بافت فرسوده محلهها در انتظار «اقتصاد نوسازی»
امین رحیمی| خبرنگار:
نوسازی بافت فرسوده پایتخت دغدغهای جدی برای مسئولان شهری است. ضعف ایمنی در برابر حوادث طبیعی نظیر زلزله، مشکلات اقتصادی اهالی، بروز آسیبهای اجتماعی، دشواری خدمترسانی، تبعیض و بیعدالتی در توزیع سرانههای شهروندی و... تنها بخشی از مشکلات بافت فرسوده برای پایتخت است.
نوسازی بافت فرسوده نیز مشکلات بسیاری دارد. از آنجا که معیارها برای فرسودگی بافت شهری متفاوت است آمار متفاوتی نیز از مساحت و تعداد پلاکهای فرسوده در تهران ارائه میشود. با این حال سازمان نوسازی شهرداری، مساحت بافت فرسوده را با معیار ریزدانگی (مساحت کم املاک)، نفوذناپذیری (دشواری دسترسی در معابر) و ضعف استحکام بنا حدود 3 هزار و 200 هکتار معرفی میکند و بر این اساس جمعیتی حدود یک و نیم میلیون نفر فرسودهنشین و در معرض خطر هستند. بیشترین بافت فرسوده تهران نیز در مناطق 7، 10، 11، 12، 14، 15 و 17 قرار دارد. بنا بر اعلام حسن روحانی، رئیسجمهوری طرحی جدید با عنوان برنامه ملی بازآفرینی شهری برای نوسازی بافت فرسوده در شهرهای سراسر ایران در دستور کار است.
شورایشهر نیز بررسی رویکردهای جدید برای نوسازی محلههای پایتخت را در دستور کار دارد. در این میان یک پیشنهاد میتواند توجه ویژه به «اقتصاد نوسازی» و نقش بخش خصوصی باشد. چراکه نوسازی بافت فرسوده امری اقتصادی است نه برای مثال فرهنگی یا آموزشی یا خدماتی. اقتصاد است که بناها را نو و شهرها را آباد میکند. تجربه یک دهه نوسازی بافت فرسوده در پایتخت نیز نشان داد ساختوساز توسط ساکنان و نوسازی قهری توسط طرحهای شهری تنها بخشی از راهکار است و بدون مشارکت و سرمایه بخش خصوصی به بنبست میرسد.
در بافت فرسوده به دلایل زنجیرهوار نظیر ضعف مالی ساکنان، وجود آسیبهای اجتماعی، دشواری ساختوساز و قیمت پایین املاک، مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی در نوسازی املاک ناچیز است. در واقع انگیزه اقتصادی کافی برای سرمایهگذاریهای کلان بخش خصوصی در نوسازی محلههای فرسوده وجود ندارد.
کلید حل این مشکل نیز میتواند ایجاد محرکهای نوسازی باشد؛ طرحهای خدماتی، رفاهی، تجاری و... که بر شرایط اشتغال و سکونت محدودههای اطراف تأثیر چشمگیر داشته باشد و از طریق ایجاد فرصتهای تجاری و منافع مالی، سرمایههای کلان بخش خصوصی را به محلههای فرسوده جذب کند. در این حوزه میتوان راهاندازی بورسهای کالا و خدمات و همچنین ساخت مجموعههای تجاری بزرگ را مثال زد که محرکی برای تغییر محدوده اطراف میشوند و کاربریها و فرصتهای مالی جدیدی در اطرافشان شکل میگیرد.