سکوت مشکوک سالمندان
کمحرفشدن سالمندان تنها به دلیل سنوسال نیست و ممکن است نشانهای از ابتلا به بیماریهای روانی بهخصوص افسردگی باشد
پروانه بندپی | روزنامهنگار
یکی از مهمترین پرسشها درباره جامعه این است که آیا ممکن است افسردگی، انزوا و بیانگیزگی به بخش طبیعی زندگی در دوران سالمندی تبدیل نشود؟ بهخصوص در ایران که سالمندان با انواع و اقسام مشکلات اقتصادی هم دستوپنجه نرم میکنند و داشتن یک روان سالم بسیار دشوار است. از سوی دیگر، خیلی از خانوادهها کمحرفشدن و گوشهگیری سالمند خود را پای سن میگذارند و به همین دلیل افسردگی را از آنها دور میدانند، درحالیکه طبق آمارهای رسمی موجود، حدود ۲۰درصد سالمندان کشور ما حداقل به یکی از انواع مشکلات روحی بهخصوص افسردگی دچارند.
مشکلات روحی را به پای سن نگذارید
سالمندی برای خیلی از آدمها از جایی آغاز میشود که نقشهای قبلیشان یکییکی کنار میروند؛ نداشتن شغل، کمترشدن رفتوآمدها، تغییر جایگاه در خانواده و کاهش توانایی جسمی و همینها میتوانند کمکم به افسردگی فرد سالمند منجر شوند یا افسردگی او را تشدید کنند. اما متخصصان میگویند بالارفتن سن بهمعنای تمامشدن زندگی نیست، البته به این شرط که خانواده و جامعه نیز فرصتی برای او فراهم کنند و خود سالمند نیز برای حفظ ارتباطش با زندگی تلاش کند. رضا نصری، متخصص طب سالمندی در این زمینه به همشهری میگوید: «بسیاری از خانوادهها تغییرات رفتاری سالمند را جدی نمیگیرند و کمحرفشدن، گوشهگیری یا غمگینبودن او را بهحساب سن بالا میگذارند، درحالیکه چنین تغییراتی همیشه طبیعی نیست و میتواند نشانه یکمشکل روحی-روانی باشد؛ چون سالمندان اغلب هرقدر سنشان بالاتر میرود، از نظر روحی هم آسیبپذیرتر میشوند.»
اهمیت حضور در جمع
اما جلوگیری از افسردگی سالمندان فقط به تشخیص بموقع بیماری محدود نمیشود. بخشی از ماجرا به این برمیگردد که سالمند تا چه اندازه همچنان خودش را عضوی از زندگی بداند. سالمندی که از جمعهای خانوادگی کنار گذاشته میشود، کمتر مورد مشورت قرار میگیرد یا اطرافیان به جای او تصمیم میگیرند، ممکن است بهتدریج احساس کند دیگر نقشی ندارد یا حضورش بیهوده است یا دیگر ارزشی برای دیگران ندارد.
نصری بر اهمیت حضور سالمندان در جمعهای خانوادگی و دوستانه تأکید میکند و میگوید: «خود سالمندان هم نباید از این جمعها فاصله بگیرند. البته این ارتباط صرفاً بهمعنای حضور فیزیکی در یکمهمانی نیست. سالمند باید همچنان در جریان زندگی باشد، با دیگران حرف بزند، نظر بدهد، تصمیم بگیرد و تا جایی که توان دارد مسئولیت و نقشی برای خود
داشته باشد.»
اختیارات را از آنها نگیرید
اما اگر فرد سالمند کمکم احساس کند زندگیاش کمتحرک و بیروح شده، چه کاری از دست خودش برمیآید؟ نصری بهعنوان متخصص طب سالمندی میگوید: «لزوما تغییر بزرگی لازم نیست. میتوان از حفظکردن یا دوبارهساختن ارتباط با دوستان و اعضای خانواده شروع کرد؛ از بیرونآمدن منظم از خانه، دنبالکردن یک علاقه قدیمی، یادگرفتن یک مهارت جدید یا پذیرفتن مسئولیتی که به فرد احساس مفیدبودن بدهد. مهم این است که زندگی فقط به خوردن، خوابیدن، مصرف دارو، ماندن در خانه و مراجعه به پزشک محدود نشود.» او درعینحال تأکید میکند: «در این میان خانواده نقش بسیار مهمی دارد. مراقبت از سالمند نباید بهمعنای گرفتن اختیارات از او باشد. اگر فرد هنوز توان تصمیمگیری دارد، بهتر است درباره برنامه روزانه، رفتوآمدها، خرید، دیدارها و حتی بسیاری از امور خانوادگی نظر خودش را داشته باشد. حفظ استقلال، حتی در اندازههای کوچک میتواند بخشی از حفظ ارتباط سالمند با زندگی باشد.» این متخصص میگوید: «البته این توصیهها به معنی آن نیست که میتوان افسردگی سالمند را با معاشرت و سرگرمی درمان کرد. اگر تغییر محسوسی در خلقوخو و رفتار سالمند ایجاد شده، بهخصوص اگر کمحرفی، کنارهگیری، بیعلاقگی یا غم ادامهدار است، نباید آن را صرفاً به سن نسبت داد و باید برای ارزیابی تخصصی اقدام کرد، چون ممکن است فرد سالمند دچار اندازهای از افسردگی باشد که نیاز به دارودرمانی داشته باشد.»
اینجا پایان راه نیست
متخصصان تاکید دارند که سالمندی فعال بهمعنای انکار محدودیتهای این دوره نیست. طبیعی است که با افزایش سن توان جسمی تغییر کند، بعضی دوستان و عزیزان از دست بروند و بعضی فعالیتها دیگر مثل گذشته امکانپذیر نباشند؛ اما کاهش تواناییها لزوما به معنی پایانیافتن همه نقشها و علاقهمندیها نیست. نصری هم میگوید: «شاید پاسخ به این سؤال که «آیا سالمندی پایان راه است»، بیشتر از آنکه به عدد سن مربوط باشد، به این بستگی داشته باشد که چه میزان از ارتباط، اختیار، هدف و مشارکت فرد در زندگی حفظ شده است. افسردگی سالمندی را نمیتوان بهطور کامل از زندگی همه سالمندان حذف کرد، اما طبیعیدانستن آن هم درست نیست. توجه به سلامت روان، جدیگرفتن تغییرات رفتاری، حفظ ارتباطات اجتماعی و فراهمکردن فرصت مشارکت میتواند کمک کند سالهای سالمندی فقط به معنی سالهای بیشتری از زندگی نباشد، بلکه بخشی از زندگی واقعی و معنادار فرد باشد.»
سالمندی کی شروع میشود؟
سالمندی برای خیلی از آدمها از جایی آغاز میشود که نقشهای قبلیشان یکییکی کنار میروند؛ نداشتن شغل، کمترشدن رفتوآمدها، تغییر جایگاه در خانواده و کاهش توانایی جسمی.
