• چهار شنبه 6 آبان 1405
  • ١٧ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 28
چهار شنبه 6 آبان 1405
کد مطلب : 283812
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/xvL09
+
-

اعضای باندی که با قطع کردن برق محله‌ها به خانه‌ها دستبرد می‌زدند، ‌دستگیر شدند

پایان باند خاموشی در پایتخت

گزارش
پایان باند خاموشی در پایتخت

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

یک باند سرقت که با قطع کردن برق محله به خانه‌ها دستبرد می‌زدند با سقوط سرکرده باند از طبقه سوم به نقطه پایان‌ رسیدند.

به گزارش همشهری، تحقیقات برای دستگیری اعضای این گروه از تابستان امسال شروع شد. اعضای یک باند بدون اینکه ردی از خود به جا بگذارند، وارد خانه‌ها می‌شدند و یکراست سراغ گاوصندوق می‌رفتند و گاه حتی خود گاوصندوق را با خود می‌بردند.

سرقت در آخر هفته‌ها
به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری سارقان حرفه‌ای ادامه داشت. بررسی‌ها نشان می‌داد دزدان حرفه‌ای اغلب در 2 روز آخر هفته نقشه سرقت‌هایشان را عملی می‌کردند، چرا که به‌زعم آنها مالباخته‌ها آخر هفته‌ها اغلب به سفر یا ویلاهای شخصی‌شان در اطراف تهران می‌رفتند.

شگرد سارقان: قطع برق محله
هرچه تحقیقات جلوتر می‌رفت ابعاد بیشتری از فعالیت مجرمانه این گروه فاش می‌شد. بررسی‌ها نشان می‌داد این باند برای فرار از دستگیری برنامه‌ریزی دقیقی داشتند. آنها برای ورود به خانه‌ها ‌دوربین‌های مداربسته را از کار می‌انداختند، حتی مشخص شد آنها برای اینکه چهره‌شان در دوربین‌ها ثبت نشود، در برخی سرقت‌ها پیش از ورود به خانه، برق کوچه یا محله را قطع می‌کردند تا در ساعاتی که محله در تاریکی فرو می‌رفت، خیالشان از بابت ضبط‌نشدن تصاویر راحت باشد و در همان تاریکی، سرقت را انجام بدهند.

ردپای مجرم سابقه‌دار
هیچ ردی از دزدان سابقه‌دار در دست نبود تا اینکه در آخرین سرقت، وقتی مأموران برای بررسی صحنه جرم وارد خانه‌ای شدند که دزدان به آن دستبرد زده بودند، یک سرنخ به‌دست آوردند: اثر انگشت یکی از سارقان روی گاوصندوق. در ادامه، هویت سارق که یک مجرم حرفه‌ای بود به‌دست آمد. او سارق سابقه‌داری بود به نام محسن که بارها زندان را به جرم دستبرد به خانه‌ها تجربه کرده بود.

سقوط از طبقه سوم 
با سرنخ به‌دست آمده پاتوق‌های احتمالی محسن زیرنظر گرفته شد تا اینکه چند روز قبل مخفیگاهش در شرق تهران شناسایی شد. وقتی مأموران برای دستگیری محسن وارد عمل شدند او برای فرار کوله‌پشتی پر از طلاهای مسروقه را برداشت و به پشت‌بام پناه برد. ماموران به تعقیب او پرداختند تا اینکه دزد حرفه‌ای از پشت‌بام طبقه سوم به پایین سقوط کرد و به‌شدت آسیب دید.

بازگشت به زندگی
سارق حرفه‌ای به بیمارستان منتقل شد و چند روز در کما بود. وقتی به هوش آمد لب به اعتراف گشود و راز سرقت‌های سریالی را فاش کرد. او گفت: تخصصش باز کردن گاوصندوق و سرقت از منازل است و به همین دلیل وقتی وارد خانه‌ها می‌شدند، یکراست سراغ گاوصندوق می‌رفتند. با اطلاعاتی که او در اختیار پلیس قرار داد همدستانش نیز دستگیر شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.

گفت و گو
مردی که از مرگ برگشت

محسن، سرکرده باند می‌گوید هنوز باور نمی‌کند زنده است. او هنگام سقوط از پشت‌بام ساختمان 3طبقه به پایین اشهد خود را خوانده بود.

فکرمی‌کردی بعد از آن سقوط زنده بمانی؟
فکر می‌کردم آخرین روز عمرم است؛ چون آماده مرگ شدم و هنگام سقوط دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی در بیمارستان به هوش آمدم دیدم هنوز زنده‌ام. فهمیدم که خدا به من فرصت دوباره داده است. به همین‌خاطرتصمیم گرفتم دروغ نگویم، به همه‌‌چیز اعتراف و توبه کنم.
تعریف کن چطور شد در باز کردن در گاوصندوق تخصص پیدا کردی؟
هر کس در یک زمینه‌ا‌ی ‌استعداد دارد. من هم تخصصم سرقت  منزل بود. البته چند سال قبل به پیشنهاد چند نفر از بچه‌های محله‌مان سر از دنیای سارقان درآوردم. کم کم کار را جدی گرفتم و این‌بار گروه خودم را تشکیل دادم و شدم سرکرده باند. تخصص اصلی من باز کردن در گاوصندوق است؛ از رمزدار گرفته تا مکانیکی
با چه شگردی باز می‌کردی؟
 خب شیوه و شگردهایم یک راز است و نباید فاش شود. اگر باز هم نمی‌شد گاوصندوق را با خودمان می‌بردیم.
از هرسرقت چقدر گیرتان می‌آمد؟
بسته به شرایط از 5میلیارد تا 20میلیارد تومان. البته گاهی هم دست خالی برمی‌گشتیم. احتمالا مردم در جاهای عجیب طلاهایشان را مخفی می‌کردند.
عجیب‌ترین جایی که مردم طلاهایشان را مخفی می‌کردند کجا بود؟
در خاک گلدان یا حتی خاک گربه.
 با طلاهای سرقتی چه می‌کردید؟
دختر موردعلاقه‌ام وظیفه‌اش فروش طلاهای مسروقه بود. او خبر داشت که من سرکرده باند سرقت از خانه‌ها هستم.
ماجرای قطع برق محله‌ها چه بود؟ 
ایده خودم بود. می‌دانستم دوربین‌ها همه‌جا هستند. قبل از اینکه وارد کوچه شویم، جعبه برق محله را دستکاری می‌کردیم تا برق قطع شود. دوربین‌ها که از کار می‌افتاد با خیال راحت کارمان را شروع می‌کردیم.
چه شد که لو رفتید؟
همه‌چیز بی‌نقص پیش می‌رفت تا آن سرقت آخر. پیشانی‌ام می‌خارید، دستکش را از دستم درآوردم اما اصلا حواسم نبود. بدون دستکش سراغ گاوصندوق رفتم و خودم را لو دادم.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید