جوانی که در جریان یک دوئل عشقی مرتکب قتل شده بود از قصاص گریخت
حفظ قرآن قاتل را نجات داد
الهه فراهانی | روزنامهنگار
پسری جوان که 12سال پیش در جریان یک دوئل عشقی جوانی را به قتل رسانده بود، در زندان حافظ کل قرآن شد و اولیای دم به حرمت ایام فاطمیه او را بخشیدند.
به گزارش همشهری، این پرونده جنایی اواسط سال1393 گشوده شد. در آن زمان گزارش یک درگیری خونین در یکی از شهرهای استان فارس به پلیس مخابره شد. در جریان این درگیری، جوانی 24ساله به نام آرش بر اثر اصابت گلوله اسلحه شکاری بهشدت زخمی شده و اگرچه به بیمارستان انتقال یافته بود، اما بر اثر شدت جراحات جانش را از دست داده بود.
در تعقیب قاتل
با اعلام گزارش مرگ وی به بازپرس ویژه قتل، تحقیقات تخصصی کارآگاهان پلیس آگاهی استان فارس برای کشف راز این جنایت آغاز شد. بررسیهای اولیه نشان داد که آرش پیش از این حادثه با جوانی به نام مهران قرار ملاقات داشته و آخرین بار با او دیده شده است.
کارآگاهان در ادامه بررسیهای خود به ردپای یک خصومت قدیمی در این پرونده رسیدند. اطلاعات بهدستآمده حاکی از آن بود که آرش و مهران از مدتی قبل بر سر دختری به نام سارا دچار اختلافهای شدید شده بودند؛ اختلافی که درنهایت به یک دوئل عشقی و جنایت ختم شده بود. با افشای هویت عامل جنایت، مأموران پلیس برای دستگیری مهران وارد عمل شدند، اما متهم بلافاصله پس از تیراندازی از محل گریخته و سعی کرده بود ردی از خودش بهجا نگذارد. جستوجوها برای یافتن ردی از قاتل فراری ادامه داشت، اما تحقیقات به بنبست رسید.
دستگیری در شهر مرزی
جستوجو برای یافتن قاتل فراری ادامه داشت، تا اینکه بعد از گذشت 2سال، ردپای او در یکی از شهرهای مرزی به دست آمد و کارآگاهان وی را در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر کردند. با دستگیری او مشخص شد که مهران پس از آنکه متوجه شده بود آرش به ضرب گلوله او به قتل رسیده است، دچار وحشت شده و تصمیم گرفته بود هرطور شده از کشور فرار کند. او خود را به یکی از شهرهای مرزی رسانده و با پرداخت مبلغی سنگین به قاچاقچیان انسان، منتظر فرصتی برای خروج غیرقانونی مانده بود، اما قاچاقچیان تمام سرمایه او را بالا کشیده و او را در نقطه صفر مرزی رها کرده بودند. قاتل فراری که راهی برای بازگشت یا خروج از کشور نداشت، مجبور شده بود با هویت جعلی در شهر مرزی بماند و مشغول کارگری شود، اما درنهایت زندگی مخفیانه و پراسترس او پس از 2سال پایان یافت و او دستگیر شد.
اعتراف به شلیک ناخواسته
مهران پس از انتقال به اداره آگاهی، چارهای جز بیان حقیقت ندید و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او گفت: «مدتی قبل از حادثه با دختری به نام سارا آشنا شدم. قصدم ازدواج با او بود، اما ناگهان سارا ارتباطش را با من قطع کرد و گفت دیگر تمایلی به ادامه این رابطه ندارد. مدتی بعد متوجه شدم او با پسری به نام آرش (مقتول) آشنا شده و قصد دارند با یکدیگر ازدواج کنند. این موضوع غرور و احساساتم را جریحهدار کرد و موجب شد عصبانیت و حسادت تمام وجودم را دربر بگیرد.» متهم ادامه داد: «شب حادثه اسلحه شکاری برداشتم و با آرش در حاشیه شهر قرار گذاشتم. هدفم کشتن او نبود، فقط میخواستم او را بترسانم تا از زندگی سارا بیرون برود. در جریان کشمکش و درگیری، لوله اسلحه را به سمت پای او گرفتم و شلیک کردم، اما گلوله به شریان اصلیاش برخورد کرد و باعث مرگش شد. من هرگز قصد کشتن او را نداشتم.»
پای چوبه دار
پس از بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. دادگاه پس از بررسی مدارک و شنیدن دفاعیات متهم، حکم به قصاص او داد و قضات دیوان عالی کشور مهر تأیید بر این رأی زدند. با گذشت چند سال، مهران برای اجرای حکم پای چوبه دار منتقل شد. طناب دار بر گردنش افتاد، اما در آخرین لحظات، با التماس و خواهش توانست از اولیای دم مهلت بگیرد. این مهلت، نقطه عطف زندگی مهران بود. او که مرگ را با تمام وجود حس کرده بود، در زندان به قرآن پناه برد. او با تلاش شبانهروزی توانست پس از مدتی حافظ کل قرآن شود. تغییر رفتار عمیق و ندامت واقعی او، توجه مسئولان زندان را جلب کرد و این خبرها به گوش اولیای دم رسید.
بخشش به حرمت بانوی دو عالم
سرانجام در ایام فاطمیه امسال و در جریان پویشهای مردمی بخشش، خیران و سفیران صلح، بار دیگر پرونده مهران را به جریان انداختند. خانواده داغدیده آرش که سالها با رنج فقدان فرزندشان زندگی کرده بودند، وقتی متوجه تغییر رفتار قاتل در زندان شدند، تصمیم بزرگی گرفتند. اولیایدم اعلام کردند که برای رضای خدا و به حرمت ایام فاطمیه، از حق قانونی خود میگذرند و به قاتل فرزندشان زندگی میبخشند. بهاینترتیب قاتلی که در یکقدمی مجازات مرگ قرار داشت، فرصت زندگی دوباره یافت.