• یکشنبه 19 مهر 1405
  • ٢٩ ربيع الآخر ١٤٤٨
  • 2026 Oct 11
شنبه 18 مهر 1405
کد مطلب : 282941
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/86KMl
+
-

روایت خبر

تناقض بامزه ترامپ در ایران‌هراسی
برادر بیلی آیلیش، خواننده مشهور آمریکایی، جمله عجیبی گفته: «من نگران بمباران کالیفرنیا توسط ایران نیستم؛ نگرانم ترامپ خودش کالیفرنیا رو بمباران کنه و بندازه گردن ایران!»
اما ماجرا چیست؟
ترامپ در یک تجمع انتخاباتی، وقتی درباره جنگ با ایران صحبت می‌کرد، گفت: «بگذارید لس‌آنجلس رو نابود کنن، بگذارید سن‌دیگو رو نابود کنن!»
این جملات جنجال بزرگی به پا کرد. کاخ سفید مجبور شد توضیح بدهد که منظور ترامپ، خطر فرضی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بوده.
اما مسئله اصلی یک تناقض بزرگ است.
ترامپ می‌خواهد همزمان 2 تصویر از ایران بسازد؛ اول اینکه ایران آنقدر قدرتمند و خطرناک بوده که می‌توانسته شهرهای آمریکا را نابود کند و جنگ علیه آن ضروری بوده.
دوم اینکه همین ایران حالا چنان شکست خورده که آمریکا کاملا امن شده!
اما اگر تهدید ایران از بین رفته، چرا هنوز از نابودی شهرهای آمریکا حرف می‌زند؟ واکنش‌ها هم تند بود.
گاوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، حرف‌های ترامپ را «جنون‌آمیز و خطرناک» خواند. شهردار لس‌آنجلس گفت ترامپ دارد حمله به جان آمریکایی‌ها را تشویق می‌کند. شهردار سن‌دیگو هم خواست نام شهرش را از این تهدیدها کنار بگذارد.
ترامپ می‌خواست با ترساندن آمریکایی‌ها از ایران رأی جمع کند؛ اما حالا خودش به موضوع ترس و اعتراض تبدیل شده!

فقط 3 روز وقت داری
عبدالناصر همتی روز پنجشنبه در اظهارنظری خطاب به اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از عبارت «3 روز وقت دارن» استفاده کرد و این تعبیر در فضای رسانه‌ای بازتاب یافت. اما منظور همتی چه بود و او چرا چنین گفت؟ 
اشاره همتی از «3 روز وقت دارن» یک کنایه و طعنه سیاسی بود. وزیر خزانه‌داری آمریکا پیش‌تر ادعا کرده بود که اقتصاد ایران «ظرف 2هفته» فروپاشیده یا نابود خواهد شد. همتی در واکنش به این ادعا، با لحنی کنایه‌آمیز گفت که تنها 3روز از آن مهلت دوهفته‌ای باقی مانده است. به‌عبارت دیگر، او داشت به این نکته اشاره می‌کرد که وعده وزیر آمریکایی در شرف رسیدن به موعدش است و وعده‌اش عملی نخواهد شد.
همتی با این یک جمله، نشان داد ادعای فروپاشی اقتصاد ایران طبق معمول دروغ طرف مقابل است. بله فشار به معیشت مردم می‌آید اما فشار آوردن غیراز نتیجه گرفتن است. بسنت ادعای گرفتن نتیجه‌ای را کرده بود که نتوانست محقق کند.
سخن همتی نمایش اقتدار و بی‌اعتنایی به دشمن بود. این لحن تمسخر آمیز و کنایه‌‌ای حاکی از آن بود که مقامات ایرانی ادعاهای آمریکا را جدی نمی‌گیرند و آن را صرفا «بلوف» یا جنگ روانی می‌دانند.
او البته با این بیان کوتاه با استفاده از زبان رسانه‌ای برای افکار عمومی داخلی یک نکته روشن را گوشزد کرد و آن اینکه سخن دشمنان را جدی نگیرند. چنین اظهارنظری با بازتاب گسترده در رسانه‌ها، نشان می‌دهد که مسئولان ما در جنگ شناختی و رسانه‌ای که بعدی از جنگ نظامی، امنیتی و البته اقتصادی است در حال قدرتمندتر شدن هستند.
این واکنش کلامی طنزآمیز به ادعای قبلی طرف آمریکایی بود، هم ابزار فشار طرف مقابل را تمسخر و هم پیام آرامش را به بازار داخلی مخابره کرد.

اعتراف رسوای روبیو: جنگ غرب  با ایران، تمدنی است 
سال‌هاست که مقام‌های آمریکایی ادعا می‌کنند دشمنی آنها با جمهوری اسلامی است، نه ملت ایران و نه تمدن ایرانی.
اما اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا‌ و پیش‌تر تهدید صریح دونالد ترامپ به نابودی تمدن ایران، پرده از واقعیتی عمیق‌تر برمی‌دارد؛ واقعیتی که دیگر نمی‌توان آن را پشت شعارهای سیاسی پنهان کرد.
روبیو اخیرا در روایت خود از نبرد خشایارشا و آتن، از آتش‌گرفتن معابد یونانی و ویرانی آکروپولیس سخن گفت؛ روایتی که در آن، ایرانیان در جایگاه مهاجمانی تصویر می‌شوند که تمدن دیگری را به آتش می‌کشند.
اما پرسش اینجاست: چرا وزیر امور خارجه رژیمی که در قریب یک سده اخیر به بهانه‌های واهی مثل گسترش صلح و دمکراسی، خون‌های بسیاری از مردم جهان را ریخته، در شرایط فعلی تاریخ ایران را با تصویر ویرانگری و نابودی پیوند می‌زند؟
این اظهارات را باید در کنار تهدید ترامپ قرار داد؛ همان رئیس‌جمهوری که از نابودی تمدن ایران سخن گفت. وقتی تهدید به نابودی یک تمدن از زبان رئیس‌جمهور آمریکا بیان می‌شود و وزیرخارجه‌اش نیز روایتی تاریخی با محوریت ویرانی به‌دست ایرانیان ارائه می‌کند، دیگر نمی‌توان به‌آسانی ادعا کرد که مسئله صرفا اختلاف با یک حکومت است. سال‌ها تلاش کردند میان جمهوری اسلامی و هویت تاریخی ایران فاصله بیندازند؛ گویی می‌توان یک نظام سیاسی را از سرزمین، تاریخ، حافظه جمعی و میراث چند هزار ساله مردمانش جدا کرد. این تفکیک اما فقط یک بازی زبانی ساده نبود؛ راهی بود برای عادی‌سازی فشار، تحریم و حتی حمله نظامی به خاک ایران؛ با این ادعا که هدف، حکومت است، نه مردم. تمدن ایران نه نام یک حکومت است و نه دارایی یک جریان سیاسی؛ میراث تاریخی یک ملت است.  پس نمی‌توان از نابودی آن سخن گفت و همزمان ادعا کرد که با ایران و ایرانیان دشمنی نداریم. تاریخ ایران، برخلاف تصور جنگ‌طلبان، با تهدید و بمباران از میان نمی‌رود اما این تهدیدها نشان می‌دهد که دفاع از ایران، فراتر از اختلاف‌های سیاسی، دفاع از حق یک ملت برای بقا، هویت و آینده خویش است.

یک خبر تکراری ولی دوست‌داشتنی
این متن درباره بیمارستان قلب شیراز در فضای مجازی منتشر شد. یک ایرانی خارج نشین از قول دوست خود در ایران منتشر کرده که «اینجا ورودی اورژانس بیمارستان قلب کوثر شیراز است. به محض ورود به اورژانس با این صحنه مواجه شدم. دستگاه کارتخوان برای پرداخت پول و رسیدهایی که از 35 هزار تومان تا یک میلیون تومان بودند. هر کسی در حد توانش کارت کشیده و چسبانده اینجا و هر کسی براساس نیازش ممکن‌ است بردارد. نکته جالبش تمام شدن چسب است. دستگاه کارتخوان هنوز وجود دارد و یک سری رسید فشار داده شده پشت دستگاه یا وسط سیم‌ها که رسیدها نیفتند روی زمین. دیدن این صحنه توی این موقعیت جنگی، اجتماعی و اقتصادی و در این مکان که مخصوص بیماران قلبی حاد است من را به گریه انداخت. نشانه  دیگری که ما هنوز به مرحله گسست اجتماعی که رسانه‌ها می‌گویند نرسیده‌ایم.»
این متن برای ایرانی‌ها تکراری است. عادی است. بارها در شرایط جنگ ایرانی‌ها برای اهدای خون صف کشیدند. بسیاری از جوانان از نقاط محروم و روستایی اطراف ایران به تهران مهاجرت کردند برای کمک به آواربرداری و کمک به مردم جنگ‌زده. اگر یادتان باشد، در دوران کرونا تقریبا همه جای دنیا قحطی بود و غارت فروشگاه‌ها یک چیز عادی بود. به‌خصوص غربی‌ها که دیگر دولت‌هایشان هم از هم محموله ماسک می‌دزدیدند.اما ایران ما از معدود جاهای دنیا بود که فضای داخل پر از همدلی و کمک به هم شد. ایران بارها و بارها اثبات کرده که جوهره دیگری دارد. اینها نشانه‌ یک تمدن بزرگ است؛ تمدنی که دشمنان هنوز هم آرزوی نابودی و انحطاطش را دارند. یک ضلع جنگ‌ها و بلایا و مشکلات اقتصادی و معیشتی در ایران، دهه‌هاست که کمک و همدلی مردم است؛ اتفاقی که عمق وحدت ایمانی و هویتی ما را نشان می‌دهد.

صلح نوبل برای صدای غزه
ناوی پیلای، حقوقدان اهل آفریقای جنوبی برنده جایزه صلح نوبل شد. کمیته نوبل دلیل این انتخاب را تلاش‌های او برای ترویج صلح، حاکمیت قانون و پیگیری قضایی جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی اعلام کرد. پیلای ۸۵ساله‌ پیش از این ریاست کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل درباره اراضی اشغالی فلسطین را بر عهده داشت؛ کمیسیونی که سال گذشته تأیید کرد اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی شده است.
او پس از دریافت خبر جایزه هم گفت آخرین اقدام مهمش تأیید نسل‌کشی در غزه بوده است. کارنامه حقوقی پیلای به چند دهه فعالیت در نهادهای بین‌المللی بازمی‌گردد. او در سال ۱۹۹۵ به پیشنهاد نلسون ماندلا، رئیس‌جمهور وقت آفریقای جنوبی‌ به دادگاه کیفری بین‌المللی روآندا پیوست و بعدها ریاست این دادگاه را بر عهده گرفت. پیلای اکنون نیز به‌عنوان قاضی در دیوان بین‌المللی دادگستری فعالیت می‌کند.
او سال گذشته در مصاحبه‎ای گفته بود: ما دریافتیم که اقدامات اسرائیل شواهد مستقیمی دال بر قصد نسل‌کشی بوده از جمله:
  قتل‌عام و مجروح‌کردن عمدی شمار بی‌سابقه‌ای از فلسطینیان غزه با استفاده از مهمات سنگین 
  حملات نظام‌مند به اماکن مذهبی، فرهنگی و آموزشی با هدف نابودی هویت فلسطینی از غزه
  اعمال محاصره و تشدید رنج فلسطینیان، ازجمله ممانعت از ورود آزادانه کمک‌های بشردوستانه
  تخریب نظام سلامت غزه، محروم‌سازی فلسطینیان از ملزومات پزشکی

 

این خبر را به اشتراک بگذارید