• سه شنبه 8 مهر 1399
  • الثُّلاثَاء 11 صفر 1442
  • 2020 Sep 29
سه شنبه 10 مهر 1397
کد مطلب : 32543
+
-

از ایده‌های نو محروم بوده‌ایم

شقایق عرفی‌ن‍ژاد/خبرنگار



کورش نریمانی از کارگردانان مطرح تئاتر است. او تیر‌ماه امسال پس از 3 سال دوری از تئاتر، نمایش «شپش» را در تئاتر مستقل تهران روی صحنه برد. پیش از این هم نمایش‌های پرمخاطب «والس مرده شوران»، «دن کامیلو»، «شب‌های آوینیون»، «هتل پلازا» و «شوایک» را اجرا کرده بود. هرچند او اصالتا اهل خرم‌آباد است و تهرانی نیست، اما30 سال است که تهران‌نشین است. با او درباره تهران و تهران‌نشینی صحبت کرده‌ایم.

چه شد که به تهران آمدید؟

سال 67دانشگاه تهران قبول شده و مجبور شدم به تهران بیایم. بعد هم دیگر به خرم‌آباد برنگشتم و در تهران ماندگار شدم.

نظرتان درباره این شهر چیست؟

تهران شهر عجیبی است. وسعت و تنوع آن و زیرساخت‌هایی که برای زندگی در آن مهیا نشده، زندگی در این شهر را سخت کرده است. با این حال برای صاحبان بعضی مشاغل زندگی در این شهر اجباری شده است. خیلی از ساکنان تهران به‌خاطر ضرورت‌ها و امکانات هرچند محدود شغلی در این شهر مانده‌اند. نمی‌توان این را از نظر دور داشت که تهران به‌خاطر وسعت و پایتخت بودنش امکاناتی دارد که در شهرستان‌ها وجود ندارد. در عین حال به‌نظر من نسبت به شهرستان‌های بزرگ امکانات طبیعی کمتری دارد. منظورم امکاناتی مثل فضای سبز و فضاهای تفریحی است. دسترسی به اماکن مختلف هم برای تمام ساکنان آسان نیست. من به شهرستان‌های زیادی سفر کرده‌ام. یکی از چیزهایی که در این سفرها می‌بینم و باعث می‌شود به حال مردمان آن شهرها غبطه بخورم، این است که ساکنان بسیاری از این شهرها امکان دوچرخه‌سواری و قدم زدن آسوده در شهر را دارند؛ چیزی که در تهران اصلا وجود ندارد. با این خیابان‌های پررفت‌وآمد و راننده‌های عجول دوچرخه‌سواری تقریبا در این شهر محال است. در پیاده‌روها هم نمی‌توان با خیال راحت قدم زد چون هیچ‌کدام بدون فرورفتگی و پستی و بلندی نیستند و در بیشترشان هم نخاله‌های ساختمانی یا زباله‌ها راه عابر را سد می‌کنند. در تهران حتی امکان ورزش عمومی و صبحگاهی برای همه وجود ندارد. البته این ادعا وجود دارد که در بسیاری از پارک‌ها امکان ورزش عمومی مهیا شده‌است اما شوخی است؛ چون هوای این شهر در بیشتر روزهای سال آلوده است. بنابراین ورزش کردن در محیط باز منطقی نیست. فقط یکی، دو ورزشگاه خوب برای ورزش و پیاده‌روی داریم که آنها هم در شمال شهر است و با قیمت‌های بالایی که دارد فقط متمولان می‌توانند از آنها استفاده کنند.

با این توصیفات به‌نظرتان بزرگ‌ترین مشکلات تهران چیست؟

بزرگ‌ترین مشکل همین آلودگی هوا و سرانه کم فضای سبز است و البته ازدحام بیش از اندازه جمعیت.

از ویژگی‌های بد تهران صحبت کردید. چه چیز تهران را دوست دارید؟

چند ویژگی در تهران وجود دارد که آنها را دوست دارم؛ یکی همان تنوع مشاغل است که این امکان را می‌دهد بتوانید راحت‌تر فعالیت کنید؛ مثلا وقتی نویسنده باشید هم می‌توانید بنویسید، هم بازی کنید و هم کلاس برگزار کنید. در شهرستان چنین فضایی وجود ندارد. ویژگی دیگری که در تهران وجود دارد این است که به‌دلیل شرایط و مشغله‌های بسیار، افراد کمتر فرصت دخالت در زندگی همدیگر را دارند و سرشان در زندگی خودشان است. اینکه همسایه‌ها و اهالی محل حواسشان به هم باشد و در مواقع لازم به هم کمک کنند خوب است، ولی گاهی شکل دخالت پیدا می‌کند. در شهرستان‌ها این فضا به‌دلیل مشغله کم افراد بیشتر وجود دارد.

چه چیزی شما را به تهران پایبند کرده است؟

شرایط کار در تهران هرچند با سختی اما برایم مهیاست. گستردگی شهر و آدم‌هایش را هم دوست دارم؛ ضمن اینکه همسرم هم تهرانی است.

اگر قدرت و مسئولیت داشتید چه مشکلی را درتهران از بین می‌بردید؟

مسئله کمبود فضای سبز و آلودگی هوا را حل می‌کردم.

فکر می‌کنید در این زمینه کاری نشده است؟

نمی‌شود گفت اندیشه و کاری نشده‌است ولی اساسا مشکل مدیریت داریم. مدیریت کلانشهری ما دچار سیاست‌زدگی و جناح بازی شده‌است. این مسئله امکان این را از افراد می‌گیرد که خلاقیت بیشتری داشته باشند و در عین حال مدت بیشتری در پست مدیریتی بمانند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات سیستم مدیریتی ما مثلا در تهران این است که مدیریت‌ها هیچ‌وقت شایسته‌سالارانه انتخاب نشده‌اند و معیارهای دیگری مطرح بوده است؛ به همین دلیل ما از افکار جدید و ایده‌های نو محروم بوده‌ایم؛ ایده‌هایی که ممکن بود مدیران جوان با افکار جوان آنها را پیاده کنند.

این خبر را به اشتراک بگذارید