• پنج شنبه 23 مرداد 1399
  • الْخَمِيس 23 ذی الحجه 1441
  • 2020 Aug 13
شنبه 19 مرداد 1398
کد مطلب : 71503
+
-

خبرنگار، رسانه و توسعه‌ ملی

خبرنگار، رسانه و توسعه‌ ملی

عباس آخوندی _ استادیار دانشگاه و دکترای اقتصاد سیاسی

در ادبیات مشروطه از مطبوعات با عنوان رکن چهارم یاد می‌شود. لیک، فراتر آن است ‌که در واقع، رسانه رکن توسعه ملی است. در سنت فرانسوی، رسانه رکن چهارم به‌حساب می‌آمد؛ چراکه از حیث منزلت اجتماعی هم‌ردیف روحانیان، اشراف و نیروی عامه مردم قرار می‌گرفت. ولی‌ پس از انقلاب کبیر، سایر طبقه‌های اجتماعی منزلت خود را از دست دادند و اکنون رسانه، به مؤثرترین عنصر انگاره‌سازی و شکل‌دهی افکار عمومی ارتقا یافته‌است. در سنت انگلوساکسون و آمریکایی، رسانه رکن چهارم است، بدین معنی که هم‌ردیف 3 قوه دیگر قرار دارد؛ فراتر آنکه چشم ناظر مردم بر کارکرد هر 3 قوه است.

در ایران در جریان مشروطه با توجه به نقش تعیین‌کننده‌ای که مطبوعات - اعم از آنهایی که در خارج از ایران در ترکیه، هند و مصر چاپ می‌شدند و یا بعدها مطبوعاتی که درون آن انتشار ‌یافتند - در موقعیت‌های مختلف به هر دو مفهوم از آن به‌عنوان رکن چهارم یاد شد. مطبوعات در کنار طبقات اجتماعی در پیروزی مشروطه نقش ایفا کردند و پس از آن نیز در کنار مجلس در توسعه دمکراسی و نقد و نظارت بر تصمیم‌های سرنوشت‌ساز ملی نقشی مؤثر ایفا کردند. ولی‌ سرنوشت مطبوعات نیز همانند سایر نهادهای مدنی مدرن ورودشان به جامعه ایران همراه با پادنهادشان بود. همزمان با رسمی و قانونی‌شدن انتشار مطبوعات، وزارت انطباعات نیز برای سانسور و کنترل محتوای مطبوعات ‌تشکیل شد.

مطبوعات در کنار وظیفه نقد وضعیت و نظارت بر قدرت، نقش مؤثری در انگاره‌سازی‌های خلاق و کارآمد به سمت توسعه ملی دارند. فراگیری جامعه از تحول‌های مهمی که در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رخ می‌دهد، از رهگذر رسانه صورت می‌گیرد. به‌واقع، رسانه ظرف شکل‌گیری و انباشت آموزه‌های عمومی و توسعه حوزه عمومی است. ظرفیت آفرینندگی حوزه عمومی و توان آن در حل مشکلات جامعه ارتباط مستقیمی با ظرفیت تحلیلی رسانه و امکان نقد آزاد از سوی آن دارد. از این رو، رسانه توسعه‌یافته، خود محصول فرایند گفت‌وگوی آزاد در جامعه مدنی در سطوح مختلف جامعه و حکومت است. ظرفیت اثرگذاری رسانه و نقش‌آفرینی آن در توسعه ملی از یک‌سو‌ بسته به ظرفیت درونی آن است و از سوی دیگر تابعی از سطح آزادی موجود در جامعه است. واقعیت آن است که از هر دو منظر رسانه در ایران در تنگنای جدی و در آستانه بحران قرار دارد. حفظ انحصار صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی و تاسیس و شکل‌دهی انواع خبرگزاری‌ها و کانال‌های خبری از سوی نهادهای عمومی و یا با واسطه به نهادهای حکومتی و یا نظامی و اعمال محدودیت‌های متفاوت تنها موجب کاهش مشروعیت منابع اصلی رسانه‌ای در ایران و گرایش به سایر منابع شده‌است. انگاره حاکم بر راهبری رسانه ملی که گویی شهروندان به هیچ منبع دیگری جز آنان دسترسی ندارند، آن هم در وضعیتی که فناوری‎‌های نوین ارتباطات، امکان دسترسی به همه شبکه‌ها را در سطح جهان فراهم آورده است، ثمری جز کاهش اعتماد عمومی به رسانه را در‌بر‌ندارد‌ و یا تصور ورود پرقدرت نهادهایی که هیچ وظیفه و ماموریتی در حوزه خبر و رسانه ندارند، در قامت خبرگزاری و یا کانال خبری، جز ایجاد اختلال در نظام اطلاع‌رسانی و ممانعت از شکل‌گیری رسانه مستقل و مرجع، نتیجه دیگری تا‌کنون نداشته‌است.

این وضعیت موجب تردید در استقلال نهاد رسانه از قدرت و بروز ابهام در هویت خبرنگاران و روزنامه‌نگاران شده‌است. آیا برخی از خبرگزاری‌هایی را که خبرهای پرحجمی هم تولید می‌کنند می‌توان به معنی واقعی خبرگزاری نامید؟ البته این موضوع در ایران و جهان، مسبوق به سابقه است. در دوره مشروطه، به‌عنوان مثال، می‌توان از روزنامه ممالک محروسه ایران نام برد. ولی، مطبوعات در تبعید، اعتبار اجتماعی داشتند. در دوره اختناق پهلوی نیز نتیجه مشروعیت‌زدایی از منابع اصلی، پناه‌بردن مردم به منابع غیررسمی کاسته شد. اکنون نیز شکل‌گیری افکار عمومی بیش از آنکه از رسانه‌های رسمی متاثر باشد، تحت‌تأثیر شبکه‌های اجتماعی است. ارتباطات عمودی جای خود را به ارتباطات افقی داده‌است و جریان‌های خرد قدرت در برابر جریان‌های کلان تأثیرگذار‌تر شده‌اند. ولی‌ آیا این روند منجر به دسترسی شهروندان به اطلاعات درست، نقد منصفانه، انگاره‌سازی خلاق و حفظ همبستگی ملی می‌شود؟ 
واقعیت آن است که در این فضا صحت داده‌ها با چالش جدی روبه‌رو‌ست. با وجود این، خبرنگاران حرفه‌ای و پایبند به اخلاق رسانه‌ای بیش از آنکه تسلیم این جریان شوند، به تعهد خود در اطلاع‌رسانی غیرجانبدارانه، نقد منصفانه، نگاه به توسعه ایران و حفظ همبستگی ملی وفادار هستند. آنان به‌جای اصرار بر القای تلقی خود به جای واقعیت، با فاصله گذاشتن بین واقعیت بیرونی و تلقی‌های خود، قضاوت را به شهروندان واگذار‌ می‌کنند. آنان می‌دانند که تاریخ با انتشار چند مطلب وارونه عوض نمی‌شود، روزی حقیقت روشن می‌شود. آشنایی با تاریخ، شناخت موقعیت کنونی ایران و فهم روشن از حوزه تمدن و فرهنگ ایرانی و داشتن درک ملموس از ایده ایران قدرت تشخیص و تحلیلگری قوی‌تری به خبرنگار از پدیده‌ها می‌دهد.
روزگار، روزگار زندگی دیجیتال است. خبرنگاران ازجمله افراد پیشتاز در بهره‌برداری از ابزارهای مدرن هستند. آنان پیشقراولان مدرن‌سازی جامعه هستند. با وجود این، خبرنگار حرفه‌ای ضمن آگاهی به عنصر سرعت در نظام اطلاع‌رسانی مدرن، هیچ‌گاه صحت و درستی خبر را فدای سرعت نمی‌کند. فناوری‌های نوین با ظرفیت گسترده شکل‌دهی شبکه‌های اجتماعی گوناگون و هزاران سودمندی همزمان، می‌توانند بستر بسط و توسعه خبرهای بی‌شناسنامه، بی‌اخلاقی و فرسایش سرمایه اجتماعی، فرقه‎‌گرایی و تلاش برای همبستگی ملی و توسعه خشونت شوند. در غیاب رسانه رسمی و خبرنگاران با هویت شناخته‌شده، زبان رسانه در مخاطره سقوط است. زبان برترین ابزار انسانی در انتقال مفهوم، خلق دانش و توسعه ارزش‌های ملی و اجتماعی است. درحالی‌که عده‌ای کاربست زبان فاخر را به سخره می‌گیرند، بی‌گمان، ادبیات رسانه‌ای نشانه رسایی از وضعیت انگاره رایج توسعه ملی در یک جامعه است.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید