دولت آمریکا از طریق برنامه «پاداش برای عدالت» وزارت خارجه، جایزهای تا سقف ۲۰میلیون دلار برای دریافت اطلاعات درباره تأسیسات، تجهیزات، دانشمندان و کارکنان مرتبط با برنامه هستهای ایران تعیین کرده است. حتی وعده جابهجایی و انتقال احتمالی افراد اطلاعاتدهنده به خارج از کشور نیز در این فراخوان دیده میشود. اما پشت این جایزه پرسش مهمتری قرار دارد. واشنگتن دقیقا بهدنبال چیست؟ اطلاعات علمی و فنی یا شناسایی حلقههای انسانی و زیرساختهای حساس برای عملیات بعدی؟ نگاهی به کارنامه گذشته نشان میدهد جاسوسی از برنامه هستهای ایران همواره مقدمه خرابکاری و ترور بوده. ویروس استاکسنت در سال ۲۰۱۰ سانتریفیوژهای نطنز را هدف گرفت؛ دانشمندان هستهای شامل مسعود علیمحمدی، مجید شهریاری و مصطفی احمدیروشن ترور شدند و سرانجام محسن فخریزاده در آبان ۱۳۹۹ به شهادت رسید. خرابکاری در تأسیسات نطنز در سال ۱۴۰۰ نیز حلقه دیگری از همین زنجیره بود که با عاملیت اسرائیل و آمریکا انجام شد. این در حالی است که دونالد ترامپ بارها مدعی شده حملات آمریکا برنامه هستهای ایران را بهطور کامل نابود کرده و حالا همان دولتی که از نابودی این برنامه حرف میزند، ۲۰میلیون دلار برای دستیابی به اطلاعات درباره دانشمندان، تجهیزات و تأسیسات آن جایزه تعیین میکند. اگر برنامه هستهای ایران نابود شده، این حجم از اشتیاق برای نفوذ اطلاعاتی چه معنایی دارد؟ چرا واشنگتن بهجای پایان دادن به ادعاهای خود، همچنان در پی شناسایی افراد، ظرفیتها و نقاط حساس این برنامه است؟ این جایزه تعیینکردنها البته یک پیام دیگر هم دارد؛ اینکه سطح حفاظت از شخصیتهای هستهای در ایران ارتقا پیدا کرده و دیگر نمیشود به شیوههای سابق، آنها را هدف قرار داد.
جایزه 20میلیون دلاری برای ترور و خرابکاری
در همینه زمینه :