گفت و گو با بانوان دست به فرمان در بزرگراههای شهری
رانندگان در «بعثت» بد میتازند
زهرا بلندی | خبرنگار:
منطقه 16
ساعت 10 است. در ضلع شمالی بزرگراه بعثت، داخل قدیمیترین ترمینال شهر در جستوجوی 2بانوی راننده اتوبوس به سمت خوابگاه بانوان پیش میروم. در محوطه 17هکتاری پایانه که 20 تعاونی و شرکت مسافربری را در دل خود جای داده است، اتوبوسها یکی پس از دیگری وارد پارکینگ شده یا از ترمینال خارج میشوند. با عبور از چهرهها و صداهای متعددی که ساعت سفر خود را به عابران گوشزد میکنند، بانوان راننده اتوبوس را پیدا میکنم.
«فرشته پوراسماعیلی» و «زهرا طالبی» مادر، همسر و از رانندگان این پایانه هستند که قدم در حرفهای مردانه گذاشته و با وجود سختیهای زیاد در کار خود موفق هم بودهاند.
هردو مادرند، «فرشته پوراسماعیلی» 2 دختر
23 و 12 ساله دارد و «زهرا طالبی» پسری 22 ساله. هر دو با 42 سال سن، سالهاست رانندگی میکنند و هر روز دل به جاده میزنند. وقتی از آنها میخواهم برای ما از چگونگی گرایش به این شغل حرف بزنند، پوراسماعیلی با لهجه شیرین کرمانی شروع به صحبت میکند و میگوید: «بزرگ شده شهربابک، یکی از شهرهای کرمان هستم. پدر و برادرانم، راننده ماشین سنگین هستند و این ارثیه خانوادگی به من هم رسیده است.
خوشبختانه چون همسرم راننده اتوبوس است، بعد از ازدواج زمینه فعالیتم بیشتر فراهم شد. با حمایتهای همسرم سال 1388 گواهینامه پایه یک گرفتم. ابتدا کارم را با او شروع کردم و بهعنوان کمک راننده، در سفرها همراهیاش میکردم.» وی ادامه میدهد: «از سال 1390 هم در تعاونی15 پایانه جنوب در خط تهران ـ کرمان فعالیت میکنم.»
طالبی نیز درباره دلیل انتخاب این شغل میگوید: «بزرگ شده رفسنجان هستم. از ابتدا رانندگی را دوست داشتم. با همین عشق درونی 13 سال پیش نخستین دفتر آژانس بانوان را در رفسنجان راه انداختم که با استقبال خوبی مواجه شد، اما پس از مدتی تصمیم گرفتم آنجا را واگذار کنم.» وی با اشاره به اینکه سختیهای زندگی، انسان را قوی میکند و او هم بعد از یک ازدواج ناموفق و مشکلاتش قویتر شده است، میگوید: «برادرم راننده خودروهای باری است. تصمیم گرفتم به دنبال دریافت مدرک رانندگی خودروهای باری بروم و با برادرم همکار شوم.»
این بانوی راننده ادامه میدهد: «بعد از گرفتن گواهینامه پایه یک به پیشنهاد رئیس پایانه رفسنجان و اینکه پایانه اتوبوسرانی نیازمند راننده خانم است، رانندگی در بخش مسافربری را انتخاب کردم. یک سال در خدمت زوار امام حسین(ع) بودم و در خط مرز جنوب و کرمانشاه سرویسهای دربستی میبردم و حدود یک سال است که در خط تهران ـ کرمان و تهران ـ کرج در تعاونی 7 پایانه جنوب فعالیت میکنم.»
مشکلات موجود در بزرگراه بعثت
رانندگی با اتوبوس خطرات جاده، مسئولیت بالا، دوری از خانواده، خستگی، خواب محدود و... دارد که این سختیها چه بسا برای بانوان بیشتر هم میشود. طالبی میگوید: «هنوز برخیها از فعالیت ما در این شغل حس خوبی ندارند و تواناییهای ما را باور نمیکنند.» پوراسماعیلی با لبخندی بر لب ادامه میدهد: «حدود 5 سال پیش در محور ایلام، پلیسراه به من دستور توقف داد. از وجود راننده زن تعجب کرده بودند و باورشان نمیشد که یک خانم بتواند اتوبوس براند. اما خدا را شکر اخیراً نگرشها خیلی بهتر شده و مسافران از وجود رانندههای خانم ابراز رضایت میکنند.»
هردو آنها میگویند تاکنون تجربه هیچ تصادفی نداشتهاند اما از مشکلاتی که برخی رانندههای خودروهای شخصی در جاده و همچنین در محور بزرگراهی بعثت برایشان ایجاد میکنند دل پری دارند و میگویند رانندگان در این بزرگراه بدون توجه به دیگران میتازند. طالبی میگوید: «متأسفانه برخی از این رانندهها نمیدانند اتوبوسها نمیتوانند در لاین 3 تردد کنند و در حال رانندگی با سرعت پایین در لاین 2 و همچنین با ترمزهای غیرمترقبه علاوه بر ایجاد مشکل در سبقت گرفتن، برای ما ایجاد خطر میکنند.» وی ادامه میدهد: «برای مقابله با این مشکل و کاهش خطر تصادفات، باید میزان آموزشهای شهروندی افزایش داده شود.»
قدردانی از حمایتها و گلایه از کمبودها
هر دو از حمایتهای «علیرضا شفیعآبادی»، تحویلدار تعاونی15 پایانه جنوب، «محمود میرزایی»، رئیس پایانه کرمان و «محمدرضا سلمانی»، رئیس پایانه رفسنجان و حمایتهای اعضای خانواده تشکر میکنند و میگویند: «با تمام سختیها و برخی کملطفیها، وجود این حامیان بزرگ باعث دلخوشی و تلاش بیشتر ما برای رسیدن به هدف است.» طالبی با بیان اینکه حدود یک سال پیش با یکی از همکارانش ازدواج کرده است، میگوید: «همسر من و خانم پوراسماعیلی به خوبی با خطرات جاده آشنا هستند و شرایط ما را درک میکنند ولی با ایمان به توانایی ما باعث ماندگاریمان در این حرفه شدهاند.»
این بانوان 3 روز از هفته را در پایانه جنوب سپری میکنند. وقتی از آنها میخواهم تا از امکانات این پایانه برای ما حرف بزنند، پوراسماعیلی میگوید: «مدتی پیش مجبور بودیم ساعات بین سفر را در نمازخانه استراحت کنیم که از مشکلات مهم ما به شمار میرفت، اما با راهاندازی خوابگاه از شهریور سال گذشته اوضاع ما خیلی بهتر شده و میتوانیم ساعات بیکاری را در این محل استراحت کنیم.» در ادامه طالبی با بیان اینکه هنوز هم با برخی مشکلات مواجه هستند، میگوید: «عدم رسیدگی به مشکلات بهداشتی خوابگاه و وجود تختخواب فرسوده از مشکلات ماست که از مسئولان مربوطه برای رفع آنها تقاضای مساعدت داریم.»
علاقهمند به رانندگی در خطوط بی.آر.تی
وقتی از بانوان راننده میپرسم آیا این شغل با روحیه زنانه آنها سازگار است یا خیر، طالبی میگوید: «ما هم در سختیها و مشکلات باید مثل مردها استقامت داشته باشیم ولی این موضوع باعث نشده که روحیات زنانهمان را از دست بدهیم.» پوراسماعیلی در ادامه میگوید: «من بهعنوان یک راننده خانم، با تیزبینی خاصی تمام جزئیات را بررسی میکنم. حواسم به حال و هوای همه مسافرانم هست و سعی میکنم تا حد ممکن شرایط خوبی برای آنها فراهم کنم.»
وی با لبخندی بر لب ادامه میدهد: «مثلاً دختران دانشجو را همچون دختر خودم میبینم و برای پیادهکردنشان در جای مناسب وسواس خاصی به خرج میدهم.» این راننده خانم با یادآوری یک خاطره میگوید: «در ساعت استراحت یکی از سفرهایم، متوجه بیقراری نوزادی شدم. شاید باورش سخت باشد، اما نوزاد را در آغوش گرفتم و او را دقایقی در راهرو اتوبوس چرخاندم تا خوابش برد و بعد او را به مادرش تحویل دادم.»
روحیه لطیف و زنانه آنها در مقابله با سختیهای رانندگی در جاده را بهانه میکنم تا از آنها بپرسم تصمیمی برای رانندگی در شهر یا فعالیت در خطوط بی.آر.تی دارند. آنها در پاسخ میگویند: «رانندگی در شهر حوصله و صبر زیادی میخواهد چون متأسفانه توقفهای یکباره، بیتوجهی برخی رانندهها به حق تقدم دیگران و از طرف دیگر ورود بعضی از عابران به گذر سوارهرو، امکان تصادف در شهر و محلهها را زیاد میکند. با این وجود فعالیت در خطوط شهری بیشک برای بانوان خیلی راحتتر است و ما هم خیلی دوست داریم در این زمینه فعالیت کنیم اما متأسفانه با وجود تعداد زیاد رانندگان مرد، از حضور بانوان در این بخش استقبال زیادی نمیشود.»