برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی
آبا و اجداد: جد و آباد جد اندر جد، ایل و تبار.
آبگوشت کشک بادمجان: نوعی آبگوشت به اضافه بادمجان و کشک و نعنا.
آت و آشغال: فضولات دورریختنی، خردهریزهای به درد نخور.
آسیاب به نوبت است: حق تقدم و تأخر باید رعایت شود.
آفتاب لب بام: رفتنی، مردنی، کسی که به آخر عمرش رسیده.
آینه بندون: آذینبندی، چراغانی، تزیین در و دیوار به هر مناسبت.
ابهت: وقار، بزرگی، شکوه، جلال.
ات و عیال: زن و فرزند، خانواده درجه یک.
احتکار: انبار کردن خواربار و مایحتاج اولیه مردم در فرصت مناسب.
اُرد کسی را خواندن: به حرفش گوش کردن، تحویلش گرفتن.
از سکه افتادن: بیاعتبار شدن، وضعیت کسی که کاری از دستش ساخته نیست، دیگر کسی برایش تره خرد نمیکند.
اشک کسی دم مشکش بودن: فوری گریه کردن و اشک ریختن.
بابت: برای، درباره، به مناسبت، به جهت.
باجناق: همریش، شوهر خواهر همسر (زن).
بینور: به آدم بیخیر و بیخاصیت و بیوجود هم گفته میشود.
بیوختی: جنی، جنزده، جنی شده، گرفتار اوهام و خیالات.
بیوجود: بیعرضه، نالایق، بیاثر، بیکار.
بیهوا: ناگهان، ناغافل.
فرهنگ بر و بچههای ترون
در همینه زمینه :