مادر بمبها که قرار است پیروزی بسازد
آمریکا میخواهد با بزرگترین بمب خودش به ایران حمله کند؛ بمبی نزدیک به ۱۰تن که به «مادر همه بمبها» معروف است.
سیانان گزارش داده که آمریکا استفاده از این بمب را برای حمله به زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای زیرزمینی ایران بررسی میکند. اما نکته عجیب ماجرا اینجاست که خود آمریکاییها هم میدانند این بمب لزوما نمیتواند تأسیسات زیرزمینی ایران را نابود کند. چرا؟ چون بمب MOAB اساسا برای نفوذ به اعماق زمین طراحی نشده. قدرت اصلی آن ایجاد موج انفجار عظیم در سطح زمین است، نه نفوذ به دل کوه و عبور از لایههای ضخیم سنگ. این همان بمبی است که آمریکا سال۲۰۱۷ در افغانستان علیه داعش استفاده کرد. این بمب با وزن حدود ۹۸۰۰کیلوگرم قدرت تخریب دارد، اما قدرت انفجار با توان نفوذ به تأسیسات مستحکم زیرزمینی فرق میکند. حالا سؤال اصلی این است: وقتی خود آمریکاییها در مورد کارایی این بمب تردید دارند، چرا درباره استفاده از آن علیه ایران تبلیغ میکنند؟ پاسخ را خود سیانان داده: بعضی منابع نظامی آمریکا معتقدند این بمب بیش از آنکه سلاحی برای پیروزی نظامی باشد ابزاری برای عملیات روانی است. یعنی ترامپ میتواند یک حمله بزرگ و پرسروصدا انجام بدهد، تصاویر انفجار عظیم را به نمایش بگذارد، ادعای پیروزی کند و بعد برای خروج از منطقه دستش بازتر باشد. پس مراقب باشیم در دام عملیات رسانهای نیفتیم. بزرگی انفجار الزاما بهمعنای بزرگی دستاورد نظامی نیست.
چرا ۳کشتی را بعد از تفاهم اسلامآباد زدیم؟
اگر ایران آن سه کشتی را روز ۱۶تیر نمیزد، الان تفاهم ایران و آمریکا برقرار بود.
این حرفی است که این روزها خیلیها میزنند؛ اما دارند واقعیت را وارونه جلوه میدهند، چون اصل ماجرا چیز دیگری است.
سؤال این است: چهکسی اول تفاهم اسلامآباد را زیر پا گذاشت؟ ایران یا آمریکا؟
سردار محبی، سخنگوی سپاه حالا از پشت پرده ماجرا پرده برداشته و میگوید آمریکا نه یک بار، بلکه 3بار عهدشکنی کرد؛ 2بار وسط مذاکرات و یکبار هم بعد از امضای تفاهمنامه.
طبق بند پنجم تفاهمنامه، کشتیها باید با ترتیبات ایران از تنگه هرمز عبور میکردند، اما آمریکا برخلاف این توافق، یک مسیر غیرقانونی در جنوب تنگه ایجاد کرد تا کشتیها بدون رعایت ترتیبات ایران عبور کنند.
به گفته سخنگوی سپاه، برخورد با آن 3کشتی پاسخ به همین نقض تفاهم بود، نه یک اقدام خودسرانه و نه تصمیمی خارج از سلسلهمراتب نظامی.
محبی حتی یک قدم جلوتر رفته و گفته اگر به ۱۶تیر برگردیم، باز هم با کشتیهای متخلف همین برخورد را میکنیم.
حالا سؤال اصلی این است: چرا بعضیها بهجای پرسیدن از 3بار عهدشکنی آمریکا، فقط درباره پاسخ ایران سؤال میکنند؟
آیا تفاهم را کسی به هم زد که تعهدش را نقض کرد یا کسی که به نقض تعهد پاسخ داد؟
چه بر سر آذربایجان آمده است؟
آذربایجان کشوری است با جمعیت حدود ۹۵درصد مسلمان، مردمی آذریزبان و محب اهلبیت(ع). چه بر سر این سرزمین آوردهاند که امروز دخترانش را مجبور میکنند میان علم و حیا یکی را انتخاب کنند؟ چطور به خودشان اجازه میدهند حجاب را بهاجبار از سر زنان و دختران مسلمان بردارند؟
این اتفاق یکشبه نیفتاده؛ داستانی است که نزدیک به 20سال قدمت دارد.
سالهای۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در سومقاییت، دانشآموزی بهدلیل داشتن حجاب یک هفته از مدرسه اخراج شد. تلاش کردند ممنوعیت حجاب را وارد قانون آموزش کنند، اما اعتراضات مردمی مانع شد. این مقاومت نشان میداد که حتی پس از دههها حاکمیت شوروی، اعتقادات دینی مردم آذربایجان زنده است.
سال۲۰۱۰ دوباره فشارها آغاز شد. وزارت آموزش به بهانه لباس فرم یکسان، عملا ورود دختران محجبه به مدارس را ممنوع کرد. مردم اعتراض کردند، فعالان بازداشت شدند و نهادهای دینی مخالفت کردند. دولت هم معترضان را به ارتباط با نیروهای خارجی متهم کرد.
حالا در ۲۱سپتامبر ۲۰۲۶، دولت آذربایجان مقررات تازهای تصویب کرده که بدون نام بردن از حجاب، پوشش مغایر با اصول سکولار را در مدارس ممنوع میکند. ششم اکتبر هم محدودیت مشابهی برای معلمان وضع شد. نتیجه؟ گزارشهایی از ممانعت ورود دختران و معلمان محجبه به کلاسها و بازداشت ۳۷معترض.
اما سؤال اصلی این است: چرا مردم مسلمان آذربایجان نباید براساس اعتقادات دینی خودشان زندگی کنند؟
آذربایجان امروز گرفتار 2جریان است: میراث فرهنگی شوروی و نفوذ روزافزون غرب. الهام علیاف که بهدنبال نزدیکی بیشتر به آمریکا و اسرائیل است، میخواهد مرزبندی سیاسی خود را با ایران و کشورهای مسلمان منطقه پررنگتر کند.
در این نگاه انتقادی، محدود کردن حجاب فقط یک تصمیم آموزشی نیست؛ نشانه عقبنشینی تدریجی در برابر الگوی فرهنگی غرب است.
مسئله امروز فقط حجاب اجباری نیست؛ بیحجابی اجباری هم هست.
و سؤال آخر: کسانی که برای تغییر تدریجی هویت دینی جامعه مسلمان آذربایجان برنامه دارند، آیا برای ایران هم چنین برنامهای ندارند؟
قصه این اعدامی را دقیقتر بخوانید
ماجرا از شعارنویسی شروع شد، اما به تیراندازی به مردم و سربازها و حتی طراحی عملیات تسخیر فرودگاه کرمان برای ورود رضا پهلوی به ایران رسید.
علیسینا مصطفوی، متهم این پرونده، ۲۲مهر ۱۴۰۵ پس از تأیید حکم در دیوان عالی کشور اعدام شد. اما چه اتفاقی افتاده بود؟
سال۱۴۰۲ به اتهام شعارنویسی و اقدام علیه امنیت بازداشت شد. پس از آزادی، به گفته رئیس دادگستری کرمان، ارتباطش با شبکههای مخالف ادامه یافت؛ ۲۱فیلم از وقایع دیماه برای شبکهای ماهوارهای فرستاد و درخواست برقراری ارتباط با رضا پهلوی را داشت.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد.
4فروردین ۱۴۰۵ در میدان آزادی کرمان تیراندازی کرد و یک روحانی و یک دختر خردسال مجروح شدند.
اول اردیبهشت دوباره به همان میدان رفت؛ در 3نوبت به سربازها، یک خودروی عبوری و جایگاه مراسم شلیک کرد و یک روحانی دیگر زخمی شد. خودش به 2تیراندازی نافرجام به سمت پلیسراه کرمان ـ ماهان هم اقرار کرده بود.
اما عجیبترین بخش پرونده نقشه تسخیر فرودگاه کرمان بود.
طبق اعلام مقامات قضایی، مصطفوی برای فراهم کردن ورود رضا پهلوی، از فرودگاه بازدید و محل را ارزیابی کرده بود. در تلفنش پیامهای اعلام آمادگی برای عملیات و پیامهایی خطاب به حساب رسمی اسرائیل کشف شد.
5اردیبهشت بازداشت شد. از مخفیگاه او و همدستانش یک برنوی دوربیندار، 2سلاح شکاری، ۲۴۶فشنگ و ۳۰کوکتلمولوتوف کشف شد.
اتهاماتش شامل محاربه، شروع به قتل، جرح عمدی، قدرتنمایی مسلحانه، ساخت و نگهداری مواد منفجره و ارتباط با رسانههای مخالف بود.
دادگاه برای محاربه حکم اعدام و برای تبلیغ علیه نظام 7ماه و ۱۶روز حبس صادر کرد. حکم اعدام پس از تأیید دیوان عالی اجرا شد.
پروندهای که به روایت دستگاه قضایی از شعارنویسی آغاز شد به خشونت مسلحانه و طراحی عملیات در فرودگاه رسید.
شنبه 25 مهر 1405
کد مطلب :
283287
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/0VDD3
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved