21
پنج شنبه 9 مرداد 1399
شماره 8001
دوچرخه
123
123
پیامـک شما را درباره این صفحه می خوانیم

به سفینه‌ى فضایى احتیاجى نیست!

فریبا خانی، سردبیر هفته‌نامه‌ی‌‌‌‍ دوچرخه: اول: 20سال پیش وقتی دوچرخه چاپ شد، من فریبا خانی 27ساله بودم. اولین گزارشی که برایتان نوشتم درباره‌ی پسری بود که می‌خواست مکانیک شود، اما اوستامکانیک نمی‌گذاشت.
ویژه
نفیسه مجیدی‌زاده: همین امروز که شماره‌ی هزارم دوچرخه منتشر شده، ما در حال جست‌وجو و تولید خبرهایی هستیم که تا پنج‌شنبه‌ی آینده تازه باشند. مطالب صفحه‌های دیگر هم در حالی که از موضوع‌های روز دور نیستند، 10 روز زودتر از انتشار آماده می‌شوند!
نیلوفر نیک‌بنیاد: سیدعلی کاشفی‌خوانساری نزدیک به 30 سال است که در زمینه‌ی ادبیات کودک و نوجوان فعالیت و پژوهش می‌کند. او تا به‌حال سردبیری نشریات زیادی را به عهده داشته و چند صد یادداشت و مقاله‌ی تخصصی درباره‌ی مطبوعات کودک و نوجوان نوشته است. هم‌چنین سوابق اداری و اجرایی بسیاری در این زمینه داشته و جوایزی هم دریافت کرده است.
سیدسروش طباطبایی‌پور: سال گذشته، همین گروه، مهمان دوچرخه بودند؛ البته بدون ماسک و بدون رعایت فاصله‌های ایمنی! و با کلی بریز و بپاش و بخور و ببر در دفتر تحریریه! موضوع جلسه‌ی آن روز، بررسی فضای مجازی در دنیای نوجوانان بود و حالا باورمان نمی‌شود که به همین زودی و البته به زور جناب کرونا، تنها راه ارتباطی نوجوان‌ها با فضای مدرسه و با هم، تنها و تنها همین فضای مجازی باشد.
گاهی فکر می‌کنیم زندگی پیش از دوچرخه چه‌شکلی بوده. پیش از آن‌که به مطلب و صفحه و نوجوان فکر کنیم، پیش از آن‌که منتظر باشیم تا پنج‌شنبه شود و دوچرخه بیاید... پیش از آن‌که با شما دوست شویم.

هزار کاکلی شاد در چشمان تو

لیلا رستگار، سردبیر سابق همه‌شکلی هی... تو! تو که «هزار کاکلی شاد» در چشمانت خنده‌ی شادمانه سر می‌دهد! هی... تو! تو که «هزار قناری خاموش» در بغض‌هایت خفته‌اند!
پرسه در میان خاطره‌ها
پرسه در میان خاطره‌ها
علی مولوی: وقتی به روزهای خاصی مثل تولد یا سالگرد اتفاق خاصی نزدیک می‌شویم، به آلبوم‌های عکسمان سری می‌زنیم و عکس‌های قدیمی‌مان را نگاه می‌کنیم. نگاه می‌کنیم که چه‌قدر بزرگ‌شده‌ایم. چه‌قدر فرق‌ کرده‌ایم. چه کسانی به زندگی‌مان اضافه شده‌اند و چه روزهای شیرینی را پشت سر گذاشته‌ایم.
یاسمن رضائیان: همه‌جا بودند، هرطرف که «لیزا» سر برمی‌گرداند، سایه‌ها بودند. نسیم ملایمی اطراف کلبه می‌چرخید، اما در آن‌شب عجیب و در دل کلبه‌ای وسط جنگل، شبیه توفانی ترسناک بود که می‌غرید و می‌خواست دهان باز کند تا لیزا و کلبه را با هم ببلعد.

خان هشتم

مهدی مردانی کنون رزم ویروس و رستم شنو دگرها شنیدستی، این هم شنو

کلاس آش‌نامه!

سیدسروش طباطبایی‌پور نام گروه ما «مافیا» است که از حرف‌های اول اسم‌هایمان یعنی متین‌روپایی، احمدپسته، فرزادکرگدن، یاورنردبون و اردلان‌خان،یعنی خودم ساخته شده است.

صفحه‌ى 17هزار و چهارصد و سى و دوم!

این صفحه، یک صفحه‌ی معمولی نیست؛ یک صفحه‌ی خاص است! یک صفحه‌ی غیرطبیعی، یک صفحه‌ی اسرار‌آمیز یا حتی یک صفحه‌ی مرموز! بسیار مرموز!
PDF پنج‌شنبه 9 مرداد 1399
کوتاه دوچرخه
و چرخید و چرخید تا هزارمین چرخ، در تابستان گرم و عجیب امسال رسید. دوچرخه را می‌گویم! دوست قدیم و همراه آهسته، اما پیوسته‌ی ما در سال‌های بسیار...
یاسمن رضائیان: إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصاری‏ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ
حالا جوان‌هایی شده‌ایم که بیش از 12سال است با دوچرخه همراهیم. در سال‌های نوجوانی هفته‌نامه‌ی مخصوص گروه سنی خود را خواندیم و یاد گرفتیم چه‌طور بهتر بنویسیم. از انداختن پاکت‌نامه داخل صندوق‌پست ذوق کردیم، دوستانی شبیه به خودمان پیدا کردیم و کلی خاطره از دوچرخه برای گفتن داریم.