وقتی دشمن روی خستگی میدانداران حساب باز کرده
حتما برای شما پیش آمده، بعد از یک روز شلوغ و خستگی، شب که میرسد با خودت میگویی: «باز هم باید رفت و ایستاد؟» وقتی بیش از 200شب از حضور مردم در میدان گذشته و ماههاست اتفاق تازه و پرسروصدایی رخ نداده، طبیعی است که خستگی سراغ آدم بیاید اما دقیقا همینجا، معنای واقعی استقامت خودش را نشان میدهد.
جهاد همیشه با صدای گلوله و عملیاتهای بزرگ شناخته نمیشود. گاهی مهمترین کار این است که سنگر را خالی نکنی؛ حتی وقتی خبری نیست، حتی وقتی روزها شبیه هم شدهاند. در دفاعمقدس هم گاهی نیروها ماهها در سنگر میماندند، بیآنکه عملیاتی در کار باشد؛ فقط برای اینکه دشمن بداند آنجا هنوز کسی ایستاده است.
امروز هم شاید دشمن بیش از هر چیز منتظر همین لحظه باشد؛ لحظهای که خستگی، خیابان را خلوت کند و فاصلهها میان مردم بیشتر شود. برای همین، حفظ حضور فقط بهمعنای ماندن در میدان نیست؛ حفظ انسجام، صبوری با یکدیگر و ندادن فرصت به اختلافها هم بخشی از همین ایستادگی است.
در چنین روزهایی، شایعه و خبر جعلی هم میتواند به اندازه خستگی خطرناک باشد. ذهن خسته، بیشتر دنبال یک نشانه برای ناامیدی میگردد و هر خبری را آسانتر باور میکند، پس مراقبت از دل و ذهن، به اندازه مراقبت از میدان اهمیت دارد.
البته قرار نیست زندگی متوقف شود. خانواده، کار، درس و مسئولیتهای روزمره همچنان ادامه دارند. هنر این است که میان همه این مسئولیتها، سنگر خودت را هم بشناسی.
شاید سختترین بخش یک نبرد، همان روزهایی باشد که ظاهرا هیچ اتفاقی نمیافتد؛ روزهایی که فقط باید بمانی، صبر کنی و نگذاری خستگی، چیزی را که با ایمان ساختهای از تو بگیرد.
سردرگمی ترامپ در کمپدیوید
کمپدیوید دوباره میزبان یک جلسه پشت درهای بسته شد اما شاید مهمتر از اینکه چه کسانی دور این میز نشستهاند، این باشد که چرا واشنگتن، پس از ماهها جنگ و فشار، هنوز ناچار است برای ایران جلسههای چندساعته برگزار کند.
آکسیوس به نقل از 3مقام آمریکایی گزارش داده که جمعه، جیدیونس، مارکو روبیو، پیت هگست، استیو ویتکاف، جانرتکلیف و ژنرال دنکین ساعتها درباره گامهای بعدی در قبال ایران و تحولات یمن گفتوگو کردهاند. کاخ سفید هم درباره جزئیات این نشست سکوت کرده است.
ترامپ در روزهای اخیر دوباره از ادبیات تهدید استفاده کرده و گفته است: «یا ایران توافق را امضا میکند یا دیگر وجود نخواهد داشت.» اما اگر قرار بود تهدید، فشار و ادعای پیروزی، مسئله را تمام کرده باشد، چرا هنوز عالیترین مقامهای سیاسی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و نظامی آمریکا باید برای بررسی «گام بعدی» دور یک میز جمع شوند؟
این همان نقطهای است که باید خبر را از زاویه دیگری دید.
مسئله، ترس از یک اقدام تازه نیست؛ مسئله این است که چرا پس از این همه هزینه و ادعای پیروزی، پرونده ایران همچنان در بالاترین سطح تصمیمگیری آمریکا باز است؟
حتی پرونده یمن هم کنار ایران روی همان میز قرار گرفته است؛ جایی که واشنگتن با واقعیتی روبهروست که نمیتواند صرفا با تهدید و بمباران آن را مدیریت کند.
ترامپ همان روز، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اقدام بعدیاش گفت: «اگر به شما میگفتم، خبر بزرگی داشتید. اما خواهید دید.»
ارزش خبر دقیقا این است که آمریکا هنوز درباره «گام بعدی» فکر میکند، اما ایران بعد از ماهها فشار، همچنان مسئلهای است که واشنگتن نتوانسته از روی میز خود کنار بزند.
اسرائیل برای آموزش تکفیریها دوباره فعال شد
براساس گزارش خبرگزاری فلسطینی المعلومه، سرهنگی از ارتش رژیم صهیونیستی به نام «آریئل میخائیل» در ادلب بر آموزش نیروهای مسلح دولت نظارت میکند؛ نیروهایی که در اردوگاه «الحطاب» مستقر شدهاند و شمارشان حدود ۳۵۰نفر اعلام شده است. نکته مهمتر اینکه این افراد، پیشتر عضو «لشکر سلطانمراد» بوده و اکنون در ساختار وزارت دفاع دولت جولانی ادغام شدهاند.
این گزارش را باید در امتداد سابقهای طولانیتر دید.
اسناد و گزارشهای معتبر نشان میدهد اسرائیل از سالهای جنگ سوریه با شماری از گروههای تکفیری سوریه عضو داعش و القاعده ارتباط داشته و به برخی از آنها پول، تجهیزات، مهمات و خدمات درمانی ارائه کرده است. والاستریت ژورنال در سال ۲۰۱۷ از حمایت مالی و تسلیحاتی اسرائیل از گروههای مسلح جنوب سوریه گزارش داد و در سال ۲۰۱۹ نیز یک فرمانده ارشد ارتش اسرائیل به مسلحکردن برخی تکفیریهای سوری اذعان کرد.
اینبار ماجرا یک گام جلوتر رفته؛ حضور یک افسر اسرائیلی در فرایند آموزش نیروهایی که اکنون قرار است بخشی از ساختار رسمی نظامی سوریه باشند. اما سؤال این است چرا رژیمی که خود را دشمن گروههای تکفیری میداند و آنها را تهدید معرفی میکند، سالها با بخشی از نیروهای مسلح مخالف سوریه ارتباط و همکاری داشته و دارد؟ پاسخ جز این است که این گروهها به اذعان ادوارد اسنودن، پیمانکار آژانس امنیت ملی آمریکا، در طرحی به نام «لانه زنبور» توسط اسرائیل، آمریکا و انگلیس ایجاد شدند تا با ایجاد اختلافات مذهبی و فرقهای، حاشیه امنی برای اسرائیل بسازند؟
رد پای یک سلطنتطلب در دروغپردازی نفتی علیه ایران
سلطنتطلبان و طرفداران بازگشت رژیم ارتجاعی پهلوی، در یک سال و نیم گذشته همکاسه و پیاله آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند: بمباران خانه و کاشانه مردم را عادی جلوه دادند و در 18و 19دی، به افراد مسلح خود در خیابانها فراخوان شورش دادند. نسبت به کشتار وسیع مردم مخصوصا کودکان بیتفاوتی نشان دادند اما در عوض... برای هلاکت سربازان تروریست آمریکایی بهدست رزمندگان سپاه، ناله سر دادند.
اما یکی از آخرین خیانتهای سلطنتطلبان، آمارسازی درباره فروش نفت ایران بوده است.
در ماههای اخیر گزارشها و دادههای منتشرشده از سوی مؤسسه بینالمللی کپلر درباره صادرات نفت ایران، جنجالهای فراوانی بهپا کرده است.
در محور این ادعاها، فردی به اسم «همایون فلکشاهی» قرار دارد که بهعنوان تحلیلگر ارشد بازار نفت و انرژی در کپلر شناخته میشود.
او مدعی شده بود که درآمد ایران از نفت روی آب ظرف یکماه آینده به صفر خواهد رسید.
مؤسسه کپلر نیز پیشتر مدعی افت شدید، صفرشدن صادرات نفت و کاهش تحرک نفتکشها در تنگه هرمز شده بود.
اما بررسیهای کارشناسی، صحت این دادهها را بهشدت زیر سؤال برده است.
مثلا یکی از کارشناسان والاستریت ژورنال اعلام کرده که اگر آمارهای کپلر درباره صفرشدن صادرات نفت ایران درست بود، قیمت جهانی نفت باید روی ۷۰دلار میبود، نه نزدیک به ۱۰۰دلار.
ابعاد این ماجرا زمانی پررنگتر شد که توجهات به مواضع و حواشی سیاسی فلکشاهی جلب شد.
استفاده او از نماد جعلی شیر و خورشید در حساب شخصیاش باعث شد تا منتقدان، دیدگاه او را به طیف پهلوی نسبت دهند و آمارهای بهاصطلاح فنیاش را زیر سؤال ببرند.
این تناقضهای آشکار میان دادههای کپلر و واقعیتهای بازار نفت، در کنار حواشی سیاسی تحلیلگر آن، اعتبار این نهاد نفتی را بهشدت زیر سؤال برده.
همین نشان میدهد که بیش از واقعیتهای میدانی، جنگ روانی شدیدی علیه ایران جریان دارد که یک سر آن به آمریکا و اسرائیل میرسد و سر دیگرش به بیوطنهای طرفدار پهلوی.
یکشنبه 12 مهر 1405
کد مطلب :
282678
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/1r31P
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved