کوچه آسیاب
گذر خاطره
کوچه آسیاب یکی از جاذبههای گردشگری محله اوین است؛ کوچهای که در بخش جنوبی و بافت سنتی و مرکزی محله قرار گرفته است. در بدو ورود به کوچه، شما با ردیف درختهای کهنسال چنار روبهرو میشوید که در فاصله بسیار نزدیک به هم قرار گرفتهاند و تا آسمان میرسند. بعد دیوارهای کاهگلی در دو طرف کوچه با باغ قدیمی و درهای چوبی و کلون شما را با خود به صد سال قبل محله شمیران میبرد. این کوچه هنوز هم مانند اوایل یک راه باریک مالرو است که فقط آسفالت شده. راهی که به خوبی نشان از سبک زندگی اهالی شمیران در دوره خاصی میدهد.
«مهدی اعرابی» از اهالی قدیمی اوین میگوید: «کوچه آسیاب از قدیمالایام در مجاورت یکی از سه آسیاب معروف محله اوین قرار داشته است. نهر آبی از آسیاب محله به این کوچه سرازیر میشد. به همین دلیل نام کوچه از ابتدا به کوچه آسیاب شهرت داشت که روی تابلو آبی رنگ ابتدای کوچه نیز دیده میشود. کوچه قدمتی حدود 200 سال دارد. بافت اولیه تغییر نکرده است. به علاوه وجود دو باغ بزرگ در دو طرف باعث شده این کوچه به یکی از ماندگارترین کوچههای شمیران تبدیل شود.» هرچند که این روزها درختهای چنار کوچه آسیاب به علت بیتوجهی در حال خشک شدن هستند و هر لحظه امکان دارد این کوچه در هیاهوی زمان از بین برود و فقط خاطرهای در ذهن اهالی باقی بماند.
سرگرمیهای طهران
توله سگهای پرنده
مرضیه موسوی|خبرنگار:
پای طیاره که به آسمان تهران باز شد تهرانیها هم به فکر افتادند بادبادکهای دستساز خود را هوا کنند و موج ساخت بادبادک با سیریشم و کاغذ و حصیر در تهران به راه افتاد. چشم و همچشمیها باعث بروز خلاقیتهای زیادی در ساخت بادبادک شده بود؛ از دنبالههای رنگارنگ و عجیب و غریب تا نصب فرفره و فانوس و تزیینات دیگر. دیگر بادبادکبازی از انحصار کوچکترها خارج شده بود و بزرگترها هم وارد گود شده بودند و حتی سر بادبادک بازی شرطبندی هم میکردند؛ سر خوراکی و میوههای فصل و چیزهای دیگر.
کوچههای تهران پر بود از بادبادکبازهایی که سبدهای حصیری سبکی تعبیه کرده بودند و آن را زیر بادبادک میبستند و درون سبد توله سگ سوار میکردند و به آسمان میفرستادند؛ هر بادبادکی که توله سگهای بیشتری را به هوا میفرستاد از بقیه برتر بود. کار عدهای هم شده بود لم دادن به پشتی و مخده در پشتبام خانه و هندوانه خوردن و قلیان کشیدن و تماشای بادبادکهایی که دم غروب، آسمان شهر را با فانوسهای خود روشن میکردند.
کمکم رقابتهای مختلفی در بادبادکبازی در بین اهالی تهران هم شکل گرفت؛ برخی تلاش میکردند در زیبایی بادبادک سنگ تمام بگذارند و برخی دیگر بر سر از میدان به در بردن بادبادکهای یکدیگر با هم مسابقه میدادند. سرنگون کردن بادبادکها مساوی بود با سرایت آتش فانوسها به بادبادک کاغذی و شعلهور شدن آن. وقتی از پایین به آسمان تهران نگاه میکردید بادبادکهای شعلهور مثل شهابسنگ آسمان را خط میانداختند و در کوچه و بازار روی سر و کول مردم و پشتبام خانهها و مغازهها فرود میآمدند.

رسم طهرون
طبقکشهای جهیزیه عروس
راحله عبدالحسینی| خبرنگار:
بساط عروسی که برپا میشد طبقکشها پای ثابت بودند. طبقکشها جهیزیه عروس را به خانه عروس میبردند. طبقکشهای میانسال جلو و طبقکشهای جوان در پشت سر، جهیزیه عروس را به خانه داماد میبردند. درطبق اول قرآن، آینه و شمعدان میگذاشتند. در طبق دوم کله قند، شیرینی، زیورآلات و در بقیه طبقها که میتوانست بیش از 10طبق باشد اثاثیه عروس به خانه بخت میرسید. نخستین طبقکش با روی سر گذاشتن پارچهای لوله شده برای محافظت سر با صلوات فرستادن طبق را به سر میگرفت و عدهای به او کمک میکردند.
طبقکش با بستن شال سبزی به کمر و گذاشتن عرق چین سبز، تبرک این عمل را به صاحبخانه و والدین عروس تأکید میکرد. اگر فاصله خانه عروس و داماد کم بود هر 15قدم طبقکشها چرخی میزدند و از خانواده عروس پول میگرفتند و دوباره راه میافتادند. داماد که به خانه میآمد گذاردن طبقها بر زمین را چند بار تکرار میکردند تا خانواده عروس با دادن پول آنها را راضی کند. وقتی آخرین طبقها روی زمین گذاشته میشد خانواده داماد با شیرینی دادن و انعام دادن به طبقکشها آنها را روانه میکرد. حالا سالهاست طبقکشی به یکی از مشاغل فراموش شده تهرانی تبدیل شده است.
از یادرفتهها
قنات ناودانک
سرگذشت بسیاری از قناتهای محله شمیران سرگذشت تلخ و دوری است که امروز اهالی قدیمی شمیران با یادآوری آن ناراحت و متأثر میشوند. چون در دوران جدید بسیاری از قناتها به اصطلاح کور شدند یا به بیراهه رفتند. از جمله میتوان از قنات نودونک یا ناودانک نام برد که از کوههای البرز میآمد و از کوچه تابش قدیم، شهید طباطبایی امروز در خیابان فنا خسرو به سمت قنات سر پل تجریش میرفت. دلیل نامگذاری قنات این بود که برای بردن آب قنات که از گلابدره میگذشت ناوی چوبی بهصورت راه آبی ساخته بودند که از آن آب قنات میگذشت.
امروز اهالی نزدیک قنات ناودانک درباره هرز رفتن این قنات حرفها دارند. حاج «حسین حسینی» از اهالی میگوید: «از آب این قنات در گذشته برای آشامیدن و مصارف خانگی استفاده میشد. این قنات هنوز هم وجود دارد ولی فاضلاب شهری وارد آن شده است.»
«عبدالله پرویزی» رئیس اداره مسیلها و قنوات منطقه یک میگوید: «اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 در محله تجریش به علت ساختمانسازیهای بیرویه و وجود برجها، آب فاضلاب خانهها وارد قنات شد و امروزه بسیاری از این قناتها نه تنها برای آشامیدن و مصارف شخصی مناسب نیستند بلکه از آنها برای آبیاری زمینهای کشاورزی و فضای سبز منطقه نیز نمیتوان استفاده کرد و یک دلیل عمده این است که اهالی آب فاضلاب خود را از آب قناتها و منابع طبیعی جدا نکردند.» ولی اهالی قدیمی شمیران قنات ناودانک را به یاد دارند؛ زمانی که با کوزههای گلی بزرگ برای بردن آب آن سر قنات میرفتند که معمولاً پسربچهها این وظیفه را برعهده داشتند.