اسماعیل، فرزند امام صادق علیهالسلام، مقداری دارایی داشت که میخواست از آن استفاده کند. او خبردار شد مردی از قبیله قریش میخواهد برای تجارت به یمن برود. با خود تصمیم گرفت این مسئله را با پدرش، امام صادق علیهالسلام در میان بگذارد و پولش را به آن فرد بدهد تا استفاده کند. خدمت حضرت صادق علیهالسلام رفت و موضوع را مطرح کرد. امام علیهالسلام فرمود: «فرزندم، تو نباید داراییات را در اختیار او بگذاری، چون او مردی شرابخوار است.» اسماعیل گفت: «ولی من شرابخواری او را ندیدهام و حرف مردم برای من دلیل نیست.» سپس بدون توجه به فرمایش امام صادق علیهالسلام، تصمیم خود را عملی ساخت. آن مرد شرابخوار به یمن رفت و پول اسماعیل را خرج کرد و دیگر به مدینه بازنگشت. مدتی بعد، موسم حج فرا رسید و اسماعیل همراه پدرش امام صادق علیهالسلام به مکه مشرف شد. روزی در حال طواف از خدا خواست: «خدایا، از تو میخواهم مالی را که از دستم رفته، به من باز گردانی و اجر و ثواب این حالت را به من عنایت کنی.» امام علیهالسلام در همان حال به او رسید و فرمود: «به خدا سوگند که تو بر خدا حقی نداری و در برابر مالی که از تو تلف شده است، اجر و ثوابی به تو نخواهد رسید؛ چرا که تو به کسی اعتماد کردی که به تو گفته بودند او شرابخوار است.»
منبع: کتاب «اخلاق و احکام در داستانهای شهید دستغیب»
نباید داراییات را در اختیار او بگذاری
در همینه زمینه :