• سه شنبه 8 مهر 1399
  • الثُّلاثَاء 11 صفر 1442
  • 2020 Sep 29
پنج شنبه 5 دی 1398
کد مطلب : 91308
+
-

شایعات آلوده

شهروندان حدس و گمان درباره آلودگی و بوی بد تهران را با همشهری در میان گذاشته‌اند

گزارش
شایعات آلوده


فهیمه طباطبایی ـ خبرنگار

سنت نسبتا فراگیری در کشور ما رایج است که آدم‌های غریبه‌خصوصاً در مراسم رسمی و مهم - مثل خواستگاری-  وقتی با هم رو در رو می‌شوند و می‌خواهند فضای سنگین جلسه را بشکنند و فرایند گفت‌وگو را آغاز کنند، اول با شوخی و خنده درباره آب‌وهوا حرف می‌زنند. ریشه تاریخی این سنت اگرچه مشخص نیست اما بی‌تردید جزو خاطرات مشترک نسل‌های مختلف ایرانیان است. فارغ از چرایی و چگونگی شکل‌گیری این سنت از میزان فراگیری آن شاید بتوان اهمیت بالای مبحث آب‌وهوا برای ایرانیان را نتیجه گرفت.
مبحث آب‌وهوا البته در بعضی روزهای سال به برکت مدرنیته و صنعت و میلیون‌ها ماشین دودزای متحرک، صرفا مطلع گفت‌وگوها نیست و عملا به فکر و ذکر بخش اعظمی از شهرنشینان، به‌ویژه در شهرهای بزرگ و آلوده تبدیل شده است؛ مثل همین هفته‌ها که هوا در شهرهای بزرگ آلوده است یا بوی بدی در تهران به مشام می‌رسد، مردم همه جا از آلودگی هوا صحبت می‌کنند و نقل محافل‌شان تحلیل‌های متعدد و گوناگونی است از اینکه چرا ریه‌های تهران پر از دود شد و بوی بد از تنش بیرون نمی‌رود؟ 
گفت‌وگوهایی که به‌خاطر  ‌اطلاع‌رسانی غیردقیق رنگ شایعه یافته و هر روز شکل تازه‌ای به‌خود می‌گیرد و آنقدر تکرار می‌شود که مردم آن را جزو خبرهای رسمی که خودشان شنیده‌اند باور و حتی در اشاعه آن هم تلاش می‌کنند. در گزارش پیش رو تلاش کرده‌ایم که بخشی از این شایعات را که درباره منشا آلودگی هوا و بوی بد شهر در محافل عمومی پخش شده منتشر کنیم. البته بخشی از این صحبت‌ها شایعه نیستند؛ چرا که ریشه در نظرات کارشناسان محیط‌زیست، اخبار رسمی رسانه‌های معتبر و صحبت‌های مدیران ارشد کشور دارد، اما برخی از مردم به آن پر و بال داده و به قول عامیانه پیاز داغش را بیشتر کرده‌اند.

مسیر بوی بد تهرون تا آراد کوه
نصرت‌الله رادمنش پیرمردی است 72ساله با لهجه تهرانی اصیل که کلمات را با طمانینه و سر صبر ادا می‌کند و میان حرف هایش عبارات لوطی‌منشانه مثل « بچه راکفلرهای شمرون(بچه پولدارهای شمرون)»، «به طرف گفتم بخواب لحاف سرد شده بابا (یعنی دهنت رو ببند)»، « رفیق دُنگ و گرمابه» و «مگسی شدن (یعنی عصبانی شدن)» را زیاد استفاده می‌کند. آقا نصرت حالا بیشتر از 30سال می‌شود که راننده تاکسی است و از شهرری به راه‌آهن و برعکس مسافربری می‌کند. او می‌گوید منشا بوی بد تهرون از آراد کوه است. «همه‌‌چیز زیر سر این کارخونه آرادکوهه و لاغیر! دنبال چی می‌گردن؟ مردم رو برای چی سرکار میذارن که بو از یه جای دیگه اس و باید پیداش کنیم و داره بررسی میشه و این حرفا؟ شما یه روز پنجشنبه، زحمت بکش برو زیارت اهل قبورت تو بهشت زهرا، آنچنان بوی تعفن تو دماغ و حلقت فرو میره که فاتحه نخونده سوار ماشینت می‌شی و خداحافظی می‌کنی با میتت. حتی از حلوا و خرمای خیراتی هم می‌گذری چه برسه بشینی دو کلوم با پدر و مادر اسیر خاکت درددل کنی. هر چی به کهریزک نزدیک میشی این بو بیشتر میشه و هر چی دورتر میشی بو کمتر. والا که همینه» او تحلیل شخصی‌اش این است که بوی بد وقتی بیشتر می‌شود که باد از جنوب کهریزک به سمت شمال می‌وزد و بوی بد شیرابه‌ها را در هوا پخش می‌کند.
حرف‌ها و تحلیل‌های آقا نصرت‌الله در بین ساکنان جنوب تهران مثل شهرری، اهالی روستاهای رباط کریم و روستاهای کهریزک زیاد شنیده می‌شود. شیرین یاری از زنان روستای قلعه سنگی است. او با تأکید شدیدی می‌گوید که بوی بد تهران برای کارخانه آراد کوه است. « شب‌ها که کامیونای بزرگ از اینجا رد میشن که برن کارخونه آشغالاشون رو تخلیه کنن، باید بیای تو خونه ما ببینی چه خبره! نفس نمیشه کشید. انگار لاشه سگ تو خونه ما دارن می‌سوزونن، انقدر بوی گند میاد همه جا که بچه چهار ساله‌ام با گریه از خواب پا میشه! علتش همینه منتها چون بوش تو تهران دائم قطع و وصل میشه، همه فکر می‌کنن شاید بو از چیزی تو خود تهرونه و ربطی به اینجا نداره! حالا اگه یه نصفه روز بیان اینجا میفهمن بو از آشغالایی که هر روز تولید میکنن.»

این دماونده
یکی دیگر از شایعاتی که در این چند روز از زبان برخی شهروندان تهرانی به‌طور محدود و پراکنده شنیده می‌شود، مربوط به «فعال شدن کوه دماوند و بوی گوگرد دهانه آتشفشان» آن است، تحلیلی عجیب که بیشتر در بین مردم عادی کوچه و بازار و سینه به سینه نقل می‌شود. احمد آقا با 35سال سن از دستفروش‌هایی است که با گاری بر سر چهارراه دهقان (کوکاکولا) سبزی می‌فروشد. او در جواب زنانی که با ناراحتی از آلودگی زیاد هوا در منطقه13 تهران گلایه می‌کنند و در حال جدا کردن دسته‌های پاک شده سبزی هستند، با حرارت تعریف می‌کند که «کوه دماوند فعال شده و این هم بوی گوگرد آتشفشانشه که تهرون رو برداشته، فکر کردی چرا گفتن شهر رو باید تخلیه کرد؟ به‌خاطر همینه، منتها مستقیم به مردم نمیگن که کسی نترسه و جاده‌ها از ازدحام جمعیت بسته نشه.» یکی سبزی هایش را جدا کرده و منتظر حساب و کتاب است، خنده تمسخر آمیزی می‌کند ولی آن سه نفر دیگر با تعجب و متفکرانه سبزی‌فروش رو نگاه می‌کنند. او ادامه استدلال‌هایش را با عصبانیت ارائه می‌دهد: «شما که میخندی تا حالا رفتی سرعین اردبیل یا رینه تو جاده هراز؟ دیدی آب چشمه گرمشون چه بویی میده؟ خدایی این بو شبیه اون بو نیست؟ الکی نخندین، به خدا همینه! ببخشید، ببخشید بوی پودر واجبی هم همینطوریه.»

زیر سر بنزین آلوده‌اس!
روایت‌های شهروندان تهرانی هم درباره دلایل آلودگی شدید هوا هم فراوان و متنوع است اما بیشتر آنها آلودگی هوا را مربوط به تولید بنزین داخلی می‌دانند. البته برخی دیگر مقصر را خودروهای ایرانی بی‌کیفیت معرفی می‌کنند و عده‌ای هم انگشت اتهام را روی کارخانه‌های بزرگی مثل سیمان نشانه می‌گیرند.
سید علی از راننده‌های تاکسی گردشی در تهران است. او اطراف میدان ولیعصر، میدان فاطمی، میدان انقلاب و بلوار کشاورز مسافران را جابه‌جا می‌کند. 45سال دارد و می‌گوید که لیسانسش را 20سال پیش از دانشگاه اصفهان در رشته مهندسی صنایع گرفته است. «این آلودگی هوا فقط و فقط به‌خاطر بنزین بی‌کیفیتیه که به مردم میفروشن وگرنه اگر تهران رو کوه‌ها محاصره کردن، اصفهان که وسط کویره چرا آلوده‌اس؟ تبریز چرا گرفتاره؟ غیراون وقتی که هنوز بنزین سوپر بود و می‌خریدیم، آنقدر ماشین خوب کار می‌کرد که تفاوتش کاملا معلوم بود با زمانی که بنزین معمولی می‌زدیم. اینو اغلب راننده‌ها میگن و حرف من نیست. خلاصه حرفم اینه تا بنزین بی‌کیفیت تولید میکنن، همین‌ آش و همین کاسه اس. باید یه فکری به حال بنزین کنن.» 
متهم ردیف دوم آلودگی هوا درنظر خیلی از مردم، خودروهای داخلی است. البته در اینجا هم اتوبوس‌ها، کامیون‌ها و تاکسی‌های فرسوده در صدر مقصرانی هستند که شهروندان به آن اشاره می‌کنند. سجاد در خیابان ولیعصر نزدیک پل پارک وی میوه فروشی دارد، او آسمان را نشان میدهد و می‌گوید که هر روز صبح اینجا آسمان آبی است ولی نزدیک ظهر، مثل قیامت تیره و تار می‌شود. «همین امروز صبح (چهارشنبه چهارم دی) این منطقه آسمون آبی بود. کوه‌های شمیران رو به وضوح می‌شد دید. چون نیمه‌های شب قبلش یه باد ملایم اومد و آلودگی رو با خودش برد. بعد به ظهر نرسیده، دوباره آلودگی همه جا رو گرفت. این اتوبوس‌های بی‌آر تی رو می‌بینید؟ اینا اصلا خاموش نمی‌کنن. تو نوبت هم که هستن، روشنن. حالا شما حساب کن چند تا اتوبوس تو تهران هست که دائم دارن کار می‌کنن؟ تازه خیلی هاشون فرسوده‌ان و باید از دور خارج بشن ولی نشدن. تاکسی و کامیون هم همینه. وگرنه الان که طرح زوج و فرده و مدرسه‌ها هم تعطیلن. پس چرا هوا هنوز آلوده‌اس؟» 

ورود مازوت به ادبیات آلودگی 
افسانه جلالی که کارمند بانک است، روایتی در رادیو از زبان کارشناسی شنیده که به‌نظرش درست‌ترین تحلیل است. «نمیدونم اسمشون چی بود ولی می‌گفت که شرکت گاز، به گازهای خونگی مازوت زده و همین باعث آلودگی شده. بعد توضیح داد که چون گازهای معمولی بی‌بو هستن و مرگ‌ومیر با گاز گرفتگی بالا رفته، این کار رو کردن تا مردم متوجه بوی گاز نشتی بخاری هاشون بشن و پنجره‌ها رو باز کنن. رفتم تو گوگل جست‌وجو کردم، دیدم مازوت یکی از هیدروکربن‌های نفتیه که خیلی آلوده‌تر و گرون‌تر از گازهای طبیعیه. بهش نفت کوره هم میگن.».
واژه «مازوت» طی این چند روز در ادبیات شایعات و حاشیه‌های مربوط به آلودگی هوا رونق گرفته است. درست بعد از آنکه محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران درباره آن حرف زد و گفت که «مشخص شده کارخانه سیمان تهران در ۱۵۰روز اخیر از گاز مازوت استفاده کرده که در افزایش گوگرد مؤثر است.» محمدرضا که راننده اتوبوس‌های تندرو است هم می‌گوید که مقصر اصلی همین مازوت است. «اینایی که میگن تقصیر اتوبوس‌های ماست، حرفشون از اساس غلطه. مگه  اتوبوس واسه امسال و پارساله که تمام کاسه و کوزه‌ها رو سر اتوبوس میشکونن. اتفاقا باید اتوبوسا بیشتر بشن تا مردم با ماشین شخصی نیان بیرون. شما از وزارت نفت بپرسین که مازوت چیه؟ چرا گذاشتن رو گازهای خونگی و اجازه دادن به‌عنوان سوخت کارخونه سیمان استفاده بشه؟»

طنز‌سازی‌ با آلودگی هوا
البته آلودگی هوا برای طنازهایی که از هر مشکل و بحرانی شوخی جدیدی می‌سازند هم، فرصت مغتنمی فراهم کرده و جوک‌های زیادی در این‌باره ساخته شده است. شوخ‌طبعی‌هایی که بر لبان عده‌ای خنده می‌نشاند و برخی را بدتر عصبانی می‌کند که چرا گروهی هستند که هر مشکلی را به شوخی می‌گیرند. مثلا « آخرش همه ما می‌میریم و فقط یه عده دانش‌آموز ابتدایی و معلماشون زنده میمونن» یکی از طنزهای اعتراض‌آمیز به تعطیل نشدن ادارات بود که در روزهای گذشته در شبکه‌های مجازی دست به‌دست می‌شد. یا این طنز که «حال من مثل حال دانش‌آموزای دماوند و فیروزکوه میمونه.» عده‌ای هم گفتند که تصاویر آلودگی هوای تهران آنها را یاد سریال چرنوبیل می‌اندازد. خلاصه اینکه این روزها «آلودگی هوا» مهم‌ترین کلید واژه گفت‌وگو‌های مردم کوچه و بازاری است که ماسک به دهان، چشمشان به آسمان دوخته شده و دعا می‌کنند این روزهای سیاه  خفگی به سر برسد.

این خبر را به اشتراک بگذارید