیبت و تلاطمات آن اشاره دارد.
3مرتبه این سنت: 1-تمایز کافر از مومن 2-خالصشدن کافران و مومنان در جبهه خود(کیفیشدن این دو جبهه) 3-غربالگری از جبهه حق و پاکسازی عناصر غیرمرتبط با این جبهه
معیار غربالگری و خالصسازی در دوران غیبت امام زمان(عج): ارتباط روحی و عقیدتی با ایشان و در مسیر تحقق اهداف حضرتبودن
چگونگی اجرای سنت تمحیص: خالصسازی از طریق ابتلائات و سختیهای شخصی و جمعی و ملی و جهانی صورت میگیرد. در تلاطمها و بحرانها حق و باطل از سایه روشن بیرون میآیند و آشکار میشوند.هرقدر به سمت ظهور پیش میرویم، این سنت شدت بیشتری پیدا میکند.
شب و روز عاشورا، صحنه خالصسازی
امام حسین(ع) در شب عاشورا با خاموشکردن چراغها، به یاران خود فرصت داد تا هر کس که مایل است، برود. این عمل، یک خالصسازی بزرگ بود تا تنها کسانی که ایمان محض دارند، در صحنه بمانند(خالصسازی جبهه حق).حضرت در روز عاشورا ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر میدهد و کمک میطلبد تا اگر وجدان بیداری در جبهه مقابل وجود دارد، از جبهه باطل جدا شود؛ مثل حضرت حر و پسر و غلامش (خالصسازی جبهه کفر).
خالصسازی در دنیای امروز
جریان مقاومت
در سالهای اخیر، جریان مقاومت و اسلامخواهی در جهان رشد چشمگیری داشته است. کشورها، گروهها و افراد زیادی به این جریان گرایش پیدا کردهاند.
در مقابل، بسیاری از جریانها، افراد و حتی کشورهای اسلامی بهسوی غرب و دشمنان اسلام متمایل شدهاند. این اتفاق، بهنوعی خالصسازی و جداشدن جبهه حق از باطل است.
نمونههای عینی
افزایش گرایش به اسلام و مقاومت: رشد اسلامگرایی در بسیاری از کشورهای جهان و گرایش به مقاومت در کشورهایی مانند یمن، عراق، لبنان و سوریه.
حمایت گسترده از مردم غزه: از زمان طوفانالاقصی بسیاری از مردم جهان همراه و پشتیبان مردم غزه و علیه اسرائیل و آمریکا شدند(از دانشجویان دانشگاههای آمریکا تا مردم عادی در کشورهای اروپایی).
ریزش افراد و جریانات ناخالص از جبهه حق: افرادی که زمانی در صف مقاومت بودند، امروز در مقابل آن قرار گرفتهاند(مثل مهدی نصیری و حمایتش از اسرائیل، مثل جریان اصلاحات که با بیانیه خود گرایش عمیق خود به غرب را نشان داد).
بیداری ملتها: رشد آگاهی و بیداری در میان ملتهای مسلمان و غیرمسلمان در برابر ظلم و استکبار جهانی که صفبندیهای جبهه حق و باطل را روشنتر کرده است و عده زیادی از مردم دنیا به ذات استکباری غرب و آمریکا پی برده و خود را از آنها جدا کردهاند و در مقابل، تمایل به جبهه مقاومت پیدا کردهاند.
برملاشدن همگانی خوی ظالمانه اسرائیل و آمریکا: با جنایات اسرائیل در غزه و حمله به کشورهای منطقه و حمایت آمریکا از آن، ذات پلید آنها برای همگان آشکار شد و آنها تمامی خباثتهای خود را بهکار گرفتهاند.
همراهی برخی کشورهای مسلماننشین با اسرائیل: کشورهایی مثل عربستان و ترکیه با ظاهری مسلمان، عملا همراه جبهه باطل صهیونیستی شدند.