روزگار سپریشده مهران مدیری
بررسی ناکامی سریال«مرد 3000 چهره» در گفتوگو با مازیار معاونی، منتقد و کارشناس رسانه
شقایقعرفی نژاد | روزنامهنگار
«مرد3000چهره» به قسمت چهارمش رسیده و آمارها حاکی از ریزش مخاطبان آن است. قسمت اول سریال ۲میلیون و ۲۴۰هزار بیننده در تلویبیون داشت، اما 2قسمت بعدی بهترتیب ۷۱۲هزار و ۳۹۱هزار بازدید داشتهاند که نشان از کم شدن مخاطبان این سریال دارد. هر سریال جدیدی از مهران مدیری، چه از شبکه نمایش خانگی و چه از تلویزیون کنجکاویبرانگیز است. مدیری نامی است که دستکم نمیتوان از دیدن قسمت اول سریالش گذشت. دوستداران او در سالهای اخیر با تجربهای که از کارهای دهههای گذشتهاش دارند سریالش را در نخستین قسمتش تماشا کردهاند و هر بار ناامید برگشتهاند. با این پیشینه او حالا با «مرد3000چهره» و شخصیت مسعود شصتچی به تلویزیون برگشته که طبق آمار مخاطبانش در هر قسمت کمتر میشوند. درباره علل ریزش مخاطبان این سریال و شکستش با مازیار معاونی، منتقد و کارشناس رسانه صحبت کردهایم.

تغییر ذائقه مخاطب
یکی از مهمترین دلایل شکست «مرد3000چهره» این است که ظرف زمانی و مکانی نسبت به سالهای 87 و ۸۸ که در 2نوروز متوالی فصلهای اول و دوم آن پخش میشد، بهشدت تغییر کرده است.
از آن تاریخ تا الان فرمت سریالسازی عوض شده و توقع و سلیقه مخاطب تلویزیونی یا اصولا مخاطب آثار نمایشی بسیار بالاتر رفته است. پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی اضافه شده و همه اینها در تغییر و ارتقای سطح سلیقه مخاطب مؤثر بودهاند. دسترسی بیشتر به آثار روز سینمای جهان و سریالهای خارجی که بهراحتی در دسترس هستند، هم نقش مهمی در این ماجرا دارد. شما نمیتوانید بعد از ۱۸سال به اسم احیای برند همان کارهای قبلی را تکرار کنید.
شوخیهای تاریخگذشته
کسانی که میخواستند کارهای قدیمی را احیا کنند روی رسانه چندان کار نکردند. مشخصا در مورد «مرد3000چهره» شوخیها تاریخگذشته و موقعیتها کلیشهای است. مهران مدیری در زمانی که 2سری اول این سریال را کار کرد هنوز کارهای ضعیفی را که در طول دهه۹۰ انجام داد بازی نکرده بود و هنوز خودش را به این شدت و حدت مصرف نکرده بود. در طول زمانی که از «مرد هزارچهره» سپری شده او 2سریال ضعیف «در حاشیه» و «شیشماهه» را برای تلویزیون ساخته و بعد به یکسری کارهای ضعیف در پلتفرمها رو آورده. یک کمدین هر قدر هم بااستعداد باشد، روزی تمام خواهد شد و باید به خودش زمان بدهد تا بتواند داشتههایش را افزایش دهد یا اصلا مردم دلشان برایش تنگ شود. باید داشتههایش را به نوعی اضافه کند تا دوباره برای مردم دلچسب باشد. هیچ کدام از اینها برای مهران مدیری اتفاق نیفتاده و باعث شده بیننده علاقه چندانی به کارش نداشته باشد. در همان قسمت دوم «مرد3000چهره» او دوباره در یک باند سارق یا مافیایی گیر میافتد. این دقیقا یادآور فصول قبلی بود، یعنی حتی برای ایجاد موقعیت جدید هم تلاش نشده. حداقلش این بود که شخصیت مسعود شصتچی در مشاغلی به کار گرفته شود که جدید باشد. سیلی اولی که فیلم یا سریال به مخاطب میزند بسیار تعیینکننده است. کسی که قسمت اول «مرد3000چهره» را که کشدار هم بوده، بهعنوان مقدمه نگاه کرده منتظر است که در قسمت دوم شخصیت مسعود شصتچی را در موقعیتی ببیند که آن سیلی اول به او وارد شود و در قلاب گیر کند و برای قسمتهای بعدی آماده شود تا احتمالا جذابتر از فصول قبل باشد، ولی این اتفاق نیفتاده.
جای خالی برادران قاسمخانی
تیم فیلمنامهنویسی که با مدیری کار میکردند، یعنی برادران قاسمخانی و بقیه به جذابیت کار کمک میکردند. نبود برادران قاسمخانی بهشدت دیده میشود. هیچ وقت نمیشود منکر تواناییهای خود مهران مدیری بهعنوان یک بازیگر کاریزماتیک و صاحب توانایی و قریحه شد، ولی در «پاورچین»، «شبهای برره»، «قهوه تلخ» و کارهای دیگری که مهران مدیری را به اوج رساندند، چه در پلتفرم و چه در تلویزیون، رد پای برادران قاسمخانی آشکارا دیده میشد. حالا او با این نویسندگان قطع همکاری کرده و خودش سرپرستی نویسندگان را به عهده گرفته که تجربه چندانی در این کار ندارد. با توجه به اشراف نسبیای که به فیلمنامهنویسان دارم من تیم جدید 3نفره «مرد3000چهره» را نمیشناسم و نمیدانم رزومه آنها چیست. ولی سطح کیفی کارشان با کار برادران قاسمخانی و ژوله و امثال آنها متفاوت است.
استثناها و مسئله کیفیت
هرچند تلویزیون در حال حاضر دچار ریزش مخاطب است، ولی استثنا هم داریم. مثلا «پایتخت8» بیننده زیاد داشت. این سریال تا الان کجدار و مریز طی سالها
ساخته شد.
هم «پایتخت» و هم «زیرخاکی» و «نون خ» فاصله ۱۸ساله «مرد 3000 چهره» را در تلویزیون نداشتهاند. ۱۸سال شکاف زمانی گستردهای است و مخاطب را دور میکند. ضمن اینکه سازندگان «پایتخت»، تنابنده و سیروس مقدم و سایرین خودشان را مثل مهران مدیری آسان خرج نکردهاند.
اگر هنوز سعید آقاخانی در «نون خ» و «زیرخاکی» تا حدودی بیننده دارند، به خاطر این است که آسان خرج نشدهاند و پیوستگی و تداومشان حفظ شده. از همه مهمتر کیفیت کار است. مطمئن باشید اگر «مرد3000چهره» و «کارگاه علوی» کیفیت بالاتری داشتند، حتی با وجود تمام مؤلفههایی که گفته شد، الان بیننده بیشتری داشتند.
نویسنده «مرد3000چهره»: زود قضاوت نکنید
همزمان با پخش چهارمین قسمت «مرد3000چهره» و واکنشهای مختلف به این سریال، احمدرضا کاظمی، نویسنده این فصل، درباره قضاوتها و انتقادهای مطرحشده گفت: «بدون فرصتدادن به یک اثر و دیدن آن، نمیشود دربارهاش قضاوت کرد. هرکسی ممکن است درنهایت نظر متفاوتی داشته باشد، اما برای رسیدن به این نظر باید به اثر فرصت داد و چند قسمت از آن را دید. صرفا براساس شنیدهها نمیتوان درباره یک اثر قضاوت کرد.» کاظمی درباره نقش خشایار الوند، امیرمهدی ژوله و دیگر نویسندگان فصلهای قبلی در شکلگیری فضای طنز این مجموعه و ریسک ادامه آن بدون حضور آنها نیز گفت:«نویسندگان قبلی عملاً دنیای این مجموعه را شکل دادند و زحمت اصلی را کشیدند. ما در دنیایی که از قبل شکل گرفته بود و بسیاری از شخصیتهای آن ساخته و پرداخته شده بودند، شروع به نوشتن کردیم و همین مسئله کار را برای ما بسیار راحتتر کرد.»